تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥٣ - تنبيه شرح موارد اكراه و حكم آنها در معاملات
است همسرش را در وقت معينى طلاق دهد حال ديگرى وكيل را اكراه مىكند كه طلاق را در غير آن وقت واقع سازد و وكيل نمىخواهد انشاء صيغه طلاق را در آن وقت نمايد.
قوله: و ممّا يؤيّد ما ذكرنا: مقصود از « ما ذكرنا» انّما يرفع حكما ثابتا على المكره لو لا الاكراه مىباشد.
قوله: و من المعلوم انّه الخ: اين عبارت وجه تأييد را بيان مىكند.
قوله: و هو النقل و الانتقال: ضمير « هو » به حاصل العقد راجع است.
قوله: نعم ربّما يستشكل هنا: مشار اليه « هنا » عقد مكره بعد از لحوق رضا مىباشد.
قوله: فى الحكم المذكور: مقصود حكم به صحت عقد است.
قوله: و لا يعرف الّا من قبل العاقد: ضمير نائب فاعلى در « لا يعرف» به قصد راجع است.
قوله: امكن احرازه: يعنى احراز القصد.
قوله: و لو كان مكرها: يعنى اگرچه عاقد مكره بوده ولى فرض آنستكه الفاظ عقد را لغو و بيهوده به زبان نياورده است.
قوله: فتأمّل: مرحوم شهيدى در حاشيه فرموده است:
شايد امر به تأمل اشاره باشد به اينكه: قصدى كه با اصل آنرا مىتوان احراز نمود مطلق قصد است در مقابل لغو نه خصوص قصد مدلول و پ رواضح است آنچه در اين مقام احرازش با اصل نافع است معناى دوّم است نه اوّل.
مؤلف گ ويد:
و به عبارت ديگر:
مقصود از « قصد » قصد مدلول و طيب خاطر مىباشد و اين معنا را تنها در افعال اختياريه ميتوان با اصل احراز نمود نه در فعلى كه از شخص مكره صادر مىشود چ ه آنكه وى اگرچه تكلّمش لغو نبوده امّا اينكه بتوان با اصل طيب