منتخب ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٠٧
٣٥٨
لواط
١٦٢٤ لواط
«و لوط را (فرستاديم) هنگامى كه به قوم خود گفت: آيا آن كار زشت را مرتكب مى شويد كه هيچ كس از جهانيان در آن بر شما پيشى نگرفته است؟ شما از روى شهوت به جاى زنان با مردان در مى آميزيد، آرى، شما گروهى تجاوزكاريد» .
ر . ك : انبياء : آيه ٧٤ و شعرا : آيات ١٦٥ ـ ١٧٤ و نمل : آيات ٥٤ ، ٥٥ و عنكبوت : آيات ٢٨ ـ ٣٥ .
٥٧١٤.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بيشترين چيزى كه براى امّتم از آن مى ترسم ، عمل قوم لوط است .
٥٧١٥.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر فردى از امّت من كار قوم لوط را انجام دهد و بر اين كار بميرد ، مهلت داده مى شود تا در لحد گذاشته شود . زمانى كه در لحد گذاشته شد ، بيش از سه روز نمى پايد كه زمين او را به ميان قوم هلاك شده لوط پرت مى كند و روز قيامت با آنها محشور مى شود .
٥٧١٦.امام على عليه السلام : خداوند ايمان را براى پاك كردن از لوث شرك واجب فرمود ... و ترك لواط را از بهر افزايش نسل .
٥٧١٧.امام صادق عليه السلام : خـداوند نـشستن بـر استبرق بهشت را بر دُبُرهاى نكاح شده حرام كرده است .
٥٧١٨.امام رضا عليه السلام : عـلّـت تحريم روى آوردن مردان به مردان و زنان به زنان ، يكى ساختار وجودى زنان و سرشت وجودى مردان است (كه هر يك براى جنس مخالف آفريده شده است) و ديگر اين كه روى آوردن مردان به مردان و زنان به زنان سبب از بين رفتن نسل (بشر) و برهم خوردن نظم و تدبير (جامعه) و نابودى دنياست .
٣٥٩
امتحان
١٦٢٥ امتحان
٥٧١٩.امام على عليه السلام : همانا امر ما دشوار و ديرياب است و جز بنده مؤمنى كه خداوند دلش را براى ايمان امتحان (يا : خالص) كرده باشد ، كسى آن را بر نمى تابد .
٥٧٢٠.امام على عليه السلام ـ در وصـف انـبيا و اولـياـ : خداوند آنان را به گرسنگى آزمود و به (انواع) سختى گرفتارشان ساخت و به بيم و هراس ها امتحانشان نمود .
٥٧٢١.امام على عليه السلام : بيازماى تا دشمنش بدارى .
٥٧٢٢.امام على عليه السلام : هنگام امتحان است كه آدمى سربلند يا سرافكنده مى شود .
٥٧٢٣.امام على عليه السلام : مرد به كردارش آزموده مى شود، نه به گفتارش .
٥٧٢٤.امام على عليه السلام : سه چيز است كه خردهاى آدميان با آنها آزموده مى شود : دارايى ، ولايت و مصيبت .
٥٧٢٥.امام صادق عليه السلام : با مردم درآميز تا آنها را بيازمايى و چون امتحانشان كردى با آنان دشمن مى شوى .
٥٧٢٦.امام صادق عليه السلام : شيعيان ما را در سه چيز بيازماييد : در اوقات نمازشان ، كه چگونه بر آنها مواظبت مى كنند ؛ در اسرارشان ، كه چگونه آنها را از دشمنان ما حفظ مى كنند و در اموالشان ، كه چگونه با آن به برادران خود كمك مى كنند .
٣٦٠
ستايش
١٦٢٦ نكوهش ستايش
٥٧٢٧.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : از مدح و ستايش بپرهيزيد ، كه آن سر بريدن است .
٥٧٢٨.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اگـر مـردى با كـاردى تيز و بُرّان به مردى حمله كند ، براى او بهتر است تا اين كه رو به رويش او را بستايد .
٥٧٢٩.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : دوسـت داشتن مـدح و ثـناى مـبالغه آميـز (ممدوح را) از دين كور و كر مى سازد و خانه ها را (از اهلش) خالى مى كند .
٥٧٣٠.مقداد بن عمرو : رسول خدا صلى الله عليه و آله به ما فرمود كه به صورت مدح گويان خاك بپاشيم .
٥٧٣١.ابوموسى: مردى در حضورپيامبر صلى الله عليه و آله ا اين حرف ها را به گوشش نرسان كه او را هلاك مى كنى . اگر (اين تعريف و ستايشها را) از تو بشنود رستگار نمى شود .
٥٧٣٢.امام على عليه السلام : اى مردم ، بدانيد كه هر كس از سخن دروغ و ناحقّ درباره خود رنجيده شود ، خردمند نيست و هر كس از مدح و ثناى نادان درباره خود خوشحال شود ، فرزانه نيست .
٥٧٣٣.امام على عليه السلام : هرگاه ستودى، مختصر كن . هرگاه نكوهيدى كوتاه كن .
٥٧٣٤.امام على عليه السلام : خوش ندارم حتّى در ذهن شما بگذرد كه من ستايش اغراق آميز و شنيدن مدح و ثنا را دوست دارم . و من ـ بحمداللّه ـ چنين نيستم . و اگر هم (به فرض) دوست مى داشتم كه مرا مدح و ثنا گويند ، اين ميل را به خاطر خضوع در برابر خداوند سبحان كه به عظمت و كبريايى زيبنده تر است ، رها مى كردم . ممكن است مردم مدح و ستايش را پس از تحمّل رنج و مشقّت (در كارى) شيرين بيابند . ليكن شما مرا مدح و ثنا نگوييد ؛ زيرا (اين كه مى بينيد خود را به رنج و سختى مى افكنم براى اين است كه) مى خواهم خود را از مسئوليت حقوقى كه از جانب خدا و شما بر گردنم هست خارج سازم ؛ حقوقى كه هنوز از انجام آنها فراغت نيافته ام و واجبات و وظايفى كه بايد به جا آورم . پس آن گونه كه با زمامداران گردنكش سخن مى گويند ، با من سخن مگوييد و محافظه كارى هايى كه در حضور فرمانروايانِ عصبانى مى شود ، در برابر من نكنيد و با ظاهرسازى و چاپلوسى با من رفتار ننماييد .