منتخب ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧١
٤١٤٠.امام صادق عليه السلام : علم ذاتى خداست و پيش از آن كه معلومى (متعلَّق علمى) در كار باشد ، عالِم بوده است . و چون اشياء را پديد آورد ، علم او به معلوم تعلق گرفت .
٤١٤١.امام كاظم عليه السلام : علم خــدا ، با صفتِ «از كجاست ؟» وصف نمى شود . علم خدا با صفتِ «چگونه» توصيف نمى گردد ؛ نه علم از خدا جدا مى شود و نه خدا از علم ؛ و ميان خدا و علم او مرزى نيست .
١٢٥٠ خدا دادگر است
«خداوند اندازه ذرّه اى ستم نمى كند. اگر نيكيى باشد آن را دوچندان مى كند و از جانب خود مزدى بزرگ مى دهد» .
٤١٤٢.امام على عليه السلام : گواهى مى دهم كه خداوند ، دادگرى است كه به عدل رفتار مى كند و حاكم و داورى است كه حقّ و باطل را از هم جدا مى سازد .
٤١٤٣.امام على عليه السلام ـ در پاسخ به اين پرسش كه عدل چيست ؟ـ : عدل ، آن است كه خدا را متّهم نكنى .
٤١٤٤.امام سجّاد عليه السلام ـ در دعاى عيدقربان وجمعهـ : هر آينه مى دانم كه نه در حكم و داورىِ تو ستمى روا مى شود و نه در خشم و كيفر رسانيت ، شتابى است ؛ زيرا كسى شتاب مى كند كه مى ترسد (فرصت) از دستش برود و كسى احتياج به ستم كردن دارد ، كه ناتوان است و تو اى خداى من ! بسى برتر و والاتر از اين امور هستى .
٤١٤٥.امام صادق عليه السلام ـ در پاسخ به پرسش از بنياد دينـ : بنياد دين توحيد و عدل است . توحيد ، به اين معناست كه آنچه را درباره خودت روا مى دانى درباره پروردگارت روا نشمارى و معناى عدل اين است كه آنچه را آفريدگارت به سبب آنها تو را نكوهش كرده است ، به او نسبت ندهى .
١٢٥١ خدا آفريننده است
«خدا آفريننده همه چيز است و او بر هر چيزى نگهبان است» .
٤١٤٦.مروان بن مسلم مى گويد : ابن ابى العوجاء نزد امام صادق عليه السلامآمد و گفت : مگر نه اين است كه شما مى گوييد خدا آفريننده همه چيز است ؟ امام عليه السلام فرمود : چرا . ابن ابى العوجاء گفت : من هم مى آفرينم ! امام عليه السلام فرمود : چگونه مى آفرينى ؟ گفت : در جايى مدفوع مى كنم و آن گاه مدتى صبر مى نمايم و جنبندگانى پديد مى آيند . امام عليه السلام فرمود : مگر نه اين است كه آفريننده هر چيزى ، از تعداد و كيفيت آنها آگاه است ؟ گفت : چرا . فرمود : آيا تو مى دانى كه از آن جنبندگان نر و ماده كدام است و چقدر عمر مى كند ؟ در اينجا ابن ابى العوجاء خاموش ماند .
٤١٤٧.امام رضا عليه السلام : ستايش خداى را سزد كه با قدرت و حكمت خويش اشياء را آفريد و ابداع كرد ، نه از چيزى ديگر ، كه اختراع صادق نيايد و نه به علّتش ، تا در نتيجه ، ابداعى در كار نباشد . او آفريد هر آنچه كه خواست و هر گونه كه خواست .
١٢٥٢ خدا تواناست
«به پروردگار مشرقها و مغربها سوگند ياد مى كنم كه ما تواناييم» .
٤١٤٨.مسيح عليه السلام ـ آن گاه كه به او گفته شد آيــا پروردگار تو مى توـ : عجز و ناتوانى به خداوند عز و جل نسبت داده نمى شود ، امّا آنچه شما از او مى خواهيد ، محال است .
٤١٤٩.امام صادق عليه السلام: ابليس به عيسى بن مريم عليه السلام گفت : آيا پروردگار تو مى تواند (كره) زمين را داخل تخم مرغى جاى دهد ، بدون آن كه زمين را كوچك و تخم مرغ را بزرگ كند ؟ عيسى عليه السلام فرمود : واى بر تو ! خدا به صفت ناتوانى وصف نمى شود ؛ كسى كه بتواند زمين را كوچك گرداند و تخم مرغ را بزرگ (چندان كه زمين داخل آن جاى گيرد) تواناتر از چنين كسى كيست ؟.
١٢٥٣ خدا سخنگوست
«و فرستادگانى كه پيش از اين داستانهايشان را براى تو گفته ايم و فرستادگانى كه داستانهايشان را برايت نگفته ايم. وخدا با موسى سخن گفت سخن گفتنى (بى ميانجى)» .
٤١٥٠.امام على عليه السلام : (خداوند) خبـر مى دهد ، امّا نه به وسيله زبان و زبانچه ها و مى شنود ، امّا نه با سوراخهاى گوش و ابزارهاى شنيدن ؛ سخن مى گويد ، اما نه با تلفظ كردن و از حفظ مى كند امّا نه با حافظه ... به هر چه اراده كند كه هستى يابد ، مى گويد : «باش» و او هستى مى يابد ، امّا اين گفتن او ، نه با صدايى است كه پرده گوش را بكوبد و نه با آوازى كه شنيده شود ، بلكه گفتار خداى سبحان ، فعل اوست كه آن را ايجاد كرده و تجسّم بخشيده كه (اين فعل) پيشتر وجود نداشته است ؛ زيرا اگر (فعل او نيز) قديم و ازلى مى بود آن ، خداى دومين بود .
١٢٥٤ خدا خواهنده است
«كار خدا چنين است كه هرگاه چيزى بخواهد به او مى گويد: باش، پس (آن) موجود مى شود» .
٤١٥١.امام كاظم عليه السلام : اشـياء بـا اراده و خواست او پديد مى آيند ، بى آن كه سخنى گفته شود و يا انديشه اى از خاطرى بگذرد و يا زبانى به سخن گويا شود .
١٢٥٥ خدا آشكار و نهان است
«اوست آغاز و انجام و آشكار و نهان و او به همه چيز همواره داناست» .
٤١٥٢.امام على عليه السلام : (خداوند) بـه سـبب شـگفتيهاى آفرينشش ، براى بينندگان آشكار است و به سبب شكوه عزّتش از اوهام توهّم كنندگان پنهان است .
٤١٥٣.امام رضا عليه السلام : آشكار است ، امّا نه به واسطه حواسّ و تماس حسّى ؛ پيداست امّا نه پيدايى ناشى از ديدن با چشم ؛ نهان است اما نه به سبب دور بودن .
١٢٥٦ خداوند مالك است
«و از آن خداست مُلك آسمانها و زمين و خدا بر همه چيز تواناست» .
٤١٥٤.امام على عليه السلام : هر مالكى ، جز خداوند، مملوك است .
٤١٥٥.امام على عليه السلام ـ در تفسير «لا حول ولا قوة الا باللّه »ـ : با وجود خدا ، ما مالك هيچ چيز نيستيم و تنها مالك آن چيزى هستيم كه او خودش آن را به ملكيت ما در آورده است . پس ، وقتى آنچه را كه او به مالكيتش سزاوارتر از ماست ، در اختيار ما نهد ، تكليفى بر عهده ما نهاده است و هرگاه آن را از ما باز گيرد ، تكليف خويش را از عهده ما برداشته است .
١٢٥٧ خدا شنواىِ بيناست
«خدا به حقّ داورى مى كند ولى كسانى كه جز او را به خدايى مى خوانند هيچ داورى نتوانند. همانا خدا شنواى بيناست» .