منتخب ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦١٩
٦٧٩٤.امام صادق عليه السلام : سـه چيز اسـت كـه بـر زمامدار واجب است درباره خواص و عوام رعايت كند : پاداش نيكوكار را به نيكى دادن تا بر رغبت مردم به كارهاى نيك افزوده شود ، پوشاندن گناهان بدكار تا توبه كند و از گمراهى و انحراف خود برگردد و ايجاد الفت ميان همه آنان از طريق احسان و رعايت انصاف و داد .
ر . ك : عنوان ١٤٠ «مدارا كردن» .
١٨٨٥ آنچه بايد حكمران در استخدام كارگزاران رعايت كند
٦٧٩٥.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هركس از ميان گروهى مردى را به كار گمارد در حالى كه در بين آنها خداپسندتر از او وجود دارد، به خدا و رسول او و مؤمنان خيانت كرده است.
٦٧٩٦.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : به خدا سوگند ما كسى را كه متقاضى اين كار (حكومت) ، يا بر آن حريص باشد ، به اين كار نمى گماريم .
٦٧٩٧.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ به عبدالرحمن بن اى عبدالرحمن بن سمره ، داوطلب امارت مشو ؛ زيرا اگر با تقاضاى تو اين منصب به تو سپرده شود در اداره آن به خودت واگذار مى شوى و اگر بدون تقاضاى تو به تو واگذار شود ، در اداره آن يارى مى شوى .
٦٧٩٨.امام على عليه السلام ـ در فرمان استاندارى مصر به مالك اشترـ : ديگر آن كه در كارهاى كارگزارانت انديشه و تأمّل كن و پس از آزمودنِ آنها ، ايشان را به كار گمار و به صرف جانبدارى يا علاقه به كسى او را عهده دار كارى مكن ؛ زيرا اين دو ، كانونِ انواع ستم و خيانت است . كارگزاران خود را از ميان افراد با تجربه و آبرومند و خاندان هاى نيك و خوشنام و پيشگام در اسلام انتخاب كن.
٦٧٩٩.امام على عليه السلام ـ در همان فرمانـ : به كارهاى آنان (كارگزاران) رسيدگى كن و از ميان افراد با صداقت و وفادار مراقبانى بر آنها بگمار ؛ زيرا مراقبت نهانى تو در كارهاى ايشان ، آنها را به رعايت امانت و خوشرفتارى با مردم وا مى دارد و با دقّت ، مراقب دستياران خويش باش و اگر يكى از آنان دست به خيانت گشود و گزارش هاى همه مراقبانت آن را تأييد كرد ، به همان گزارش ها به عنوان شاهد اكتفا كن و بى درنگ او را كيفر جسمانى ده و از ثروتى كه از طريق مقامش به دست آورده بازخواست كن و او را به خوارى بكشان و داغ خيانت بر پيشانيش بزن و حلقه ننگ تهمت را به گردنش بياويز .
١٨٨٦ نهى از گماشتن حاجب
٦٨٠٠.امام على عليه السلام ـ در فرمان استاندارى مصر به مالك اشترـ : مبادا كه خويشتن را زياد از حدّ از مردم پنهان نگه دارى ؛ زيرا روى نهان داشتن حكمرانان از عموم مردم ، نوعى تنگ حوصلگى و سبب كم اطلاعى از امور است ، و حكمران اگر از مردم روى نهان كند ، باعث مى شود كه مردم از حقايق پشت پرده آگاه نشوند و از اين رو كارهاى بزرگ و مهم در نظر آنان كوچك و بى اهميت مى آيد و كارهاى كوچك ، بزرگ . زيبا زشت جلوه مى كند و زشت زيبا و حقّ و باطل درهم آميخته مى شود .
٦٨٠١.امام صادق عليه السلام : هـر كه عـهـده دار امـرى از امور مردم شود و عدالت پيشه كند و دَرِ خود را (به روى مردم) باز گذارد و پرده اش را كنار زند و به كارهاى مردم رسيدگى نمايد ، بر خداست كه در روز قيامت او را از ترس و هراس ايمن گرداند و به بهشتش برد .
١٨٨٧ وجوب توجّه حكمران به مستضعفان
٦٨٠٢.امام على عليه السلام ـ در فـرمان استاندارى مـصر به مالك اشترـ : و مقدارى از وقت خود را به نيازمندان خود اختصاص ده و با آنان در يك مجلس عمومى بنشين و شخصا به مشكلاتشان رسيدگى كن و در آن مجلس براى خداوندى كه تو را آفريده است فروتنى نما و سربازان و يارانت را كه جزو محافظان و نگهبانان تو هستند از آنان دور بدار ، تا هر كه مى خواهد سخن بگويد بدون لكنت زبان و بى ترس و واهمه مطالبش را اظهار كند . چرا كه من از رسول خدا صلى الله عليه و آله بارها شنيدم كه مى فرمود : امّتى كه در آن حقّ ناتوان ، بدون ترس و واهمه از قدرتمندان گرفته نشود ، هرگز روى رستگارى را نمى بيند . همچنين درشتى و درماندگى و ناتوانى آنان در سخن گفتن را تحمّل كن و كم حوصلگى و تكبّر را از خود دور گردان ...
٦٨٠٣.امام على عليه السلام ـ در هـمان فـرمانـ : ديگر آن كه درباره طبقـه فرودست (مردم) ، مانند مستمندان و نيازمندان و بينوايان و زمين گير شدگان ، خدا را در نظر گير ؛ زيرا در ميان اين طبقه ، تهيدستانى وجود دارند كه دست نياز سوى اين و آن دراز مى كنند و عدّه اى هم روى گدايى ندارند . بنابراين ، حقّ آنان را كه خداوند اداى آن را از تو خواسته است ادا كن و از بيت المال براى آنان هم سهمى در نظر گير ... و به كار كسانى از آنان كه به تو دسترسى ندارند و چشم ها ، آنان را خُرد و بزرگان ، آنها را حقير مى شمارند ، رسيدگى كن و براى اين كار از افراد خدا ترس و فروتن و مورد اعتماد خود كسانى را مأمور رسيدگى به امور ايشان كن ، تا احوال آنها را به تو گزارش دهند و آن گاه درباره آنان آن گونه عمل كن كه روزى كه خدا را ديدار مى كنى عذرت را بپذيرد ؛ زيرا اين گروه از مردم به دادگرى نيازمندتر از ديگران هستند . پس در اداى حقّ هر يك از اينان ، در پيشگاه خدا عذر و حجّتى داشته باش .
١٨٨٨ ويژگى هاى دوستان خدا
«آگاه باشيد كه بر اولياى الهى نه بيمى است و نه آنان اندوهگين مى شوند. همانان كه ايمان آورده و پرهيزگارى ورزيده اند» .
٦٨٠٤.امام على عليه السلام : اولياى الهى همان كسانى هستند كه باطن دنيا را مى نگرند ، در حالى كه ديگر مردم به ظاهرش چشم دارن�� و (آنان) به آينده و فرجام دنيا مشغولند ، در حالى كه ساير مردم به نقد و امروز آن سرگرمند . آنچه را از دنيا كه مى ترسند آنان را نابود كند ، نابود مى كنند و آنچه را از دنيا كه مى دانند به زودى آنان را ترك خواهد گفت ، ترك مى كنند و آنچه را كه ديگران از دنيا زياد و با ارزش مى شمارند اندك و حقيرش مى بينند و رسيدن خود به آنها را از دست دادن (سعادت و رستگارى خويش) مى شمارند . دشمن چيزى هستند كه مردم (دنياطلب) با آن در صلح و سازشند و دوستدار چيزى هستند كه مردم با آن دشمنى مى ورزند ! كتاب (خدا) به وجود آنان شناخته و دانسته مى شود و آنان به آن دانا و عارفند ، كتاب به آنان پايدار است و آنان به كتاب برپايند ، بالاتر از چيزى كه بدان اميد بسته اند ، اميدى نمى شناسند و ترسناكتر از چيزى كه از آن مى ترسند ، چيزى را مايه ترس نمى دانند .
٦٨٠٥.امام صادق عليه السلام : اى ابوبصير ، خوشا به حال شيعيان قائم ما كه در زمان غيبت او منتظر ظهورش هستند و در زمان ظهورش فرمانبردار اويند . اينان دوستان خدايند كه نه بيمى بر آنان است ونه اندوهگين مى شوند .
ر . ك : ايمان ، باب ١٨٩ ؛ تقوا ، باب ١٨٥٢ .
٤١٧
نوميدى
١٨٨٩ نوميدى
«و اگر از جانب خود رحمتى به انسان بچشانيم، سپس آن را از وى سلب كنيم، قطعا او بسيار نوميد و ناسپاس خواهد بود» .