تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٥ - كلام در اطراف رفع قلم
فرع فقهى
اگر طفلى دينارهائى را به ناقد داده تا وى آنها را بشمارد يا متاعى را به مقوّم داده تا قيمت بگذارد پ س ناقد دنانير را گ رفت و مقوّم متاع را اخذ نمود پ س از اخذ حقّ ندارند دوباره آنچه را كه از وى گ رفتهاند باو برگردانند بلكه موظف هستند مال مأخوذ را به ولى طفل مسترد دارند مشروط باينكه ولى باشد و در غير اينصورت مكلّفند مال را نزد خود برس امانت نگهدارند حال اگر بامر ولى مال را باو دادند در صورتى كه مال تعلق به ولى داشته باشد البته ذمّه ايشان برى مىگردد و ضمانى بر آنها نيست ولى در صورتى كه مال متعلّق به طفل باشد با دفع مال بوى ضمان از آنها برداشته نميشود چ ه آنكه حكم در اين فرض مثل آنجايى است كه ولى امر كند بايشان مال طفل را در دريا بياندازيد.
فرع فقهى ديگر
اگر دو طفل معامله خريد و فروشى را انجام داده و ثمن و مثمن را قبض و اقباض كرده و هركدام آنچه را كه قبض كردهاند تلف نمايند:
در صورتى كه معامله و قبض و اقباض باذن ولىّ آندو صورت گ رفته باشد ضمان دو مال در عهده ولىّ ايشان بوده و در غير اينصورت ايشان ضامن نبوده بلكه ضمان در عهده دو طفل مىباشد و در باب حجر انشاء اللّه تعالى بطور مستوفى در اطراف اين مسئله سخن خواهيم گ فت.
فرع فقهى ديگر
اگر طفلى درب خانه را گ شاد و به شخص اجازه داد كه بر اهل خانه وارد شود يا هديهاى را از نزد شخصى آورد و اظهار نمود كه وى اذن داده است اقرب اين است كه بفعل و قولش ميتوان اعتماد نمود زيرا گ ذشت گ ان در اينگونه موارد