منتخب ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٥
٣٨٠٧.امام صادق عليه السلام : خداوند عز و جل خانه اى را كه در آن عروسى باشد دوست دارد و خانه اى را كه در آن طلاق باشد ، دشمن دارد و نزد خداوند عز و جل چيزى منفورتر از طلاق نيست .
١١٧٢ حكمت سه بار طلاق
«اگر (شوهر براى بار سوم) او را طلاق داد ، ديگر بر او حلال نيست تا آن كه با شوهرى جز او ازدواج كند و اگر (شوهر دوم) طلاقش داد ، اگر آن دو (همسر سابق) پندارند كه حدود خدا را به پاى دارند ، گناهى بر آن دو نيست كه به يكديگر باز گردند . و اين حدود خداست كه ، براى گروهى كه دانايند ، بيان مى كند» .
٣٨٠٨.امام رضا عليه السلام ـ در پاسخ به اين سؤال كه چرا زن مطلّقه به طلاق عِـ : خداوند تبارك و تعالى تا دوبار اجازه طلاق داده و فرموده است : «طلاق دوبار است ، آن گاه به شايستگى نگهداشتن يا به نيكى رها كردن» يعنى ، در طلاق سوم . از آن جا كه مرد با سوّمين طلاق كارى كرده كه خداوند عز و جل خوش ندارد ، پس خداوند آن زن را بر وى حرام كرد و ديگر بر او حلال نيست مگر اين كه با مرد ديگرى ازدواج كند تا مردم طلاق را سبك نگيرند و به زنان زيان نرسد .
٣٨٠٩.امام رضا عليه السلام ـ در نـامه اى بـه محمّد بـن سنان درباره عـلّت سهـ : علّت مقرّر شدن سه بار طلاق اين است كه از طلاق اول تا سوم فرصتى است براى آن كه ميل و رغبتى به از سر گرفتن زندگى زناشويى پيش آيد يا اگر عصبانيت و خشمى در كار بوده فروكش كند و نيز براى آن كه زنان ترسان و متنبّه شوند و از نافرمانى شوهرانشان باز ايستند ؛ زيرا زن از اين رو مستحق جدايى و طلاق شده است كه مرتكب عمل ناشايستِ نافرمانى از شوهرش گرديده است . علّت حرمت ابدى زن بر مرد بعد از نُه بار طلاق اين است كه مرد طلاق را بازيچه قرار ندهد و به زن زورگويى نكند و در كارهاى خود با چشم باز و عبرت آموز بنگرد و بداند كه بعد از نُه بار طلاق از زندگى كردن با او براى هميشه محروم خواهد شد .
٢٥٤
طمع
١١٧٣ نكوهش طمع
٣٨١٠.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : طمع ، حكمت را از دل دانشمندان مى برد .
٣٨١١.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : آن تخته سنگ لغزنده اى كه پاى علما روى آن استوار نمى ماند ، طمع است .
٣٨١٢.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : زنهار از طمع ، كه اين خود فقرى است نقد .
٣٨١٣.امام على عليه السلام : طمعكارى ، بردگى جاودان است .
٣٨١٤.امام على عليه السلام : هر كه مى خواهد ايام عمر خود را آزاده زندگى كند ، طمع را در دل خويش جاى ندهد .
٣٨١٥.امام على عليه السلام : طمعكار ، گرفتار خوارى است .
٣٨١٦.امام على عليه السلام : هركس جامه طمع به تن كند ، خود را خوار گرداند .
٣٨١٧.امام على عليه السلام : ذليل تر از طمعكار ، وجود ندارد .
٣٨١٨.امام على عليه السلام : بيشترين لغزشگاههاى خردها ، زير درخشش طمعهاست .
٣٨١٩.امام على عليه السلام : پارسايى و آزمندى ، با هم جمع نمى شوند .
٣٨٢٠.امام باقر عليه السلام : چه بد بنده اى است آن بنده كه طمع زمامدار او باشد .
٣٨٢١.امام كاظم عليه السلام ـ در اندرز به هشامـ : از طمع بپرهيز و به آنچه مردم دارند ، چشمداشتى نداشته باش ، چشمداشت به مخلوق را در خود بميران ؛ زيرا طمع كليد هر خوارى است و عقل را مى دزدد و انسانيّتها را مى دَرَد و آبرو را مى آلايد و دانش را از بين مى برد .
٣٨٢٢.امام هادى عليه السلام : طمع ، خصلتى زشت است .
٣٨٢٣.امام عسكرى عليه السلام : چه زشت است در مؤمن خواهشى باشد كه او را به خوارى كشاند .
ر . ك : عنوان ٩٥ «آزمندى» .
١١٧٤ طمعِ نيكو
«پهلوهايشان از بسترها دور مى شود و از روى ترس و طمع (اميد) پروردگارشان را مى خوانند و از آنچه روزيشان كرده ايم انفاق مى كنند» .
«چرا به خدا و آنچه از حقّ كه سوى ما آمده ايمان نياوريم و حال آن كه طمع (اميد) داريم پروردگارمان ما را با گروه شايستگان (به بهشت) در آورد» .
٣٨٢٤.امام سجّاد عليه السلام ـ در دعاـ : سـرورم ! چون بـه گـناهان خـود مى نگرم بيمناك مى شوم و چون به بخشش تو مى نگرم ، طمع (اميد) مى بندم .
٣٨٢٥.امام سجّاد عليه السلام ـ نيز در دعاـ : خدايا ! به سبب اميد ديرينى كه به تو دارم و چشمداشت بزرگى كه از تو دارم و به سبب رأفت و رحمتى كه بر خود فرض كرده اى ، از تو مسألت مى كنم .
٢٥٥
طهارت و پاكى
١١٧٥ طهارت (وضو ، غسل ، تيمم)
٣٨٢٦.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : طهارت بخشى از (يا نصف) ايمان است .
٣٨٢٧.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : نخستين چيزى كه بنده براى آن حسابرسى مى شود ، طهارت است .
٣٨٢٨.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هيچ نمازى بدون طهارت ، پذيرفته نيست .