منتخب ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٨٣
١٩٢٢.التوحيد : يكى از علماى شام از امام باقر عليه السلام پرسيد : پس اشياء را از چيز آفريده است يا از ناچيز ؟ حضرت فرمود : اشياء را آفريد نه از چيزى كه پيش از آن وجود داشته باشد . اگر شيئ را از شيئ آفريده باشد هرگز ميان او و اشياء انقطاع نبوده و همواره چيزى با خدا بوده است . حال آن كه خدا بوده و چيزى با او نبوده است .
١٩٢٣.امام صادق عليه السلام ـ در پاسخ به اين پرسش ابو شاكر ديصانى كه پرسيد :ـ : خودم را از دو حال خالى نيافتم : يا من خود را آفريده ام يا كسى ديگر مرا آفريده است . اگر من خود را آفريده ام از دو حال خارج نيستم : يا بوده ام و خود را آفريده ام و يا نبوده ام و خود را پديد آورده ام . اگر قبلاً بوده ام و خود را پديد آورده ام نيازى به پديد آوردن ندارم و اگر نبوده ام تو مى دانى كه معدوم چيزى را به وجود نمى آورد ، پس شِقّ سوم ثابت مى شود و آن اين كه مرا آفريدگارى است و آن همان خداى پروردگار جهانيان است . ابوشاكر كه پاسخى براى گفتن نداشت ، برخاست .
٣ ـ نشانه هاى هستى
١٩٢٤.شرح نهج البلاغة : امير المؤمنين چون از نماز شب فراغت مى يافت اين جمله را بسيار مى گفت : گواهى مى دهم كه آسمانها و زمين و آنچه ميان آنهاست ، نشانه هايى بر وجود تو و گواههايى است بر آنچه به سوى آن دعوت كردى . هر آنچه حجّت تو را بيان مى كند و به پروردگارى تو گواهى مى دهد نشان آثار نعمتهاى تو و علايم تدبير تو را بر خود دارد .
١٩٢٥.امام على عليه السلام : اى انسانى كه از نظر خلقت بى كم و كاست و متناسبى و در زهدانهاى تاريك و پرده هاى تو در تو پديد آمده و محافظت مى شدى . آفرينشت از عصاره گِل آغاز شد ... و سپس از اين جايگاه به محيطى كه آن را نديده بودى و راه به دست آوردن منافعش را نمى دانستى بيرون آورده شدى . چه كسى تو را به مكيدن شير از پستان مادرت هدايت كرد ؟ و چه كسى جايگاههاى طلب و خواستن را به تو آموخت ؟.
١٩٢٦.امام باقر عليه السلام ـ درباره آيه «كسى كه در اين دنيا كور باشد درـ : كسى كه آفرينش آسمانها و زمين و گردش شب وروز وچرخش خورشيد وماه وديگر نشانه هاى شگفت آور ، او را به اين نكته رهنمون نشود كه در پس همه اينها امر بسيار بزرگترى هست «در آخرت نيز كور است» . فرمود : يعنى از مشاهده آنچه نديده كور است و ره گم كرده تر .
١٩٢٧.امام صادق عليه السلام : اگر ديدى كه يكى از دو لنگه در زلفين دارد آيا گمان مى برى آن زلفين بى خود و بى جهت نصب شده است؟ نه ، بلكه بى شكّ پى مى برى كه تعبيه شده تا با لنگه ديگر جفت و بسته شود . لذا لنگه ديگر را فراهم مى آورى تا از اجتماع آنها سودى حاصل شود . به همين صورت است ، وجود حيوان نر . گويى فردى از يك جفت است كه براى فرد ماده فراهم آمده است . پس نر و ماده با هم جفت مى شوند زيرا كه دوام و بقاى نسل در اين است . هلاكت و نوميدى و نگونبختى بر اين مدعيان فلسفه باد ! چگونه ديده دلشان اين آفرينش شگفت را نمى بيند ، چندان كه وجودِ تدبير و آگاهى و قصد را در آن انكار مى كنند ؟.
١٩٢٨.امام صادق عليه السلام : اى مفضّل ! درباره كارهايى چون خوردن و خوابيدن كه در وجود انسان نهاده شده است بينديش ... اگر انسان با انديشيدن در نيازش به آسودگى بدن و تجديد قوا به سوى خواب مى رفت چه بسا كه در اين كار سنگينى و تنبلى مى كرد تا جايى كه بدنش فرسوده و نابود مى شد .
٤ ـ بر هم زدن تصميمها و در هم شكستن اراده ها
١٩٢٩.بحار الأنوار : از امام على عليه السلام سؤال شد دليل بر اثبات صانع چيست ؟ فرمود : سه چيز : دگرگونى حالات ، سست و ناتوان شدن اعضاى بدن وبرهم خوردن خواست واراده .
١٩٣٠.امام صادق عليه السلام ـ در پاسخ به اين سؤال كـه : خدايت را به چه شناختىـ : به درهم شكستن شدن تصميم و برهم خوردن خواست و اراده . تصميم گرفتم و تصميمم درهم شكست و اراده كردم و اراده ام برهم خورد.
٦٣٤ طبيعت و نسبت دادن آفرينش به آن
١٩٣١.امام صادق عليه السلام ـ در پاسخ به مفضّل كه عرض كرد : سرورم ! عدّه اى مـ : از آنان بپرس كه آيا اين طبيعت داراى علم است و توانايى انجام چنين كارهايى را دارد يانه ؟ اگر جواب دهند كه آرى علم و قدرت دارد ، در اين صورت چه چيز مانع از آنها مى شود كه آفريدگار را اثبات كنند (چرا به وجود آفريدگارى با اين خصوصيات قائل نباشند) ؟ ؛ زيرا طبيعت ساخته و آفريده اوست . اگر گفتند كه طبيعت اين كارها را بدون آگاهى و قصد انجام مى دهد ، با توجه به اين كه در كارهاى آن درستى و حكمت مشاهده مى كنى معلوم مى شود كه اين فعل (طبيعت) كار آفريدگار حكيم است و آنچه را كه آنان طبيعت مى نامند همان قانونى است كه خداوند در آفرينش و عالم هستى جارى كرده است .
ر . ك : عنوان ٢٧٢ «شناخت (٢)» .
١٣٤
اخلاق
٦٣٥ خوشخويى
١٩٣٢.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اسلام ، خوشخويى است .
١٩٣٣.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خوى نيكو، نصف دين است.
١٩٣٤.امام على عليه السلام : سـرلوحه كـتاب مؤمن ، خوشخويى است .
١٩٣٥.امام على عليه السلام : نيكخويى ، سرآمد همه نيكيهاست .
١٩٣٦.امام صادق عليه السلام : زندگى اى گواراتر از اخلاق خوش نيست .
٦٣٦ پيامدهاى خوشخويى
١٩٣٧.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بنده ، هر چند در عبادت ضعيف باشد، با اخلاق نيك خود در آخرت به درجات بز��گ و منزلتهاى والا دست مى يابد .
١٩٣٨.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : همانا انـسـان خـوشخـو پـاداش روزه گـيـرِ شب زنده دار دارد .
١٩٣٩.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : در ترازوى اعمال چيزى سنگينتر از خوشخويى نيست .
١٩٤٠.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مـحبوبترين شـما نـزد من و نزديكترينتان به من در روز قيامت ، خوشخوترين و متواضع ترين شماست .