تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٧ - كلام در اطراف رفع قلم
موضوع است براى حكم به ضمان و پ رواضح است كه در تحقق اين موضوع قصد و نيّت دخيل نمىباشد.
قوله: ثمّ انّ القلم المرفوع الخ: حاصل مراد مرحوم مصنّف اين است كه:
مقصود از « رفع قلم» در حديث شريف رفع قلم تكليف بوده كه در حق بالغين و عاقلين جعل شده و بدنبالش عقاب و مؤاخذه ميباشد بنابراين معناى عبارت آنستكه:
تكليفى كه مخالفتش عقابآور است از صبى و مجنون مرفوع مىباشد بديهى است تعزيراتى كه در برخى موارد در حق صبى و مجنون ثابت هستند از موضوع اين حديث تخصّصا خارج مىباشند و بدين ترتيب نميتوان خروج آنها را منشاء اشكال بر حديث و استدلال بآن قرار داد.
مقاله مرحوم محقق يزدى
مرحوم محقق يزدى در حاشيه ميفرمايند:
انصاف اين است كه از حديث شريف بيش از رفع قلم مؤاخذه استفاده نميشود و مراد از مؤاخذه عقوبت اخروى و دنيوى همچون حدود و قصاص مىباشد و پ رواضح است اين مقدار محتاج به تقريبى كه مرحوم مصنف ايراد فرمودهاند نمىباشد چ ه آنكه معناى مزبور از حديثن ظاهر و آشكار بوده با قطع نظر از اينكه فقره ياد شده را علت يا معلول براى حكم مذكور در روايت قرار دهيم، بنابراين حديث شامل جناياتى كه موجب ثبوت مال بوده و نيز اتلافاتى كه باعث غرامت ماليّه هستند نمىباشد در نتيجه بايد گ فت:
عبارت « و قد رفع القلم عنهما» تقريب است براى عدم لحوق حكم عمد نه ثبوت ديه بر عاقله و با توجه باين معنا ديگر وجهى براى كلام مصنف كه فرمودهاند:
و لا بمقتضى شبه العمد و هو الدية فى مالهما ... نمىباشد.