منتخب ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٦٧
٦٢٠٤.امام على عليه السلام : با پشت كردن به نفْس (امّاره) خود ، به (نفْس فاضله و ناطقه انسانىِ) خويشتن روى كن .
٦٢٠٥.امام على عليه السلام : هر كه نفْس خود را نكوهش كند ، آن را اصلاح گرداند و هر كه نفْس خود را بستايد ، آن را بكُشد .
٦٢٠٦.امام على عليه السلام : هركه خود را مهذّب نسازد، عادت هاى زشت او را رسوا كند .
٦٢٠٧.امام على عليه السلام : هر كه به نقص خود رسيدگى نكند ، هوا و هوس بر او چيره گردد و هر كه نقص داشته باشد ، مرگ برايش بهتر است .
ر. ك : ياد خدا، باب ٧٤٩؛ پارسايى ، باب ١٨٠٩؛ حسابرسى، باب ٥١٦.
١٧٣٧ آثار كرامت نفس
٦٢٠٨.امام على عليه السلام : هركه براى نفْس (و شخصيت) خود احترام قائل باشد، آن را با گناه ، خوار نمى گرداند.
٦٢٠٩.امام على عليه السلام : هر كه براى خود احترام قائل باشد خواهش هاى نفسانيش در نظر او بى ارزش است .
٦٢١٠.امام على عليه السلام : هركه كرامت نفس داشته باشد ، دنيا در چشمش خُرد وناچيز مى آيد .
٣٨٢
نفاق
١٧٣٨ نفاق
«در نتيجه، به سزاى آن كه با خدا خُلف وعده كردند و از آن روى كه دروغ مى گفتند، در دل هايشان ـ تا روزى كه او را ديدارى كنند ـ پيامدهاى نفاق را باقى گذاشت» .
٦٢١١.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : نفاق، ابتدا به صورت نقطه اى سياه ظـاهـر مى شود و هرچه نفاق بيشتر شود ، آن نقطه بزرگتر مى گردد و چون نفاق به مرحله كمال رسد ، دل به كلّى سياه مى شود .
٦٢١٢.امام على عليه السلام : نفاق ، برادر شرك است .
٦٢١٣.امام على عليه السلام : چه زشــت است كه انسان ظاهـرى مـوافـق داشته باشد و باطنى منافق !.
٦٢١٤.امام على عليه السلام : نفاقِ انسان ، ناشى از ذلّتى است كه در خود حسّ مى كند .
١٧٣٩ ويژگى منافق
«منافقان با خدا نيرنگ مى كنند و حال آن كه او با آنان نيرنگ مى كند. و چون به نماز ايستند با كسالت و تنبلى برخيزند. با مردم ريا مى كنند و خدا را جز اندكى ياد نمى كنند. ميانِ آن (دو گروه) دو دلند، نه با اينانند و نه با آنان. و هر كه را خدا گمراه كند، هرگز راهى براى (نجات) او نخواهى يافت» .
ر . ك : بقره : آيات ٨ ، ٢٠ و آل عمران : آيات ١٦٧ ، ١٦٨ و نساء : آيات ٦١ ، ١٣٨ ، ١٤٥ و عنكبوت : آيات ١٠ ، ١١ و محمّد : آيه ٣٠ و مجادله : آيات ١٤ ـ ١٦ .
٦٢١٥.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : منافق كسى اسـت كـه هرگاه وعده دهد خُلف وعده كند ، و هرگاه كارى كند آن را فاش سازد (و در بوق دَمَد) ، و هرگاه سخن بگويد دروغ گويد ، و هرگاه امانتى به او سپارند خيانت ورزد ، و هرگاه روزى داده شود ، سبكسرى كند ، و هرگاه روزى داده نشود (وتنگدست گردد) به غلّ و غش روى آورد .
٦٢١٦.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : منافق ، چشمانش در اختيار اوست ، هر طور بخواهد گريه مى كند .
٦٢١٧.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : منافقان را نشانه هايى است كه با آنها شناخته مى شوند : درودشان لعنت است ، پرخور و شكم باره اند ، به غنايم دستبرد مى زنند، به مساجد نزديك نمى شوند، مگر با اكراه و رياكارى ، نماز را آخر وقت مى خوانند،خود را بزرگ مى شمرند،به طورى كه با كسى انس و الفت نمى گيرند و كسى هم با آنان الفت نمى گيرد، شب مانند چوب خشك مى افتند (شب زنده دارى ندارند) و روز صداى خود را به جرّ و بحث بلند مى كنند .
٦٢١٨.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : كسى كه باطنش با ظاهرش ناسازگار باشد او منافق است ، هر كه مى خواهد باشد .
٦٢١٩.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : چنانچه خشوعِ بدن ، بر خشوعِ دل بچربد اين در نظر ما نفاق است.
٦٢٢٠.امام على عليه السلام : شخص منافق هرگاه نگاه مى كند براى سرگرمى است ، هرگاه سكوت مى كند همراه با غفلت است ، وقتى سخن مى گويد بيهوده گويى مى كند ، هرگاه بى نياز شود طغيان مى كند ، وقتى گرفتارى به او رسد داد و فرياد راه مى اندازد ، زود ناراحت مى شود و دير خشنود مى گردد ، از اندكِ خدا ناخشنود مى شود و بسيارش هم او را خشنود نمى سازد ، شرّ بسيار در سر مى پروراند و مقدارى از آنها را به كار مى بندد و افسوس مى خورد كه چرا فلان كار بد را انجام نداده است .
٦٢٢١.امام على عليه السلام : اگر با اين شمشيرم بر بُن بينىِ مؤمن بزنم تا با من دشمنى ورزد ، هرگز دشمنى نخواهد كرد و اگر همه دنيا را به پاى منافق بريزم تا مرا دوست داشته باشد ، هيچ گاه مرا دوست نخواهد داشت و اين از آن روست كه قلم قضا بر اين امر رقم خورده و اين قضاى الهى بر زبان پيامبر امّى صلى الله عليه و آله جارى گشت و فرمود : اى على ، هيچ مؤمنى با تو دشمنى نمى كند و هيچ منافقى تو را دوست نمى دارد.
٦٢٢٢.امام سجّاد عليه السلام : منافق نهى مى كند و خود نهى نمى پذيرد ، به آنچه دستور مى دهد خودش عمل نمى كند ، چون به نماز ايستد به چپ و راست مى نگرد ، چون ركوع كند خود را (مانند گوسفند) به زمين اندازد (يعنى بعد از ركوع نمى ايستد و به همان حال به سجده نمى رود) ، چون سجده كند (مانند كلاغ و ساير پرندگان كه دانه مى چينند) منقار به زمين زند و چون بنشيند نيم خيز نشيند [١] ، چون شب شود ، با اين كه روزه نداشته است همه اش به فكر خوردن غذاست و در هنگام روز با آن كه شب زنده دارى نكرده است ، همّ و غمّش خفتن است . اگر سخنى (يا حديثى) به تو گويد ، دروغ گويد و اگر به تو وعده اى دهد ، خُلف وعده كند و اگر به او اعتماد كنى و امانتى سپارى به تو خيانت كند و اگر با او مخالفت كنى ، پشت سرت بدگويى كند .
٦٢٢٣.امام صادق عليه السلام : چهار چيز از نشانه هاى نفاق است : سختدلى ، خشكيدگى چشم ، مداومت بر گناه و حرص به دنيا .
١٧٤٠ آشكارترين منافق
٦٢٢٤.امام على عليه السلام : آشكارترين منافق كسى است كه به طاعت (خدا) فرا خواند و خودش بدان عمل نكند و از معصيت باز دارد و خودش از آن باز نايستد .
٦٢٢٥.امام على عليه السلام : منافق ترين مردم كسى است كه به طاعت (خدا) امر كند و خودش بدان عمل نكند و از معصيت باز دارد و خودش از آن باز نايستد .
١٧٤١ پرهيز از منافق زبان باز
٦٢٢٦.امام على عليه السلام : رسول خدا صلى الله عليه و آله به من فرمود: من براى امّتم نه از مؤمن مى ترسم و نه از مشرك ؛ زيرا مؤمن را خداوند به واسطه ايمانش جلوگيرى مى كند و مشرك را خداوند به سبب شركش از پاى در مى آورد . امّا ترس من براى شما از منافق زبان بازى است كه مطابق اعتقادات شما سخن مى گويد و برخلاف آنچه معتقديد عمل مى كند .
[١] . نويسنده تعليقات شرح اصول كافى در معناى اين عبارت مى نويسد : يعنى دو ساق پاى خود را از زمين بلند كند و روى پاشنه هاى خود بنشيند. مترجم اصول كافى مى نويسد : محتمل است اين تعبير اشاره به ترك «جلسه استراحت» باشد. و مجلسى رحمه الله گويد : ظاهرتر نزد من آن است كه اين تعبير اشاره است به آنچه بيشتر مخالفين ، در تشهّد ، مستحب دانند كه بر كَفَل چپ نشينند و پاى راست را روى پاى چپ اندازند و قدم راست را بلند كنند به طورى كه سرانگشتان به طرف قبله قرار گيرد.