منتخب ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١٣
«روزى كه هر كس كارهاى نيك و كارهاى بد خود را در برابر خويش حاضر بيند، آرزو كند كه اى كاش ميان او و كردار بدش فاصله اى دور بود. خداوند شما را از خودش بر حذر مى دارد. با آن كه خدا به بندگانش مهربان است» .
٤٦٤٨.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مؤمن هر گاه از گور خود بيرون آيد ، عملش به صورتى زيبا در برابرش مجسّم مى شود . مؤمن به او مى گويد : تو كيستى ؟به خدا قسم كه تو را شخص خوب و درستى مى بينم ! او مى گويد : من كردار تو هستم .پس ،براى او نورى مى شود يا راهبرى به سوى بهشت . و كافر چون از گورش بيرون آيد كردارش به صورتى زشت و نويدى بد در برابرش مجسم مى شود . او مى گويد : تو كيستى ؟ به خدا قسم كه تو را بد شخصى مى بينم ! و او مى گويد : من كردار تو هستم . پس ، او را مى برد و به آتش مى افكند .
ر . ك : مرگ ، باب ١٦٦٦ .
٢٩٢
پيمان
١٣٧٠ تشويق به وفاى به عهد
«و كسانى كه چون عهدى مى بندند بدان وفا مى كنند» .
ر . ك : مؤمنون : آيه ٨ و مريم : آيه ٥٤ و صفّ : آيات ٢ ، ٣ و معارج : آيه ٣٢ و نحل : آيه ٩١ .
٤٦٤٩.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مـسلمانان بـه شـروط حلال و رواى خود ، پايبندند .
٤٦٥٠.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بدانيد كه هر كس به معاهدى (از اهل ذمه) ستم كند ، يا حقّش را كم بدهد ، يا بيش از توانش او را مكلّف سازد ، يا بدون رضايتش چيزى از او بگيرد ، در روز قيامت من طرف مخاصمه و مدّعى او هستم .
٤٦٥١.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هـر گاه (امّـت) عهد شكنى كنند ، خـداوند دشمنشان را بر آنان مسلّط گرداند .
٤٦٥٢.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : كسى كه پيمان شكن باشد ، دين ندارد .
٤٦٥٣.امام على عليه السلام : همانا پيمانها ، قلاّده هايى است كه تا روز قيامت بر گردن است ، هر كه آنها را رعايت كند خداوند به او احسان نمايد و هر كه آنها را بشكند خداوند از يارى او فروگذار كند و هر كه پيمانها را سبك شمارد ، پيمانها از او نزد آن كس كه بر پيمانها تأكيد كرده و از خلق خود خواسته است تا آنها را پاس دارند ، شكايت برد .
٤٦٥٤.امام على عليه السلام ـ در فـرمان اسـتاندارى خود بـه مالك اشترـ : هيچ يك از فرايض خداوند مثل وفاى به عهد نيست كه مردم ، با وجود داشتن خواهشهاى گوناگون و آرا و انديشه هاى متفاوت ، در بزرگداشت آن يكدل باشند .
٤٦٥٥.امام على عليه السلام : خوش قولى (و پايبندى به عهد و پيمان) از ايمان است .
٤٦٥٦.امام على عليه السلام : بـه خدا يقين ندارد ، كـسى كه عـهد و پـيمان خود را رعايت نكند .
٤٦٥٧.امام باقر عليه السلام : سـه چيز است كـه خداوند عز و جل دربـاره آنها به هيچ كس اجازه مخالفت نداده است : ... و رعايت پيمان ، نسبت به نيكوكار و بدكار .
٤٦٥٨.امام باقر عليه السلام ـ درباره آيه «مانند آن زنى مباشيد كه رشته خودـ : آن زنى كه رشته هاى خود را پنبه مى كرد ، زنى از بنى تميم بن مرّه بود به نام رابطه [ريطة ]دختر كعب بن سعد . او زن احمقى بود كه پشم مى ريسيد و آنچه را رشته بود پنبه مى كرد و دوباره مى ريسيد . پس ، خداوند فرمود : «مانند آن زنى كه رشته خود را پنبه مى كرد ...» . خداوند تبارك و تعالى به وفادارى فرمان داد و از پيمان شكنى نهى فرمود و اين مثل را براى آنان زد .
٤٦٥٩.امام صادق عليه السلام ـ در پاسخ به سؤال از آيه «اى كسانى كه ايمان آـ : مقصود، پيمانهاست.
٢٩٣
معاد
١٣٧١ معاد
٤٦٦٠.لقمان عليه السلام ـ در اندرز به فرزند خودـ : فرزندم ! اگر در مردن شكّ دارى ، خوابيدن را از خودت بردار امّا بدان كه هرگز توان اين كار را ندارى و اگر در برانگيخته شدن ترديد دارى بيدار شدن از خواب را از خودت دورگردان، امّا بدان كه هرگز نتوانى چنين كنى.
٤٦٦١.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : معاد ، ميدان عمل است . كسى كه (در دنيا) كار كرده (در معاد) نكو حال و بهره مند باشد و آن كه (فرصت عمل) از دست داده ، اندوهگين و پشيمان باشد .
٤٦٦٢.امام سجّاد عليه السلام : بدان اى پسر آدم ، كه در پس امروز روزى بزرگتر و ترسناكتر و درد آورتر براى دلهاست و آن روز قيامت است . در آن روز مردم گرد آورده مى شوند و در آن روز همگان حاضر مى شوند . در آن روز خداوند اولين و آخرين خلايق را جمع مى كند .
١٣٧٢ دليل هاى اثبات معاد
«پس آيا پنداشتيد كه ما شما را بيهوده آفريديم و به سوى ما باز نمى گرديد» ؟
«آيا كسانى را كه ايمان آوردند و كار شايسته كردند همانند فساد كنندگان در زمين قرار دهيم؟ آيا پرهيزگاران را چون بدكاران قرار دهيم؟»
«براى ما مثلى زد و حال آن كه آفرينش خود را از ياد برد. او گفت : چه كسى اين استخوانهاى پوسيده را زنده مى كند؟ بگو : همان كسى آنها را زنده مى كند كه در آغاز بيافريدشان و او به هر آفرينشى داناست» .
«و انسان مى گويد : آيا چون مُردم، بزودى زنده از گور بيرون آورده خواهم شد؟ آيا آدمى به ياد ندارد كه ما او را پيش از اين آفريديم، در حالى كه چيزى نبود؟»
«و اوست كه مخلوقات را مى آفريند، سپس آنها را (پس از مرگ) دوباره مى آفريند و اين كار (برانگيختن دوباره) بر او آسانتر است. براى اوست صفت برترى در آسمانها و زمين و اوست عزيز و حكيم» .
«پس، به نشانه هاى رحمت خدا بنگر كه چگونه زمين را پس از پژمردن زنده مى كند. اين همان خداست كه زنده كننده مردگان است و او بر هر چيز تواناست» .
«و خداست كه بادها را مى فرستد تا ابر را برانگيزند. وما آن ابر را به سوى سرزمينى مرده مى رانيم و با آن، زمين بى جا ن را زنده مى كنيم . رستاخيز هم چنين است» .