تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦١ - تنبيه شرح موارد اكراه و حكم آنها در معاملات
برگشت اين كلام به آن است كه بر عالم به توريه، توريه نمودن واجب است تا بدينوسيله خود را از اكراه برهاند چ ه آنكه طبق فرموده اين قائل در مورد اكراه هيچ فرقى نيست بين اينكه مكره (بفتح راء) بواسطه توريه خود را از اكراه رها نموده يا اساسا لفظ را بدون قصد معنا القاء كند بطورى كه تكلم به الفاظ لغو باشد.
و اشكالى كه باين كلام متوجه است آنكه قبلا گ فتيم از ظاهر ادلّه و اخبارى كه در باب طلاق و عتق مكره وارد شدهاند اين طور استفاده مىشود كه عجز از توريه شرط نبوده بلكه با قدرت بر آن نيز اگر شخص توريه را ترك نموده و مكره عليه را بياورد فعلش صحيح نمىباشد.
شرح مطلوب
قوله: و نحوه فى المسالك: ضمير در « نحوه » به ما قاله فى التحرير راجع است.
قوله: و حكى عن سبطه: يعنى سبط شهيد ثانى عليه الرحمه.
قوله: انّه نقله قولا: ضمير در « انّه » به سبط شهيد ثانى (ره) و در « نقله » به عدم الوقوع راجع است.
قوله: و استدل عليه: ضمير فاعلى در « استدلّ » به سبط شهيد ثانى و ضمير مجرورى در « عليه » به عدم الوقوع برمىگردد.
قوله: انّه لو لاه لما فعله: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » بوده و در « لو لاه» به اكراه راجع مىباشد و در « فعله » به طلاق برمىگردد.
قوله: ثم قال: يعنى قال سبط الشهيد الثانى (ره).
قوله: و عن بعض الاجله: مرحوم شهيدى در حاشيه فرموده: مقصود از « بعض الاجلّه» كاشف اللثام عليه الرحمه يعنى مرحوم فاضل هندى مىباشد.
قوله: انّه لو علم: ضمير در « انّه » و در « علم » به مكره (بفتح راء) راجع است.