منتخب ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧١
٩٢٥ عوامل شادى
٢٩٧٩.امام على عليه السلام : شادى را جز با نرمخويى يارى نتوان رساند .
٢٩٨٠.امام على عليه السلام : ريشه خرد توانمندى است و ميوه آن شادى .
٩٢٦ هر كه دلى را شاد كند
٢٩٨١.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : در بهشت سرايى است بـه نـام دار الـفـرح (شـادى سـرا) كه تنها كـسانى وارد آن شوند كه يتيمان مؤمنان را شاد كنند .
٢٩٨٢.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : همانا در بهشت سرايى است به نام دار الفرح كه تنها كسانى به آن در آيند كه كودكان را شاد كنند .
٢٩٨٣.امام على عليه السلام : سوگند به آن كه همه آواها را مى شنود ، هيچ كس دلى را شادمان نسازد مگر آن كه خداوند از آن شادمانى لطفى بيافريند و بدان گاه كه گرفتارى و مصيبتى بدو رسد آن لطف ، همچون آبى كه در نشيب روان گردد ، به سوى آن مصيبت و گرفتارى سرازير شود و آن را از او دور گرداند ، همچنان كه شتر غريبه (از ميان رمه شتران) رانده مى شود .
٢٩٨٤.امام صادق عليه السلام : هيچ يك از شما فكر نكند كه اگر مؤمنى را شاد كرد فقط او را شادمان ساخته ، بلكه به خدا قسم ما را شاد كرده ، بلكه به خدا قسم رسول خدا صلى الله عليه و آله را شاد كرده است .
٩٢٧ هر كه مؤمنى را شاد كند خدا را شاد كرده است
٢٩٨٥.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كه مؤمنى را شاد سازد، مرا شاد ساخته و هر كه مرا شاد كند ، خدا را شاد كرده است .
٩٢٨ ثواب زدودن غم از دل مؤمن
٢٩٨٦.امام صادق عليه السلام : هركه غمى از مـؤمـنـى بـزدايد ، خـداونـد اندوههاى آخرت را از او برطرف سازد و از گورش خنك دل بيرون آيد .
٢٩٨٧.امام صادق عليه السلام : چون خداوند مـؤمـن را از گـورش درآورد تمثالى با او خارج شود كه در جلو او راه مى رود و هرگاه مؤمن يكى از صحنه هاى هراس انگيز روز قيامت را ببيند آن تمثال به او گويد : نترس و غم به خود راه مده ... مؤمن به او گويد ... تو كيستى ؟ تمثال گويد : من همان شادى و سُرورى هستم كه به برادر مؤمنت رساندى .
٢٩٨٨.امام رضا عليه السلام : هر كـه گره از كار مـؤمنى بـگشايد ، خـداوند در روز قيامت گره غم از دل او بگشايد .
ر . ك : نياز ، باب ٥٨٥ .
١٨٩
اسراف
٩٢٩ زياده روى
«اى فرزندان آدم! در هر مسجدى زيور خويش را برگيريد و بخوريد و بياشاميد و اسراف مكنيد كه او اسرافكاران را دوست نمى دارد» .
٢٩٨٩.امام على عليه السلام : بيچاره اسرافكار ! چه دور است از اصلاح نفس و جبران كردن كار خود .
٢٩٩٠.امام على عليه السلام : اسراف موجب هلاكت است و ميانه روى مايه زياد شدن ثروت .
٢٩٩١.امام على عليه السلام : خرج كردن به ناحقّ مال ، حيف و ميل و اسراف است .
٢٩٩٢.امام سجّاد عليه السلام ـ در دعاـ : و مرا از زياده روى باز دار و روزيم را از تلف شدن نگاهدار و داراييم را با بركت دادن به آن افزون گردان و راه مصرف آن را در كارهاى خير به من بنمايان .
٩٣٠ نشانه هاى اسرافكار
٢٩٩٣.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اسرافكار چهار نشانه دارد : به كارهاى باطل مى نازد ، آنچه را فراخور حالش نيست مى خورد ، در كارهاى خير بى رغبت است و هر كس را كه بدو سودى نرساند ، انكار مى كند .
٢٩٩٤.اسحاق بن عمّار : از امام صادق پرسيدم : آيا مؤمن مى تواند ده پيراهن داشته باشد ؟ حضرت فرمود : آرى . عرض كردم : بيست پيراهن چه ؟ فرمود : آرى . اينها اسراف نيست ؛ اسراف آن است كه لباس بيرونت و مهمانيت را لباس خانه و دم دستى قرار دهى .
٢٩٩٥.امام عسكرى عليه السلام : همانا بخشندگى را اندازه اى است ، كه اگر از آن فراتر رود اسراف است .
٩٣١ كمترين حد اسراف
٢٩٩٦.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اين كه هرچه دلت بخواهد بخورى،اسراف است.
٢٩٩٧.امام صادق عليه السلام : كمترين اندازه اسراف ، دور ريختن ته مانده ظرف (آب يا غذا) و تبديل لباس بيرون به لباس خانه و دم دستى ، و دور انداختن هسته ها (ى خرما و ميوه) است .
٩٣٢ آنچه اسراف به شمار نمى آيد
٢٩٩٨.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : در اسراف خيرى نهفته نيست ودر كارهاى خير اسراف نيست .
٢٩٩٩.امام صادق عليه السلام : در آنچه بـدن را سـالم نـگه مى دارد اسراف نيست ... بلكه اسراف در چيزهايى است كه مال را تلف كند و به بدن زيان رساند .
٣٠٠٠.بحار الأنوار : از امـام كـاظـم عليه السلام سؤال شد : آيـا داشـتـن ده پيراهن اسراف است ؟ فرمود : خير . بلكه داشتن پيراهن زياد باعث مى شود كه پيراهنهايش بيشتر عمر كند . اسراف آن است كه لباس بيرونت را در جاى كثيف بپوشى .