منتخب ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٣٩
٣٧٤١.امام صادق عليه السلام : خنده مؤمن ، لبخند است .
٣٧٤٢.امام صادق عليه السلام : هر كه به چهره برادر خود لبخند زند ، آن لبخند براى او حسنه اى باشد .
١١٥٢ نكوهش خنديدن زياد
٣٧٤٣.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : زنهار از خنده زياد، كه دل را مى ميراند .
٣٧٤٤.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اگر آنچه را من مى دانم شما بدانيد ، قطعا كم مى خنديد و بسيار مى گرييد .
٣٧٤٥.ارشاد القلوب : در حديث معراج آمده است: در شگفتم از بنده اى كه نمى داند من از او خشنودم يا ناخشنود ، و با اين حال مى خندد .
٣٧٤٦.امام على عليه السلام : هركه زياد بخندد ، ابّهتش مى رود .
٣٧٤٧.امام عسكرى عليه السلام : خنده اى كه از روى تعجّب نباشد ، نشان نادانى است .
٢٤٧
مستضعف
١١٥٣ فضيلت مستضعفان
٣٧٤٨.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : آيا شما را از بدترين بندگان خدا آگاه نسازم ؟ درشتخوى متكبّر ؛ آيا شما را از بهترين بندگان خدا آگاه نسازم ؟ ناتوان مستضعف .
٣٧٤٩.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مرا در ميان ضعيفان بجوييد؛ زيرا شما به واسطه مردمان ضعيف است كه روزى مى خوريد و يارى مى شويد.
٣٧٥٠.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : در حقيقت خداوند ، اين امّت را به واسطه دعا و نماز و اخلاص ضعيفان آن ، يارى مى كند .
١١٥٤ دولت مستضعفان
«و خواستيم بر كسانى كه در آن سرزمين، مستضعف نگه داشته شده بودند ، منّت نهيم و آنان را پيشوايان (مردم)قرار دهيم و ايشان را وارثان (زمين) گردانيم» .
٣٧٥١.امام على عليه السلام ـ درباره آيه «و خواستيم بر كسانى كه مستضعف نگـ : آنان مستضعفان خاندان محمّدند . خداوند ، پس از كوششِ آنان ، مهدى شان را مى فرستد و آنان را عزيز مى گرداند و دشمنشان را ذليل مى سازد .
١١٥٥ استضعاف معنوى
«مگر آن مردان و زنان و كودكان مستضعف كه چاره جويى نتوانند و راهى نيابند . آنها را شايد خدا ببخشد كه خدا بخشنده و آمرزگار است» .
٣٧٥٢.امام على عليه السلام : نام مستضعف بر كسى كـه حجّت و برهان (خدا) به او برسد و گوشش آن را بشنود و دلش آن را فهم كند ، نهاده نمى شود .
٣٧٥٣.امام باقر عليه السلام ـ درباره آيه «مگر آن مردان و زنان و كودكان مسـ : مستضعف كسى است كه نه توان كافر شدن را دارد و نه راه ايمان را پيدا مى كند ، تا مؤمن شود . از كودكان و مردان و زنانى كه عقل و فكرشان به اندازه كودكان است ، قلم تكليف برداشته شده است .
٣٧٥٤.امام كاظم عليه السلام : ضـعـيف كـسى اسـت كه دليل و برهان به او نرسيده و اختلاف (بين ديدگاه هاى افراد) را نمى شناسد . و اگر از اختلاف(افراد) آگاه باشد مستضعف نيست.
٢٤٨
گمراهى
١١٥٦ موجبات گمراهى
«و هركه كفر را جايگزين ايمان كند به تحقيق راه درست را گم كرده» .
«و هركه به خدا و فرشتگان و كتابها و فرستادگان او و روز جزا كفر ورزد، در حقيقت دچار گمراهى دور و درازى شده است» .
«و هركه نافرمانى خدا و پيامبر او كند ، قطعا دچار گمراهى آشكارى گرديده است» .
«پس آيا ديده اى آن كسى را كه هوس خود را معبود خويش قرارداد و خداوند او را با وجود آگاهيش بيراه گذارد و بر گوش و دلش مهر نهاد و بر ديده اش پرده افكند ؛ پس چه كسى پس از خدا ، هدايتش خواهد كرد؟ آيا پند نمى گيريد» ؟
٣٧٥٥.امام على عليه السلام : هر ضلالتى ، علّتى دارد و براى هر پيمان شكنى، شبهه اى است .
٣٧٥٦.امام على عليه السلام : بدانيد كه شرايع دين يكنواخت است و راههايش رساننده (به هدف) . هركه در اين راهها قدم گذارد (به هدف) رسد و سود برد و هركه از پيمودن آنها باز ايستد ، گمراه و پشيمان شود .
٣٧٥٧.امام على عليه السلام : به اهل بيت پيامبرتان بنگريد و از راه و روش آنان جدا نشويد ... از آنان پيشى نگيريد كه گمراه مى شويد و از ايشان عقب نمانيد ، كه به هلاكت مى افتيد .
٣٧٥٨.امام على عليه السلام : هر كس هدايت را از كسى كه اهل آن نيست طلب كند ، گمراه شود .
ر . ك : هدايت ، باب ١٧٨٢ .
١١٥٧ گمراه كنندگان
٣٧٥٩.امام على عليه السلام : بدترين مردم نزد خدا پيشواى ستمگرى است كه خود گمراه است و موجب گمراهى ديگران مى شود ، سنّتى را كه به آن عمل مى شود مى ميراند و بدعتى را كه متروك گشته است ، زنده مى كند .
٣٧٦٠.امام على عليه السلام : منفورترين خلايق نزد خدا ، دو نفرند : كسى كه خداوند او را به خودش واگذاشته است ، چنين كسى از راه راست منحرف گشته و به سخنان بدعت آميز و دعوتهاى گمراه كننده دل مى بندد ، بنابراين ، او سبب فتنه و فساد كسانى مى شود كه فريفته او مى شوند ، از راه (راست) پيشينيان خود بيرون است و گمراه كننده پيروان خود است در زمان حيات و پس از مرگ خويش ، بار گناهان ديگران را به دوش مى كشد و گروگان خطاهاى خويش است ... .
٣٧٦١.امام على عليه السلام ـ در توصيف مـنافقانـ : شـما را از مـنافقـان بر حذر مى دارم ؛ زيرا كه آنان هم خود گمراهند و هم گمراه كننده اند ، هم خويش لغزيده اند و هم لغزاننده اند .