منتخب ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٢٣
٣٥٦٥.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : صراط ، باريكتر از مو و تيزتر از شمشير است .
٣٥٦٦.امام صادق عليه السلام ـ درباره آيه «همانا پروردگار تو سخت در كمين اـ : (كمينگاه) پلى است بر روى صراط كه هيچ بنده اى با داشتن مظلمه اى به گردن ، از آن نمى تواند بگذرد .
٣٥٦٧.امام صادق عليه السلام : مـردم در گـذشتن از صـراط بـه چند گروه تقسيم مى شوند : برخى مانند برق مى گذرند ، برخى مانند اسب به تاخت مى روند ، برخى با سينه خيز مى گذرند و بعضى هم در حالى مى گذرند كه خود را به آن آويخته اند و آتش مقدارى از بدن آنها را گرفته است .
٢٣٥
خردسالى
١١٠٨ خردسالى
٣٥٦٨.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بـازيگوشى (و شـيطنت) بـچّه در دوران كودكى ، نشانگر فزونى عقل او در بزرگسالى است .
٣٥٦٩.امام على عليه السلام : هركه در كودكى ، خـود را بـه رنـج و سـختى نيندازد ، در بزرگساليش به ارجمندى نرسد .
٣٥٧٠.امام على عليه السلام : هركه در دوران خردساليش بپرسد ، در روزگار بزرگساليش پاسخ دهد .
٣٥٧١.امام على عليه السلام : هـر كـه در كـودكى نـياموزد ، در بـزرگسالى پيشرفت نكند .
٣٥٧٢.امام على عليه السلام : نادان ، بچّه است ، اگر چـه پير بـاشد و دانـا ، بزرگ است اگر چه نوجوان باشد .
٣٥٧٣.امام كاظم عليه السلام : بازيگوشى (و شيطنت) پسر در دوران كودكى پسنديده است ، براى اين كه در بزرگسالى بردبار شود .
ر . ك : پدر و فرزند ، باب ١٨٧٨ ؛ ادب ، باب ٤٩ .
٢٣٦
دست دادن
١١٠٩ دست دادن
٣٥٧٤.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هرگاه با هم روبه رو شديد ، با سلام گفتن و دست دادن روبه رو شويد و چون از يكديگر جدا شديد ، با آمرزش خواهى جدا شويد .
٣٥٧٥.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بايكديگر دست دهيد ؛ زيرا دست دادن كينه و كدورت را از بين مى برد .
٣٥٧٦.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : با يكديگر دست دهيد ، كه كينه را مى برد .
٣٥٧٧.امام باقر عليه السلام : هـرگاه مـردى بـا رفـيقش دست دهد ، آن كـه دستش را نگه دارد اجرش بيشتر است از كسى كه رها مى كند . بدانيد كه گناهان آنها مى ريزد ، تا جايى كه گناهى باقى نماند .
٣٥٧٨.امام صادق عليه السلام : مسلمانان هرگاه در ركاب رسول خدا صلى الله عليه و آلهبه جنگ بيرون مى رفتند و از جاى پر درختى مى گذشتند سپس به فضاى باز مى رسيدند ، به يكديگر نگاه مى كردند و با هم دست مى دادند .
٣٥٧٩.امام صادق عليه السلام : رسول خدا صلى الله عليه و آله هرگاه با مردى دست مى داد ، هرگز دست خود را از دست او نمى كشيد تا اين كه او دستش را از دست حضرت بكشد .
١١١٠ نهى از دست دادن با زن
٣٥٨٠.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : من با زنان دست نمى دهم .
٣٥٨١.امام صادق عليه السلام : با زنى كه ازدواج كردن بـا او حـلال اسـت (محرم نيست) نمى توان دست داد ، مگر از پس جامه و (در اين صورت هم) نبايد دستش را فشرد .
٢٣٧
صلح
١١١١ صلح در جنگ
«اگر به صلح مايل شدند تو نيز بدان مايل باش و به خدا توكّل كن كه او شنواى داناست» .
٣٥٨٢.امام على عليه السلام : من صلح را ، مادام كه مايه وهن اسلام نباشد ، كارسازتر از جنگ يافته ام .
٣٥٨٣.امام على عليه السلام ـ در فرمانِ استاندارى مصر به مالك اشترـ : اگر دشمن تو را به صلح فرا خواند و خشنودى خدا در آن بود ، آن را ردّ مكن ؛ زيرا صلح مايه آسايش سپاهيان تو و راحتى خودت از اندوهها و امنيّت سرزمين توست . امّا پس از صلح ، از دشمن خود سخت برحذر و هشيار باش ؛ زيرا گاه دشمن خود را نزديك مى كند ، تا غافلگير كند ؛ پس محتاط و دورانديش باش و به دشمن خوشبين مباش .
١١١٢ صلح امام حسن
٣٥٨٤.امام على عليه السلام ـ پس از ضربت ابن ملجم ، در سفارش به فرزند بزرگوارـ : بدان كه معاويه همچنان كه با من مخالفت كرد با تو نيز مخالفت خواهد كرد . پس اگر با او از درِ صلح و آشتى درآيى به جدّت تأسى جسته اى كه با بنى ضمره و بنى اشجع ... صلح كرد و اگر بخواهى با دشمنت بجنگى (بدان كه) هرگز آن صلاحيت و وفادارى كه پيروان پدرت داشتند ، پيروان تو نخواهند داشت .
٣٥٨٥.امام صادق عليه السلام : حسن بن على عليهماالسلام پـس از آن كه بـه جـانـش سوء قصد شد و پيروانش از درِ ناسازگارى با وى در آمدند ، كار را به معاويه واگذاشت . آن گاه شيعيانش به آن حضرت چنين سلام كردند : «سلام بر تو اى خواركننده مؤمنان» . حضرت فرمود : من خواركننده مؤمنان نيستم ، بلكه عزّت بخش مؤمنانم . وقتى ديدم شما در برابر دشمن قدرتى نداريد ، كار را به او واگذاشتم تا من و شما در ميان آنان باشيم ؛ همچنان كه آن فرزانه (خضر) كشتى را سوراخ كرد تا براى صاحبانش باقى بماند ، و اين چنين (است حكايت) من و شما ، تا در ميان آنها باقى بمانيم .