تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٨٥ - تنبيه شرح موارد اكراه و حكم آنها در معاملات
قوله: هو تقيّدها بالمسبوقية: بطيب النفس: ضمير مؤنث در « تقيّدها » به اطلاقات راجع است.
قوله: فلا يجوز الاستناد اليها: ضمير در « اليها » به اطلاقات راجع است.
قوله: ادلّة صحة البيع: مقصود از اين ادلّه همان اطلاقات مىباشد.
قوله: اللّهم الّا ان يقال: اشاره است به استدراك از ايراد مذكور و تثبيت اشكال دوّم.
قوله: بالبيع المرضى به: كلمه « بالبيع » جار و مجرور، متعلق است به « مقيدة » .
قوله: فلا حكومة للحديث عليها: ضمير در « عليها » به اطلاقات برمىگردد.
قوله: و لازمه بحكم العقل: ضمير در « لازمه » به تثبيت التأثير التام لمجموع العقد الخ برمىگردد.
قوله: الّا ان يقال: اشاره است به استدراك از استدراك مذكور.
قوله: و هذا لا يفرق فيه الخ: مشار اليه « هذا » رفع مطلق الاثر مىباشد.
قوله: اذ على الاوّل: مقصود از « اوّل » ناقل بودن رضا مىباشد.
قوله: و على الثانى: مراد از « ثانى » كاشف بودن رضا مىباشد.
قوله: يكون الامر المنتزع: ضمير مستتر در « يكون » به تمام المؤثر راجع است.
قوله: و هو تعقبه للرضا: ضمير در « هو » به الامر المنتزع برمىگردد.
قوله: و هذا امر عقلى: مشار اليه « هذا » كونه جزء المؤثر التام مىباشد.
قوله: يحصل له: ضمير در « له » به عقد راجع است.
قوله: هو المجموع منه: ضمير در « منه » به عقد برمىگردد.
قوله: او وصف تعقبه له: ضمير در « تعقبه » به رضا و در « له » به عقد راجع است.
قوله: فتأمل: مرحوم شهيدى در حاشيه مىفرمايد:
امر به تأمل شايد اشاره باشد به اينكه اگرچه جزء المؤثر التام بودن اثر عقلى و امرى است كه بالاصاله مجعول نيست ولى به تبع كل جعل گ رديده فلذا همين مقدار كافى است براى قابل بودن براى رفع.