منتخب ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٥
٤٩٢.براء بن عازب : ديدم پيامبر خدا صلى الله عليه و آله حسين را بر خود سوار كرده مى گويد : خدايا ! من او را دوست دارم ، تو نيز دوستش بدار .
٤٩٣.سعيد بن ابى راشد به نقل از يَعلى عامرى : وى براى رفتن به ضيافتى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله را به آن دعوت كرده بودند ، با آن حضرت همراه شد . رسول خدا صلى الله عليه و آله پيشاپيش مردم به راه افتاد . وحسين با بچه ها مشغول بازى بود . رسول خدا صلى الله عليه و آله خواست او را بگيرد اما طفل ، اين طرف وآن طرف مى دويد . پيامبر صلى الله عليه و آله شروع به خنداندن و شوخى كردن با او كرد تا اين كه حسين را گرفت و يك دستش را پشت گردن و دست ديگرش را زير چانه او گذاشت و دهان او را مى بوسيد و فرمود : حسين از من است و من از حسين . خداوند دوستدار حسين را دوست بدارد . حسين يكى از اسباط (نوادگان دخترى) است .
٤٩٤.ابن عبّاس : رسول خدا صلى الله عليه و آله حسين بن على را سوار شانه خود كرده بود . مردى گفت : پسرجان ! چه نيكو مركبى سوار شده اى . وپيامبر صلى الله عليه و آلهفرمود : و او چه نيكو راكبى است .
١٣٨ فضايل امام حسين
٤٩٥.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هركس كه دوست دارد به محبوبترين فرد روى زمين در نزد اهل آسمان نگاه كند به حسين بنگرد .
٤٩٦.امام حسين عليه السلام : بر رسول خدا صلى الله عليه و آله وارد شدم . ابن ابى كعب در خدمت ايشان بود . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به من فرمود : خوش آمدى اى ابا عبداللّه ، اى زيور آسمانها و زمينها . اُبىّ به پيامبر ! عرض كرد : اى رسول خدا ! چگونه ممكن است كسى غير از شما زيور آسمانها و زمينها باشد ؟ ! پيامبر فرمود : اى ابىّ ، سوگند به آن كسى كه بحقّ مرا به پيامبرى برانگيخت ، مقام و منزلت حسين بن على در آسمان بالاتر از منزلت او در زمين است . در سمت راست عرش خداوند عز و جل نوشته شده است : (حسين) چراغ هدايت و كشتى نجات و امامى سستى ناپذير ، با عزّت ، افتخار آفرين ، راهنما ، و ذخيره (اى گرانبها)ست .
٤٩٧.امام حسين عليه السلام ـ در بخشى از سخنانش در روز عاشوراـ : هان ! اين حرامزاده پسر حرامزاده مرا ميان دو چيز مخيّر كرده است : ميان شمشير و تن دادن به خوارى . و هيهات كه ما تن به ذلّت و خوارى دهيم . خدا و رسول او و مؤمنان و دامنهاى پاك و مطهّر(ى كه ما در آن پرورش يافته ايم) و دلهاى غيرتمند و جانهاى بزرگمنش ، اين را بر ما نمى پذيرند كه فرمانبرى از فرومايگان را بر مرگ شرافتمندانه ترجيح دهيم .
٤٩٨.امام حسين عليه السلام ـ در بخش ديگرى از سخنانش در روز عاشوراـ : به خدا سوگند ! نه دست ذلّت و خوارى به شما مى دهم و نه چونان بردگان مى گريزم .
٤٩٩.امـام سجّاد عليه السلام از حسـين عليه السلام شنيدم كـه مى فرمايد : اگر مردى در اين گوشم ـ اشاره به گوش راست خود كرد ـ مرا دشنام دهد و در ديگرى از من پوزش بخواهد ، پوزش او را مى پذيرم ؛ چرا كه امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام برايم نقل كرد كه از جدّم رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيد كه مى فرمايد : بر حوض كوثر وارد نمى شود كسى كه عذر را ـ موجّه باشد يا غير موجّه ـ نپذيرد .
٥٠٠.حذيفة بن يمان : پيامبر صلى الله عليه و آله را ديدم كه دست حسين بن على عليهماالسلامرا گرفته است و مى فرمايد ! اى مردم ، اين حسين بن على است . او را بشناسيد . سوگند به آن كه جانم در دست (قدرت) اوست ، او در بهشت است ، و دوستدارانش در بهشتند و دوستداران دوستدارانش نيز در بهشتند .
٥٠١.شعيب بن عبد الرحمن خزاعى : در روز طفّ (كربلا) بر پشت مبارك حسين بن على اثر چيزى ديده شد . درباره آن از زين العابدين پرسيدند ، فرمود : اثر كيسه هايى است كه بر پشت خود مى نهاد و به خانه هاى زنان بى سرپرست و يتيمان و مستمندان مى برد .
٥٠٢.سيّد بن طاووس در لهوف ، به نقل از راوى حديث : آن گاه ، حسين عليه السلام دشمن را به جنگ تن به تن طلبيد ، هركس را كه به مبارزه اش مى آمد مى كشت ، چندان كه شمار عظيمى را از پاى درآورد ، و در ضمن مبارزه مى فرمود :. { كشته شدن سزاوارتر از پذيرش ننگ است ننگ بهتر از رفتن به آتش دوزخ است } يكى از راويان گويد : به خدا قسم هرگز نديده ام شخص مغلوبى را كه فرزندان و اعضاى خانواده و يارانش همگى كشته شده باشند و مانند حسين چنين آرام و خونسرد باشد . لشكر دشمن حلقه را بر او تنگ مى كرد اما او با شمشير خود بر آنان حمله مى آورد و چنان از برابر او مى گريختند كه گله اى بز از برابر گرگى كه بر آن حمله كرده باشد . او بر سپاه سى هزار نفرى آنان يورش مى آورد و آنها را مانند مور و ملخ پراكنده مى ساخت ، و آن گاه «لا حول ولا قوة إلاّ باللّه العليّ العظيم» گويان به قرارگاه خود بازمى گشت .
ر . ك : عنوان ٢٧٩ «عاشورا» .
٢٢
امام سجّاد
١٣٩ تصريح به امامت آن بزرگوار
٥٠٣.امام باقر عليه السلام : چون هنگام شهادت حسين بن على عليه السلام فرا رسيد دختر بزرگ خود ، فاطمه بنت الحسين عليه السلام ، را فراخواند و نوشته اى سر بسته و وصيتنامه اى سرگشاده به او داد . على بن الحسين دچار چنان شكم دردى بود كه گمان نمى كردند جان سالم به دربرد . فاطمه آن نوشته را به على بن الحسين عليه السلام داد . و به خدا قسم اين نامه ، بعد به ما رسيد ... سوگند به خدا كه آنچه از زمان خلقت آدم تا پايان دنيا ، مورد نياز فرزندان آدم بوده و هست در اين نوشته وج��د دارد !.
١٤٠ منزلت امام زين العابدين
٥٠٤.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : در روز رسـتـاخـيز آواز دهنده اى صدا مى زند : كجاست زين العابدين (زيور عابدان)؟ و من فرزندم على بن حسين بن على بن ابى طالب را مى بينم كه صفها را مى شكافد (و پيش مى رود) .
٥٠٥.امام باقر عليه السلام : او يكصد خانوار از فقراى مدينه را سرپرستى مى كرد ، و دوست داشت كه يتيمان و تنگدستان و افراد عاجز و مستمندان بيچاره بر سر سفره او حاضر شوند . او با دست خود براى آنها غذا مى آورد ، و اگر كسى از آنها عائله اى داشت ، حضرت از غذاى خود براى خانواده او مى برد . هيچ غذايى نمى خورد مگر اين كه ابتدا از آن صدقه مى داد .