تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩ - ذكر ادله بر عدم نفوذ افعال صبى و تصرفاتش
مىتوان افعال و اقوال صبى را كان لم يكن دانست ولى در تحقق اين اجماع ترديد و شك مىباشد چ ه آنكه از كلمات حضرات بخوبى استفاده ميشود كه بسيارى از فقهاء صبى را مسلوب العبارة و الفعل نمىدانند بلكه بعضى از ايشان تصريح به صحت اقوال و افعالش نمودهاند در نتيجه اين مسئله چ ندان صاف و روشن نبوده و نميتوان بدون دغدغه حكم به لغويت افعال و اقوال غير بالغين نمود.
قوله: فلا ينافى عدمه: يعنى عدم الجواز.
قوله: و يشهد له الاستثناء الخ: ضمير در « له » به معناى مذكور يعنى كون الجواز بمعنى الاستقلال راجع است.
قوله: فى بعض تلك الاخبار: مقصود روايت ابن سنان است كه قبلا نقل شد.
قوله: فلا دلالة لها: ضمير در « لها » به اخبار راجع است.
قوله: حينئذ: يعنى حين يكون الجواز بمعنى الاستقلال.
قوله: و انّه اذا ساوم وليه متاعه: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » بوده و كلمه « ساوم » يعنى معامله كند و ضمير در « وليّه » و « متاعه » به صبّى مميّز راجع است.
قوله: و عين له قيمته: ضمير در « عيّن » به ولى و در « له » و « قيمته » به متاع راجع است.
قوله: مع الطّرف الآخر: مقصود مشترى است.
قوله: كان باطلا: ضمير در « كان » به ايقاع العقد راجع است.
قوله: لوجوب الوفاء به: يعنى وجوب وفاء صبى به عقد.
قوله: اذا وقع باذنه: ضمير در « وقع » به عقد و در « باذنه » به ولىّ راجع است.
قوله: او اجازته: يعنى اجازة الولى.
قوله: كما تكون جنابته الخ: تصوير اينكه طفل نابالغ چ طور جنب ميشود اين است كه جنابت يا با احتلام تحقّق مىيابد و يا با نزديكى كردن اعم از اينكه فاعل بوده يا مفعول قرار گ يرد و مراد از جنابت طفل فرض دوّم مىباشد.