منتخب ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٣٧
٣١٠
غيب
١٤٣٨ پيامبر با تعليم خداوند، از غيب خبر دارد
٤٨٩٨.امام صادق عليه السلام : در جنگ تبوك ناقه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله گم شد . منافقان گفتند : براى ما از غيب مى گويد ، امّا جاى شترش را نمى داند ! جبرئيل بر پيامبر صلى الله عليه و آله فرود آمد و گفته منافقان را به اطلاع حضرت رساند و گفت : ناقه ات در فلان درّه مى باشد و مهارش به درخت تنومندى گير كرده است . پس پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نداى نماز جماعت سر داد . مردم جمع شدند . حضرت فرمود : اى مردم ! ناقه من در فلان درّه است . مردم به طرف آن شتافتند و شتر را يافتند .
١٤٣٩ امام و علم غيب
٤٨٩٩.نهج البلاغة : يكى از ياران اميرالمؤمنين عليه السلام (كه از قبيله كلب بود) به آن حضرت عرض كرد : اى امير المؤمنين ! علم غيب به تو داده شده است . حضرت خنديد و فرمود : اى مرد كلبى ، اين علم غيب نيست ، بلكه بر اثر فرا گرفتن از صاحب علمى است . علم غيب ، علم داشتن زمان قيامت است و آنچه كه خداى سبحان آنها را بر شمرده و فرموده است : «همانا علم قيامت نزد خداست و باران فرو مى فرستد و آنچه را كه در زهدانهاست ، مى داند» .
٤٩٠٠.امام صادق عليه السلام ـ در پاسخ به اين پرسش كه آيا امام غيب مى داندـ : نه ، امّا هرگاه بخواهد چيزى را بداند ، خداوند آن را به او مى آموزد .
٤٩٠١.امام كاظم عليه السلام ـ در پاسخ به مردى از ايرانيان كه پرسيد : آيا شماـ : امام باقر عليه السلام فرمود : چون علم (الهى) براى ما گشوده شود ، مى دانيم و هرگاه بر ما بسته شود ، نمى دانيم . و فرمود : علم ، راز خداى عز وجل است كه آن را با جبرئيل عليه السلام در ميان گذاشت و جبرئيل با محمّد صلى الله عليه و آلهدر ميان گذاشت و محمّد با هر كه خواست آن را در ميان نهاد .
٣١١
غيبت
١٤٤٠ نهى از غيبت
«و از يكديگر غيبت نكنيد؛ آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده اش را بخورد؟ آن را ناخوش داريد. [پس] از خدا بترسيد، كه خدا توبه پذيرِ مهربان است» .
٤٩٠٢.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : در شب معراج ، مردمى را ديدم كه چهره هاى خود را با ناخنهايشان مى خراشند . پرسيدم : اى جبرئيل ، اينها كيستند ؟ گفت : اينها كسانى هستند كه از مردم غيبت مى كنند و آبرويشان را مى برند .
٤٩٠٣.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: غيبت كردن بدتر از زناست. عرض شد: چگونه؟ فرمود : مرد زنا مى كند و سپس توبه مى نمايد و خدا توبه اش را مى پذيرد . امّا غيبت كننده آمرزيده نمى شود ، تا زمانى كه غيبت شونده او را ببخشد .
٤٩٠٤.امام على عليه السلام : غيبت كردن ، كار شخص ناتوان است .
٤٩٠٥.امام حسين عليه السلام ـ به مردى كه در حضور ايشان از مردى غيبت كردـ : اى مرد ! دست از غيبت بردار ؛ زيرا غيبت نواله سگهاى دوزخ است .
٤٩٠٦.امام صادق عليه السلام : غيبت نكُن ، كه از تو غيبت مى شود . و براى برادرت چاه مكَن كه خود در آن مى افتى ؛ زيرا با هر دست بدهى ، با همان دست پس مى گيرى .
٤٩٠٧.امام صادق عليه السلام : مـردى بـه على بن حسين عليهماالسلام عرض كرد : فلانى به شما نسبت مى دهد كه گمراه و بدعتگذار هستى . على بن الحسين به او فرمود : حقّ همنشينى با آن مرد را پاس نداشتى ؛ زيرا سخن او را به ما منتقل كردى . حقّ مرا نيز به جا نياوردى زيرا از برادرم چيزى به من رساندى كه من آن را نمى دانستم ! ... از غيبت بپرهيز ، كه آن خورش سگهاى دوزخ است و بدان كسى كه از مردم زياد عيبگويى كند ، اين عيبگويى زياد بر اين نكته گواهى دهد كه او اين عيبها را به همان اندازه اى كه در خودش هست ، مى جويد (عيبگويى او از مردم نشان مى دهد كه آن عيبها در خود او نيز هست) .
١٤٤١ غيبت و دين
٤٩٠٨.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : غيبت كردن در (نابودى) دين آدمى ، زودتر كارگر افتد تا بيمارى خوره در اندرون او .
٤٩٠٩.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس از مرد يــا زن مسلمانى غيبت كند ، خداوند تا چهل شبانه روز نماز و روزه او را نپذيرد مگر اين كه غيبت شونده او را ببخشد .
٤٩١٠.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : روز قـيامـت فــردى را مى آورند و او را در پيشگاه خدا نگه مى دارند و كارنامه اش را به او مى دهند ، امّا حسنات خود را در آن نمى بيند . عرض مى كند : الهى ! اين كارنامه من نيست ! زيرا من در آن طاعات خود را نمى بينم ! به او گفته مى شود : پروردگار تو نه خطا مى كند و نه فراموش . عمل تو به سبب غيبت كردن از مردم بر باد رفت . سپس مرد ديگرى را مى آورند و كارنامه اش را به او مى دهند . در آن طاعت بسيارى را مشاهده مى كند . عرض مى كند : الهى ! اين كارنامه من نيست ! زيرا من اين طاعات را به جا نياورده ام ! گفته مى شود : فلانى از تو غيبت كرد و من حسنات او را به تو دادم .
١٤٤٢ معناى غيبت
٤٩١١.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ خطاب به ابوذر ـ اى ابوذر! از غيبت بپرهيز، كه غيبت بدتر از زناست ... ابوذر گويد : عرض كردم : اى پيامبر خدا ! غيبت چيست ؟ فرمود : غيبت اين است كه از برادرت چيزى بگويى كه خوش ندارد . عرض كردم : اى پيامبر خدا ! اگر آنچه درباره او گفته مى شود در او باشد چه ؟ فرمود : بدان كه اگر آنچه در او هست بگويى غيبتش كرده اى و اگر آنچه در او نيست بگويى ، به او بهتان زده اى .
٤٩١٢.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : غيبت آن است كه از برادرت چيزى بگويى ، كه خوش ندارد .
٤٩١٣.عمروبن شعيب ـ از قول پدرش از جدّش ـ : آنان در حضور پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از مردى سخن به ميان آوردند و گفتند : بايد غذا را در دهانش بگذارند و جهاز شترش را براى او ببندند [١] . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : غيبتش را كرديد .عرض كردند : اى پيامبر خدا ، ما چيزى را (از معايب) گفتيم كه در او هست ! پيامبر فرمود : (براى غيبت همين) كافى است كه درباره برادرت آن بگويى ، كه در او هست .
[١] يعنى به حدّى ناتوان يا تنبل است كه نياز به كمك دارد، تا به او آب و غذا بدهد و براى مسافرت بايد او را بر دوش حمل كند يا بر مركبش سوار شود.