تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٨٢ - مناقشه مرحوم مصنف در دلالت اخبار بر بطلان بيع فضولى
و بضم همزه و سكون سين و « تاء » به جاى « نون اوّل» عبارتست از نام چ هار شهر در بغداد.
قوله: و ما فى الصحيح عن محمد بن القاسم بن الفضيل الخ: اين روايت را مرحوم صاحب وسائل به اين شرح نقل فرموده:
محمد بن الحسن باسنادش از احمد بن محمد، از پ درش، از برقى، از محمد بن القاسم بن الفضيل قال:
سئلت ابا الحسن الاوّل عليه السّلام عن رجل اشترى من امرأة من آل فلان بعض قطائعهم و كتب عليها كتابا بانّها قد قبضت المال و لم تقبضه، فيعطيها المال ام يمنعها؟
قال:
قل « فليقل خ ل» له ليمنعها اشدّ المنع فانّها ياعته ما لم تملكه. [١]
قوله: من آل فلان: برخى گ فتهاند مقصود اين است كه زن از بنى عباس بوده.
قوله: بعض قطائعهم: كلمه « قطائع » جمع « قطيعه » بوده و آن اصطلاحا عبارتست از اموال غير منقول همچون املاك و اراضى.
قوله: كتب عليها كتابا بانّها الخ: يعنى در حاليكه مشترى ثمن را به بايع (زن) نداده بود قبضى به اين مضمون نوشت كه بايع ثمن را قبض كرده است.
مؤلّف گ ويد:
اين معنا سابق و هم اكنون بين اهل كسب و تجارت مرسوم است كه قبل از به قبض دادن ثمن در ورقهاى اين مضمون را مىنويسند كه بايع ثمن را قبض كرده است.
قوله: و الجواب عن النبوى: مقصود حديث نبوى اوّل مىباشد.
قوله: هى العين الشّخصية: يعنى عين جزئى كه در خارج موجود بوده و
[١] وسائل الشيعه ج (١٢) ص (٢٤٩).