منتخب ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦٧
١٢٤٠ شناخت خدا با خدا
٤٠٩٨.امام على عليه السلام : خدا را با خدا بشناسيد و رسول را با رسالتش و اولوالامر را با فرمان دادنشان به نيكيها و عدالت و نيكوكارى .
٤٠٩٩.امام حسين عليه السلام ـ در دعاـ : بارخدايا! سر گرم شدنم به نشانه ها و آثار ، موجب دورى ديدار (تو) مى شود ، پس تمام قواى مرا متوجه خدمتى كن كه مرا به تو برساند . چيزى كه خود در هستى اش نيازمند توست ، چگونه مى تواند دليل و رهنماى به سوى تو باشد ؟ آيا جز تو ، ظاهر و آشكارند و تو (ظاهر) نيستى ؟ تا اين كه آنان نشانگر و آشكار كننده تو باشند ؟ كِى غايب بوده اى ، تا نياز داشته باشى ، رهنمايى به سوى تو راهنمايى كند ؟ ... به واسطه توست كه ره به تو مى برم ؛ پس ، با نور خود مرا به سوى خودت رهنمون ساز .
٤١٠٠.امام سجّاد عليه السلام ـ در دعاـ : تو را ، با خودت شناختم و تو مرا به خودت رهنمون شدى و به سوى خودت فرا خواندى . اگر تو نبودى من نمى دانستم كه تو چيستى .
١٢٤١ نهى از انديشيدن در ذات خدا
٤١٠١.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : در آفرينش خدا بـينديشيد ، امّـا در (ذات) خدا نينديشيد كه نابود مى شويد .
٤١٠٢.امام صادق عليه السلام : از انديشيدن درباره (ذات) خدا بپرهيزيد ؛ زيرا انديشه كردن در خدا جز بر حيرت و گمراهى نمى افزايد . همانا خداوند عز و جل را نه ديدگان در مى يابند و نه به مقدار و اندازه ، وصف مى شود .
٤١٠٣.امام صادق عليه السلام : هر كه در چگونگى خدا بينديشد ، نابود شود .
ر . ك : انديشيدن ، باب ١٤٩٠ .
١٢٤٢ ناتوانى خردها از شناخت كُنه خدا
٤١٠٤.امام على عليه السلام : ما از كنه عظمت تو چيزى نـمى دانيم ، تـنـها همين را مى دانيم كه تو زنده اى و همه چيز به تو پايدار است ، نه چرت تو را مى گيرد و نه خواب . دست هيچ انديشه اى به تو نرسد و هيچ ديده اى تو را در نيابد .
٤١٠٥.امام على عليه السلام ـ در وصف فرشتگانـ : آنان با همه منزلتى كه نزد تو دارند و همه وجودشان عشق به توست و با وجود فراوانى طاعتشان از تو و غافل نبودنشان از تو ، اگر حقيقت آنچه را كه از تو بر آنان پوشيده است مشاهده كنند ، بى گمان اعمال خويش را خُرد شمارند و بر خويشتن خُرده گيرند و دريابند كه تو را چنان كه سزد عبادت نكرده اند وچنان كه شايسته است طاعتت ننموده اند.
٤١٠٦.امام سجّاد عليه السلام ـ در دعاـ : خِردها از رسيدن به كُنهِ جمال تو در ماندند و ديدگان تاب ديدن انوار و عظمت وجه تو را نياوردند و براى خلايق راهى به سوى شناخت خودت قرار ندادى ، مگر همان درماندگى از شناختت را .
٤١٠٧.امام رضا عليه السلام : كنه او ، جدا كننده ميان او و آفريدگان اوست .
٤١٠٨.امام رضا عليه السلام ـ در وصف خداى سبحانـ : او والاتر از آن است كه ديده اى دريابدش ، يا در وهمى بگنجد ، يا خردى فراچنگش آورد .
١٢٤٣ توصيفات مُجاز از خدا
٤١٠٩.امام على عليه السلام : هر كه خدا را وصف كند ، براى او حدّ و مرز قائل شده است و هر كه برايش حدّ و مرز قائل شود ، او را شمرده است (برايش اجزا قائل شده است) و هركه او را بشمارد ، ازلى بودنش را باطل ساخته است . كسى كه پرسيد : «چگونه است ؟» ، بى گمان او را وصف كرده است و كسى كه پرسيد : «كجاست ؟» او را در مكان قرار داده است .
٤١١٠.امام على عليه السلام : پاك و بلند مرتبه است خدايى كه همتهاى بلند و حدس و گمان هوشمندان به او دسترسى ندارد .
٤١١١.امام على عليه السلام : (خدا) يكى است ، اما نه به شماره (و عدد) ، پاينده است ، امّا نه به مفهوم زمانى آن (كه غايت و نهايتى داشته باشد) ، ايستاست امّا نه به وسيله ستونها و تكيه گاهها .
٤١١٢.الكافي : امام صادق عليه السلام به مردى كه گفت : خدا بزرگتر است ، فرمود : خدا بزرگتر است از چه؟ عرض كرد: از همه چيز . امام صادق عليه السلام فرمود: او را محدود كردى . مرد عرض كرد: پس ، چگونه بگويم ؟ فرمود : بگو: خدا بزرگتر از آن است كه وصف شود.
٤١١٣.امام كاظم عليه السلام : خدا برتر و والاتر و بزرگتر از آن است كه به حقيقت صفتش رسيده شود ؛ بنابراين ، او را به همان گونه كه خودش خود را وصف كرده است ، وصف كنيد و از جز آن خوددارى ورزيد .
٤١١٤.امام هادى عليه السلام : آفريدگار جز آن گونه كه خود، خويشتن را وصف كرده است ، وصف نمى شود . چگونه وصـف شود آفريدگارى كه حواسّ از درك او ناتوانند و وهمها از رسيدن به او درمانده اند و انديشه ها از تعريف و تحديد او عاجزند و ديدگان از احاطه بر او ناتوانند ؟ برتر از وصف توصيفگران است و والاتر از ثناى ثناگويان .
١٢٤٤ توحيد
٤١١٥.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : توحيد ، نصف دين است .
٤١١٦.امام على عليه السلام : توحيد ، زندگى بخش جان است .
٤١١٧.امام على عليه السلام : توحيد ، آن است كه او را به وهم در نياورى .
٤١١٨.امام صادق عليه السلام ـ خطاب به مردىـ : امّا توحيد، آن است كه آنچه را بر خود روا مى دانى ، بر پروردگارت روا ندانى و امّا عدل ، آن است كه آنچه را آفريدگارت به سبب آن تو را ملامت و سرزنش كرده به او نسبت ندهى .
٤١١٩.امام رضا عليه السلام : سرآغاز بندگىِ خدا ، شناخت اوست و پايه شناخت خداوند جلّ اسمه ، يگانه دانستن اوست و سر رشته توحيدش ، نفى حدّ و حدود از اوست ؛ زيرا خردها بر اين گواهى مى دهند كه هر موجودِ محدودى ، مخلوق است .
١٢٤٥ دليل بر يگانگى خدا
«آن كس كه با اللّه خدايى ديگر نيز مى خواند هيچ برهانى بر وجود آن ندارد . همانا حسابش نزد پروردگارش خواهد بود و كافران رستگار نمى شوند» .
٤١٢٠.امام على عليه السلام ـ در سفارش خود به فرزند بزرگوارش حسن عليه السلامـ : بدان اى فرزندم كه اگر پروردگارت را شريكى بود ، بى گمان فرستادگان و رسولان او نيز نزد تو مى آمدند و نشانه هاى پادشاهى و اقتدار او را مى ديدى و افعال و صفاتش را مى شناختى ؛ امّا خداوند همچنان كه خود در وصف خويش فرموده ، خدايى يگانه است و در ملكش رقيبى ندارد و هرگز زوال نمى پذيرد .
٤١٢١.امام صادق عليه السلام ـ در بخشى از مناظره خود با يك زنديقـ : اگر بگويى خدا دو تاست ، از اين دو حالت بيرون نيست كه يا هر دو از هر جهت يكسانند يا از تمام جهات متفاوتند . از آن جا كه ما آفرينش را نظام مند مى بينيم و فلك را در گردش و آمد و شد ، و شب و روز و خورشيد و ماه را مرتّب . درستى كار و تدبير و هماهنگى امور دلالت بر اين دارد كه مدبّر يكى است . وانگهى ، اگر ادّعا كنى خدا دو تاست ، لازمه اش اين است كه فاصله اى ميان آنها باشد تا دوتا بودن آنها صدق كند . در اين صورت، آن فاصله خود خداى سومى است كه قديم به قدمت آنهاست و در نتيجه ، اعتقاد به خداى سومى بر تو لازم مى آيد و اگر سه خدا ادّعا كنى ، همان چيزى لازم مى آيد كه در مورد اعتقاد به دو خدا گفتيم ؛ يعنى بايد ميان آنها ، دو فاصله باشد كه در اين صورت وجود پنج خدا لازم مى آيد و بدين ترتيب تعداد خدايان ، تا بى نهايت پيش مى رود .