منتخب ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨٩
٤٣٢٧.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كه پُر گذشت باشد ، عمرش دراز شود .
٤٣٢٨.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : از لغزشهاى خطاكاران در گذريد، تا بدين سبب خداوند شما را از مقدّرات ناگوار نگه دارد .
٤٣٢٩.امام باقر عليه السلام : پشيمانى از گذشت ، برتر و آسانتر از پشيمانى حاصل از كيفر دادن است .
٤٣٣٠.امام صادق عليه السلام : سـه چيز از خـصـلتـهـاى ارزشمنـد دنـيا و آخرت است : بخشودن كسى كه به تو ستم كرده است ، پيوستن به كسى كه از تو بريده است و بردبارى ورزيدن ، هر گاه نسبت به تو رفتار جاهلانه اى شود .
١٣٠٦ ترغيب به گذشت نيكو
«ما آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آنهاست جز به حقّ نيافريديم. و بى ترديد قيامت فرا مى رسد. پس با گذشتى نيكو، گذشت كن» .
٤٣٣١.امام على عليه السلام : كسى كه به واسطه گناه ، كسى را با سرزنش آزار دهد ، گذشت نكرده است .
٤٣٣٢.امام رضا عليه السلام ـ درباره آيه «پس با گذشتى نيكو گذشت كن ...» {ـ : مقصود ، گذشتِ بدون كيفر دادن و نكوهش و سرزنش است .
١٣٠٧ ترغيب به گذشت در هنگام قدرت داشتن
٤٣٣٣.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس در زمانى كه قدرت (بر انتقام) دارد گذشت كند ، خداوند در روز دشوارى از او گذشت كند .
٤٣٣٤.امام على عليه السلام : هر گاه بر دشمنت قــدرت يافتى ، گذشت از وى را شكرانه قدرت يافتنت بر او قرار ده .
٤٣٣٥.امام على عليه السلام : گذشت ، زكات پيروزى است .
٤٣٣٦.امام حسين عليه السلام : با گذشت ترين مردم ، كسى است كه در زمان قدرت داشتن گذشت كند .
ر . ك : جبران ، باب ١٥٩٤ .
١٣٠٨ گذشت و جلب دلها
٤٣٣٧.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ به مردى كه از خدمتكاران خود نزد ايشان شكايت كردـ : از آنها گذشت كن ، تا بدين وسيله دلهايشان را با خودت آشتى دهى . عرض كرد : اى رسول خدا ! آنها در بى ادبى متفاوتند . حضرت فرمود : نسبت به آنان گذشت داشته باش . و آن مرد اطاعت كرد .
٤٣٣٨.امام على عليه السلام ـ در سفارش به فرزندبزرگوارش حسن عليه السلامـ : هر گاه فردى از آنان (غلامان و چاكران) به سبب گناهى سزاوار كيفر شد ، او را به وجهى نيكو سرزنش كن ؛ زيرا سرزنش همراه با گذشت ، براى كسى كه عقل و فهمى دارد ، دردناكتر از كتك زدن است .
ر . ك : دشمنى ، باب ١٢٢٥ .
١٣٠٩ گذشتهاى نابجا
٤٣٣٩.امام على عليه السلام : گذشت به همان اندازه كه شخص بزرگوار را درست مى كند ، شخص فرومايه را تباه مى گرداند .
٤٣٤٠.امام على عليه السلام : به نيكى پاداش ده و از بدى درگذر ، به شرط آن كه به دين لطمه اى نزند، يا در قدرت اسلام ضعفى پديد نياورد.
١٣١٠ بخشايش خدا
«همانا خدا بخشايشگر آمرزگار است» .
٤٣٤١.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در پاسخ به سؤال عايشه از دعاى شب قدرـ : مى گويى : بار خدايا ! تو بخشايشگرى و گذشت و بخشش را دوست مى دارى ؛ پس مرا ببخش .
٤٣٤٢.تنبيه الخواطر : عربى باديه نشين گفت : اى رسول خدا ! در روز قيامت چه كسى به حساب خلايق مى رسد ؟ فرمود : خداوند عزوجلّ . باديه نشين گفت : به خداوندگار كعبه سوگند كه نجات يافته ايم ! حضرت فرمود : چگونه ، اى باديه نشين ؟ عرض كرد : زيرا كريم هر گاه قدرت يابد ، ببخشايد .
٤٣٤٣.امام على عليه السلام : اى جماعت بندگان خدا ! همانا خداوند متعال از كارهاى ريز و درشت و بى پرده و در پرده شما باز خواستتان مى كند . آن گاه ، اگر كيفرتان دهد ، شما بيش از اينها ستمكار بوده ايد و اگر گذشت كند او بيش از آن بخشايشگر است .
٤٣٤٤.امام على عليه السلام ـ در مناجاتـ : الهى! به بخشايش تو مى انديشم ، خطا و گناهم بر من آسان مى شود ، سپس سختى كيفر تو را به ياد مى آورم ، بلا و گرفتاريم بر من بزرگ مى نمايد .
٤٣٤٥.امام على عليه السلام : بار خدايا ! با من از روى گذشت خويش رفتار كن ، نه از روى دادگريت.
٤٣٤٦.امام على عليه السلام : هر كه از حرامهاى خداوند خويشتندارى كند، بخشش خدا به سوى او بشتابد .
٤٣٤٧.امام على عليه السلام : وليكن خداوند بندگان خود را به انواع سختيها مى آزمايد و به واسطه كوششهاى گوناگون ، به بندگيشان مى كشد و به اقسام ناخوشاينديها و ناملايمات مبتلايشان مى كند ، تا بدين وسيله كبر را از دلهايشان بيرون بَرد و فروتنى را در جانهايشان جاى نهد و آن را درهايى گشوده به سوى فضل خود و وسايل آسانى براى بخشش خويش قرار دهد .
٤٣٤٨.امام صادق عليه السلام ـ هـميشه عـرضه مـى داشتـ : بار خـدايا ! سزامندىِ تو به گذشت بيشتر از سزامندىِ من به مجازات است .
ر . ك : رحمت ، باب ٧٩٩ .
٢٨٦
عافيت
١٣١١ عافيت
٤٣٤٩.امام على عليه السلام : عافيت ، گواراترين نعمتهاست .
٤٣٥٠.امام على عليه السلام : هيچ جامه اى زيباتر از عافيت نيست .
٤٣٥١.امام على عليه السلام : بـا عـافيت و سـلامتى است كه لذّت زندگى چشيده مى شود .
٤٣٥٢.امام صادق عليه السلام : عـافيت نـعمتى پـنهان (و ناشناخته) است . هر گاه باشد به دست فراموشى سپرده مى شود (و كسى قدرش را نمى داند) و هر گاه نباشد به ياد آورده مى شود .