منتخب ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٦٣
١٦٩٨.مسيح عليه السلام : همانا حكمت روشنايى هر دلى است .
١٦٩٩.لقمان عليه السلام ـ از سفارشهاى او به فرزندشـ : فرزندم ! حكمت بياموز تا ارجمند شوى ! زيرا كه حكمت ، به دين رهنمون مى شود و بنده را بر آزاده شرافت مى بخشد و تهيدست را از ثروتمند بالاتر برد و كوچك را از بزرگ پيش مى اندازد .
١٧٠٠.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : سخن حكيمانه اى را كه مؤمن بشنود بهتر از عبادت يك سال است .
١٧٠١.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : حكيم به پيامبرى نزديك است .
١٧٠٢.امام على عليه السلام : حكمت گـلـزار خردمندان است و گردشگاه فرزانگان .
١٧٠٣.امام على عليه السلام : حكمت درختى است كه در دل مى رويد و بر زبان به بار مى نشيند .
١٧٠٤.امام على عليه السلام : هركس به حكمت شناخته شود ، چشمها با ديده وقار و شكوه به او بنگرند .
ر . ك : شناخت (٢) ، باب ١٢٦٠ .
٥٥٩ حكمت گمشده مؤمن است
١٧٠٥.امام على عليه السلام : حكمت گمشده مؤمن است ، پس آن را گر چه نزد مشرك بجوييد كه شما بدان سزاوارتر و شايسته تريد .
١٧٠٦.امام على عليه السلام : حكمت گمشده مؤمن است ، پس آن را گر چه از منافقان فرا گيريد .
٥٦٠ كارهايى كه برازنده حكيم نيست
١٧٠٧.امام على عليه السلام : حكيم نيست كسى كه نياز خود را نزد شخص غير حكيم (كريم) برد .
١٧٠٨.امام على عليه السلام : از حـكـمت بـى بهره اسـت آن كه مدارا نكند با كسى كه چاره اى جز مدارا با او ندارد .
٥٦١ تفسير حكمت
١٧٠٩.امام على عليه السلام : نخستين گام حكمت وانـهادن لـذتـهـاسـت و آخرين گام آن دشمن داشتن هر آنچه فانى مى شود .
١٧١٠.امام على عليه السلام : از حكمت است كه با بالا دست خود نستيزى و فرو دست خود را خوار نشمارى و به كارى كه در توان تو نيست نپردازى و زبانت با دلت و گفتارت با كردارت ناسازگار نباشد و درباره آنچه نمى دانى سخن نگويى و كار را آن گاه كه به تو روى مى آورد رهايش نكنى و چون از تو روى گرداند به دنبالش بروى .
١٧١١.امام باقر عليه السلام ـ در پاسخ به سؤال ابوبصير از آيه «و به هركس حـ : مراد از حكمت فرمانبرى از خدا و شناخت امام است .
١٧١٢.امام صادق عليه السلام : همانا حكمت عبارت است از شناخت و فهم دين ؛ پس هر يك از شما كه در دين فقيه و فهيم باشد حكيم است .
١٧١٣.امام كاظم عليه السلام : به لقمان گفته شد : چكيده حكمت تو چيست ؟ گفت : از آنچه مى دانم نمى پرسم و براى آنچه به من مربوط نمى شود خود را به زحمت نمى اندازم .
٥٦٢ رأس حكمت
١٧١٤.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : ترس از خدا رأس حكمت است .
١٧١٥.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بهترين سخن ياد خداست و رأس حكمت اطاعت از اوست .
١٧١٦.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مدارا كردن در رأس حكمت است .
١٧١٧.امام على عليه السلام : پايبندى به حقّ و فرمانبرى از كسى كه برحق مى باشد اساس حكمت است .
٥٦٣ آنچه حكمت مى آورد
١٧١٨.امام على عليه السلام : بر شهوت و خواهش نفس چيره شو ، حكمتت به كمال مى رسد .
١٧١٩.امام على عليه السلام : حكمت جز با خويشتندارى از گناه به دست نمى آيد .
١٧٢٠.امام صادق عليه السلام : هركه به دنيا پشت كند خداوند حكمت را در دلش استوار گرداند و زبانش را به آن گويا سازد .
٥٦٤ آنچه مانع كسب حكمت مى شود
١٧٢١.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : آن گاه كه معده خالى باشد ، دل حكمت را مى پذيرد ؛ زمانى كه معده پر باشد دل حكمت را بيرون مى افكند .
١٧٢٢.امام على عليه السلام : شهوت و حكمت با هم جمع نمى شوند .
١٧٢٣.امام صادق عليه السلام : خشم ، دل حكيم را تباه مى كند و كسى كه اختيار خشم خود را نداشته باشد اختيار عقل خويش را ندارد .
١٧٢٤.امام كاظم عليه السلام : همانا زراعت در زمين نرم مى رويد و بر روى سنگ نمى رويد . حكمت نيز چنين است در دلهاى افتاده آبادان مى شود و در دل خودستاى گردنفراز پرورش نمى يابد ؛ زيرا كه خداوند افتادگى را ابزار خِرد قرار داده است .
١٧٢٥.امام هادى عليه السلام : حـكـمت در جـانهاى فاسد مـؤثـر و مـفيد نمى افتد .
٥٦٥ آثار حكمت
١٧٢٦.امام على عليه السلام : هر كه حكمت در دلش جاى گيرد ، عبرت شناس شود .
١٧٢٧.امام صادق عليه السلام : انديشيدن زياد در حكمت خـرد را بـارور مى سازد .
٥٦٦ مراقبت از حكمت
١٧٢٨.امام على عليه السلام : حكيمان آن گاه حكمت را تباه كردند كه آن را در اختيار نا اهلان گذاشتند .
١٧٢٩.امام كاظم عليه السلام : حـكـمت را در اختيار نـادانان مگذاريـد كـه به آن ستم كرده ايد و آن را از اهلش دريغ نكنيد كه به آنان ستم روا داشته ايد .