تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٦ - كلام در اطراف رفع قلم
تسامح مينموده و بيشتر از اين تحقيق لازم نيست.
پ ايان كلام علامه (ره) در كتاب تذكره
شرح مطلوب
قوله: مقتضى عموم هذه الفقرة: مقصود از « هذه الفقره» عبارت « و قد رفع عنهما القلم» مىباشد و تقرير عام بودن آن اين است كه بپذيريم فقره مذكور اختصاصى به باب اتلاف نفوس نداشته بلكه شامل اتلاف اموال نيز مىگردد.
قوله: بناء على كونها علة للحكم: علّت است براى وجه عام بودن فقره مذكور چ ه آنكه بديهى است در صورت علّت بودن مفاد عبارت مذكور اين است كه بعلّت رفع قلم از كودك و ديوانه اتلافشان موجب ضمان نمىباشد.
قوله: كما هو ظاهر المحكى الخ: ضمير « هو » به عدم المواخذه بالاتلاف راجع است.
قوله: ان يلتزم بخروج ذلك: مشار اليه « ذلك » اتلاف مال بواسطه صبى و مجنون مىباشد.
قوله: و لا يخلو من بعد: وجه بُعد اين است كه:
حديث مزبور در مقام امتنان بر امّت بوده و مقتضاى اين معنا آنستكه از آن عموم انتزاع شود و بعبارت ديگر امتنان بر امّت باعث شده كه حديث آبى از تخصص باشد.
قوله: لكن هذا غير وارد الخ: مشار اليه « هذا » عدم خلو من بعد مىباشد.
قوله: على الاستدلال: يعنى على الاستدلال بالحديث لعدم ضمان الصبى و المجنون.
قوله: لانّه ليس مبنيا على كون الخ: ضمير در « لانّه » به استدلال راجع است.
قوله: من احتمال كونه معلولا لسلب الخ: ضمير در « كونه » به رفع القلم راجع است.
قوله: فيخرج مثل الاتلاف: زيرا اتلاف به معناى تضييع نمودن و از بين بردن