منتخب ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧٣
٥٩٨ نتيجه بى شرمى
١٨٢٧.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : از مثل هاى پيامبران عليهم السلام جز اين سخن مردم بر جاى نمانده است : وقتى حيا نداشتى هر كارى مى خواهى بكن .
١٨٢٨.امام على عليه السلام : كسى كه از مردم حيا نكند از خداى سبحان حيا نداشته باشد .
٥٩٩ شرم داشتن از خدا
١٨٢٩.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : از خدا شرم كن همچنان كه از همسايگان خوب خود شرم مى كنى ؛ زيرا شرم از خدا بر يقين مى افزايد .
١٨٣٠.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هريك از شما بايد از دو فرشته اى كه با خود دارد شرم كند ، همچنان كه از دو همسايه خوب خود كه شب و روز در كنارش هستند شرم مى كند .
١٨٣١.امام كاظم عليه السلام : در نهان از خدا شرم كنيد همچنان كه در آشكار از مردم شرم داريد .
٦٠٠ اوج شرم
١٨٣٢.امام على عليه السلام : اوج حيا اين است كه آدمى از خودش شرم كند.
١٢٣
فرجام
٦٠١ فرجام
١٨٣٣.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مؤمن پيوسته از بد فرجامى هراسان است و تا زمان جان كندن و ظاهر شدن ملك الموت در برابرش ، يقين ندارد كه به رضوان و خشنودى الهى خواهد رسيد .
١٨٣٤.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : (گاه) آدمى زمانى دراز ، كار اهل بهشت را انجام مى دهد امّا سرانجامش به كار اهل دوزخ ختم مى شود .
١٨٣٥.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : تا عاقبت كار كسى بر شما معلوم نشده ، از (اعمال خوب) او به شگفت نياييد . چه آن كه آدمى زمانى دراز از عمر خود يا برهه اى از روزگارش را كارهاى شايسته مى كند كه اگر با همان وضع بميرد به بهشت مى رود امّا ناگهان تغيير مى كند و كارهاى ناشايست انجام مى دهد .
ر . ك : خوشبختى ، باب ٩٣٨ .
٦٠٢ موجبات نيك فرجامى
١٨٣٦.امام على عليه السلام : اگر مى خواهى كه خداوند تو را از بـدعاقبتى نگه دارد بدان كه هر خوبى كه به تو مى رسد از فضل و توفيق خداست و هر بدى كه به تو مى رسد خداوند به تو مهلت و فرصت داده است .از بردبارى و گذشت او نسبت به خودت بترس .
١٨٣٧.امام صادق عليه السلام ـ به يكى از مردمـ : اگر مى خواهى كه عملت ختم به خير شود و در هنگام مردن با بهترين اعمال بميرى ، حقّ خدا را پاس دار ، بدين گونه كه نعمتهايش را در راه معصيت صرف نكن و به سبب بردبارى كه نسبت به تو نشان مى دهد ، دچار غرور و غفلت نشو و هر كس را كه ديدى از ما به نيكى ياد مى كند ، يا اين كه دَم از محبّت ما مى زند ، گرامى بدار .
١٢٤
خدمت كردن
٦٠٣ خدمت كردن
١٨٣٨.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر مسلمانى كه گروهى از مسلمانان را خدمت كند خداوند به تعداد آنان در بهشت به او خدمتكار دهد .
١٨٣٩.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خدمت كردن مؤمن به برادر مؤمنش مقامى است كه فضيلت و ثواب آن جز با همانند آن (خدمت متقابل) به دست نيايد .
١٨٤٠.امام صادق عليه السلام : مؤمنان خدمتكار يكديگرند. (جميل گويد:) عرض كردم : چگونه خدمتكار يكديگرند ؟ فرمود : به يكديگر سود مى رسانند .
١٨٤١.امام صادق عليه السلام : برادرت را خدمت كن ، امّا اگر تو را به خدمت و بيگارى گرفت ، خدمتش مكن .
ر . ك : دانش و دانايى ، باب ١٣٤٠ ؛ عنوان ٢ «اجاره» .
١٢٥
خوارج
٦٠٤ مارقين
«بگو : آيا زيانكارترين مردمان را به شما بشناسانم؟ آنان كه كوشششان در زندگى دنيا تباه شد و حال آن كه مى پندارند كارى نيكو مى كنند» .
١٨٤٢.كنز العمّال : پيامبر صلى الله عليه و آله در روز (جنگ) حنين شمشهاى طلا را تقسيم مى كرد ؛ مردى از راه رسيد و گفت : اى محمّد ! عادل باش ! پيامبر فرمود : واى بر تو ! اگر من عادل نباشم چه كسى عادل است ؟ ـ يا فرمود : پس از من عدالت را نزد چه كسى خواهيد يافت ؟ ـ آن گاه فرمود : زودا كه مردمى چون اين بيايند كه خواهان كتاب خدا باشند حالى كه دشمن آنند ، كتاب خدا را مى خوانند امّا از حنجره هاى آنان فراتر نمى رود ، سرهاى تراشيده دارند ؛ هر گاه اينان سر بر داشتند گردنشان را بزنيد .
١٨٤٣.امام على عليه السلام ـ وقتى كه شخصى آيه ياد شده را در حضور آن حضرت تلاـ : حروريان (خوارج) از اين افرادند .
١٨٤٤.امام على عليه السلام : شـنيدم كـه پـيـامبر خـدا صلى الله عليه و آله مى فرمايد : در آخر الزمان مردمى سر بر مى دارند كم سال وسبكسر ، بهترين سخنان را به زبان مى آورند ، بيش از شما نماز مى خوانند ، بيش از شما قرآن تلاوت مى كنند ، امّا ايمان آنها از استخوان چنبره ـ يا فرمود : از حنجره هايشان ـ فراتر نمى رود ، همانند خارج شدن تير از كمان ، از دين خارج مى شوند . اين افراد را بكشيد .