منتخب ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٦٣
٣ ـ ترتيل (روشن و شمرده خواندن)
«يا بر آن (نصف) بيفزاى و قرآن را شمرده شمرده بخوان» .
٥١٩٥.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ درباره آيه «و رتّل القرآن ترتيلاً» ـ : قرآن را روشن و شمرده بخوان و آن را مانند تخم علف ، مپاش و همچون شعر به شتاب و بريده و بريده مخوان. در شگفتيهايش درنگ كنيد ، دلها را با آن به تپش و حركت درآوريد و همه كوشش شما اين نباشد كه به آخر سوره برسيد .
٤ ـ تدبّر
«كتابى است فرخنده كه آن را سوى تو فرو فرستاديم، تا در آياتش تدبّر كنند و خردمندان پند گيرند» .
٥١٩٦.امام على عليه السلام : بدانيد كه در قرآن خواندنى كه با تدبّر همراه نباشد ، خيرى نيست ؛ بدانيد كه در عبادتى كه با فهم و انديشه توأم نباشد ، خيرى نيست .
٥١٩٧.امام صادق عليه السلام ـ در پـاسخ به سؤال از خـتم كـردن قـرآن در يك شبـ : خوش ندارم كه آن را در كمتر از يك ماه بخوانى .
٥ ـ خشوع
«آيا براى كسانى كه ايمان آورده اند زمان آن نرسيده است كه دلهايشان براى ياد خدا و آنچه از حقّ نازل شده است خاشع شود و چونان كسانى نباشند كه پيش از اين به آنها كتاب (آسمانى) داده شد و روزگار درازى بر آنها گذشت و سپس دلهايشان سخت شد و بسيارى از آنان فاسقانند» ؟
٥١٩٨.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در پاسخ به اين سؤال كه چه كسى خوش قرائت ترين مرـ : كسى كه هرگاه قرآن خواندنش را بشنوى ، احساس كنى كه از خدا مى ترسد .
٥١٩٩.عيون أخبار الرضا عليه السلام : امام رضا عليه السلام در راه سفر به خراسان ، شبها در بسترش بسيار قرآن مى خواند و هرگاه به آيه اى كه در آن از بهشت يا آتش ياد شده بود مى رسيد ، مى گريست و بهشت را از خدا مسألت مى كرد و از آتش به او پناه مى برد .
١٥٠٥ كسى كه قرآن لعنتش مى كند
٥٢٠٠.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اى بسا قرآن خوانى، كه قرآن لعنتش مى كند .
٥٢٠١.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : تو تا آن زمان قرآن مى خوانى ، كه تو را (از گناهان) باز دارد . پس اگر باز نداشت ، قرآن نخوانده اى .
٥٢٠٢.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : در دوزخ آسيابى آهنى است ، كه با آن سرهاى قاريان و عالمان گنهكار آرد مى شود .
١٥٠٦ گوش دادن به قرآن
«هرگاه قرآن خوانده شود، به آن گوش دهيد و خاموش بمانيد، شايد كه مورد رحمت قرار گيريد» .
٥٢٠٣.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هان ! هر كه مشتاق خداست، پس ، به كلام خدا گوش دهد .
٥٢٠٤.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هركه به يك آيه از كتاب خدا گوش دهد ، برايش ثوابى دو چندان نوشته شود و هر كه يك آيه از كتاب خدا تلاوت كند ، روز قيامت آن آيه نورى براى او باشد .
٥٢٠٥.امام صادق عليه السلام ـ در پاسخ سؤال زراره از وجوب خاموش ماندن و گوش داـ : آرى ، هرگاه قرآن در حضور تو خوانده شد ، واجب است كه گوش كنى و خاموش مانى .
١٥٠٧ پرهيز از تفسير به رأى
٥٢٠٦.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداوند جلّ جلاله فرمود: به من ايمان نياورده است ، كسى كه سخن مرا بر اساس رأى خودش تفسير كند .
٥٢٠٧.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بيشترين چيزى كه بعد از خود براى امّتم از آن مى ترسم ، مردى است كه قرآن را تأويل نابجا كند .
٥٢٠٨.امام صادق عليه السلام : كـسـى كه قرآن را به رأى خود تفسير كند و تفسيرش درست باشد ، مأجور نيست و اگر نادرست باشد ، گناهش به گردن اوست .
٣٢٩
مقرّبان
١٥٠٨ مقرّبان
«و سبقت گيرندگان مقدّمند. آنان مقرّبانند» .
«و امّا اگر (او) از مقرّبان باشد. (در) آسايش و راحت و بهشت پر نعمت (خواهد بود)» .
«چشمه اى، كه مقرّبان از آن نوشند» .
٥٢٠٩.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداوند عز و جل فرمود : هيچ بنده اى با وسيله اى كه نزد من محبوبتر باشد از آنچه بر او واجب كرده ام ، به من نزديك نشد . همانا او با نماز نافله به من نزديك شود ، تا آن جا كه او را دوست بدارم و چون دوستش بدارم ، گوش او شوم كه با آن بشنود و چشم او شوم كه با آن ببيند و زبان او شوم كه با آن سخن گويد و دست او شوم كه با آن ضربه زند . اگر مرا بخواند ، جوابش دهم و اگر از من خواهشى كند ، به او بدهم .
٥٢١٠.امام على عليه السلام : بر شما باد ، اخلاص راستين و يقين نيكو ؛ زيرا كه اين دو برترين عبادت مقرّبان است .
٥٢١١.امام سجّاد عليه السلام : نزديكترين شما به خداوند، گشاده خوترين شماست .
٥٢١٢.امام صادق عليه السلام : ازوحيهاى خداوند عز و جل به داود عليه السلام اين بود : اى داود ! همچنان كه نزديكترين مردم به خدا فروتنانند ، دورترين مردم از خدا گردنفرازانند .
٥٢١٣.امام صادق عليه السلام : سه نفرند كه در روز قيامت ، نزديكترين خلق به خدايند تا آن گاه كه كار حسابرسى مردم تمام شود : كسى كه در حال خشم ، قدرتش او را به ستم كردن بر زير دستش وا ندارد ، كسى كه ميان دو نفر حركت كند و به اندازه دانه جوى به هيچ يك از آن دو نزديكتر نشود و كسى كه به سود و زيان خود ، حقّ را بگويد .
ر . ك : محبّت (٢) ، باب ٤٢٣ .