منتخب ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٠٥
٣٣٥٠.امام على عليه السلام : از زمانى كه حقّ را يافته ام ، در آن شكّ نكرده ام .
٣٣٥١.امام على عليه السلام : من به پروردگار خود يقين دارم و در دين خود شبهه اى ندارم .
٣٣٥٢.امام صادق عليه السلام ـ دربـاره آيـه « ... پليدى را از شما ببرد» {-ـ : (مراد از) آلودگى همان شكّ است . به خدا سوگند كه ما هرگز درباره پروردگار خود شكّ نمى كنيم .
ر . ك : يقين ، باب ١٨٩٥ .
١٠٤٧ عوامل به وجود آمدن شكّ
٣٣٥٣.امام على عليه السلام : شكّ ، حاصل نادانى است .
٣٣٥٤.امام على عليه السلام : هركه در كار خدا گردنكشى كند ، دستخوش شكّ شود و هركه شكّ كند ، خداوند بر او چيره گردد و با قدرت خود وى را به خوارى افكند و با جلال خود وى را حقير گرداند ، همچنان كه او در كار خداوند كوتاهى كرده بود .
٣٣٥٥.امام على عليه السلام : دچار شبهه نشويد كه گرفتار شكّ مى شويد و شكّ نكنيد كه به كفر گرفتار مى آييد و به نفْسهاى خود ميدان ندهيد كه در اين صورت (در دين) سهل انگار مى شود .
٣٣٥٦.امام على عليه السلام : شكّ ، ايمان را بر باد مى دهد .
٣٣٥٧.امام على عليه السلام : شكّ ، نور دل را خـامـوش مى كند .
٣٣٥٨.امام على عليه السلام : حاصل شكّ ، سرگردانى است.
ر . ك : يقين ، باب ١٨٩٧ .
١٠٤٨ آنچه شكّ را مى زدايد
٣٣٥٩.امام على عليه السلام : با انديشيدن پياپى ، شكّ ناپديد مى شود .
٣٣٦٠.امام على عليه السلام : در شگفتم از كسى كه آفرينش خدا را مى بيند و در او شكّ دارد .
٣٣٦١.امام على عليه السلام : هيچ (بنده) با اخلاصى دچار شبهه نشد و هيچ يقين كننده اى ، شكّ نكرد .
١٠٤٩ شاخه هاى شكّ
٣٣٦٢.امام على عليه السلام : شكّ چهار شاخه دارد : جدال كردن ، ترس ، سرگردانى و تن دادن . كسى كه ستيزه كردن را عادت خويش گرداند ، شب او صبح نشود و كسى كه از حوادث آينده وحشت داشته باشد ، به گذشته برگردد و كسى كه در (عالم) ترديد و تشويش سرگردان ماند ، پايمال سُمهاى شياطين شود و كسى كه به هلاكت دنيا و آخرت تن دهد ، در هر دو سراى هلاك گردد .
٢٢٤
شهادت (١) «در مسائل قضايى»
١٠٥٠ شهادت عادلانه
«اى مؤمنان! در راه (رضاى) خدا به داد برخيزيد و به عدالت گواهى دهيد . و دشمنى تان با بعضى از مردم وادارتان نكند كه عدالت نورزيد . عدالت ورزيد كه آن به تقوا نزديكتر است و از خدا پروا كنيد كه خدا به آنچه مى كنيد آگاه است» .
٣٣٦٣.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : من عادل هستم و جز به عدالت ، شهادت نمى دهم .
٣٣٦٤.امام على عليه السلام : عدالت ، روح شهادت دادن است .
١٠٥١ ترغيب به شهادت دادن
«و براى خدا شهادت را (به راستى) ادا كنيد» .
«و شاهدان چون (به شهادت دادن) فرا خوانده شوند، نبايد خوددارى كنند» .
٣٣٦٥.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : كسى كه براى زنده كردن حقّ يك نفر مسلمان شهادت حقّ بدهد ، روز قيامت در حالى آورده مى شود كه پرتوِ نور چهره اش تا چشم كار مى كند ديده مى شود و خلايق او را به نام و نسب مى شناسد .
٣٣٦٦.امام صادق عليه السلام ـ درباره آيه «و شــاهدان چون ...» ـ : هرگاه فردى براى شهادت دادن دعوت شد ، سزاوار نيست بگويد : من براى شما شهادت نمى دهم .
٣٣٦٧.امام صادق عليه السلام : هرگاه براى شهادت دادن فرا خوانده شدى ، اجابت كن .
١٠٥٢ كتمان شهادت
«كيست ستمكارتر از كسى كه شهادتى از خدا را در نزد خويش پوشيده دارد؟» .
«شهادت را كتمان نكنيد و هركه آن را كتمان كند، دلش گنهكار است . و خدا به آنچه انجام مى دهيد داناست» .
٣٣٦٨.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كسى هنگامى كـه بـراى شـهـادت دادن فرا خوانده شود آن را كتمان كند، همانند كسى است كه شهادتِ دروغ دهد.
٣٣٦٩.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هركه از شهادت خود برگردد و آن را كتمان كند ، خداوند در حضور خلايق گوشتش را به وى بخوراند و در حالى كه زبان خود را مى جود به دوزخ رود.
١٠٥٣ كسانى كه شهادتشان پذيرفته است
٣٣٧٠.امام على عليه السلام ـ خطاب به شريحـ : بدان كه مسلمانان نسبت به يكديگر عادل به شمار مى آيند ، مگر كسى كه به كيفر گناهى حدّ خورده و توبه نكرده باشد يا به شهادت دروغ دادن شهرت داشته باشد يا گمانِ بد درباره او برده شود (و مظنون باشد) .
٣٣٧١.امام صادق عليه السلام : شهادت فاسق را جز بر ضدّ خودش نمى پذيرم .
٣٣٧٢.امام صادق عليه السلام : امير المؤمنين عليه السلام نَـه شـهادت آدم فـحّاش و بد زبان را مى پذيرفت و نه شهادت كسى را كه سوء پيشينه دينى داشت.
١٠٥٤ آداب شهادت دادن
٣٣٧٣.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در پاسخ به پرسش از شهادت دادنـ : آفتاب را مى بينى ؟ هرگاه موضوع به همين روشنى بود شهادت بده و گرنه خوددارى كن .