منتخب ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٤١
«آيا نمى بينند كه آنان در هر سال يك يا دو بار آزموده مى شوند؟ باز هم توبه نمى كنند و عبرت نمى گيرند» .
ر . ك : اعراف : آيه ١٥٥ .
٤٩٣٧.معمّر بن خلاّد : شنيدم ابوالحسن عليه السلام (اين آيه را) تلاوت مى كند : «الف لام ميم . آيا مردم پنداشتند كه تا گفتند ايمان آورديم ، رها مى شوند و مورد آزمايش قرار نمى گيرند» . سپس به من فرمود : آزمايش چيست ؟ عرض كردم : فدايت شوم ، تا جايى كه ما مى دانيم آزمايش در دين است . حضرت فرمود : همچنان كه طلا گداخته و آزموده مى شود ، مردم آزموده مى شوند [١] . و باز فرمود : همچنان كه طلا ناب مى شود ، مردم ناب مى شوند .
١٤٥٠ انواع فتنه
«و بدانيد كه داراييها و فرزندانتان (مايه) آزمايشند و خداست كه نزد او پاداشى بزرگ است» .
٤٩٣٨.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : سه چيز فتنه انگيز است : موى زيبا ، روى زيبا و صداى زيبا .
٤٩٣٩.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : راستى كه مــن از فـتنه خـوشى براى شـما بيمناكترم ، تا فتنه سختى . شما به فتنه سختى درافتاديد و صبر كرديد، امّا دنيا شيرين و خوش منظر است.
٤٩٤٠.امام على عليه السلام : فتنه ها سه چيز است: زن دوستى، كه آن شمشير شيطان است و شرابخوارى ، كه آن دام شيطان است و عشق به درهم و دينار ، كه آن تير شيطان است . كسى كه عشق به زنان داشته باشد ، از زندگيش بهره مند نشود و كسى كه مشروبات را دوست داشته باشد ، بهشت بر او حرام گردد و كسى كه عشق به درم و دينار داشته باشد ، بنده دنياست .
٤٩٤١.امام على عليه السلام ـ به مردى به نام حرب كه در ركاب آن حضرت پياده مىـ : برگرد ، زيرا پياده آمدن چون تويى در ركاب كسى چون من ، باعث فتنه و غرور والى و مايه خوارى مؤمن است .
١٤٥١ كسانى كه از فتنه ها به سلامت مى رهند
٤٩٤٢.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خـوشا بـه حـال مخلصان ، آنان چراغهاى هدايتند و هر فتنه تارى از آنها برطرف مى شود .
٤٩٤٣.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بزودى فتنه هايى پديد خواهد آمد كه بر اثر آنها انسان شب خود را با ايمان به صبح مى رساند و روزش را در حالى به شب مى رساند كه كافر است ، مگر كسى كه خداوند متعال او را به دانش زنده كرده باشد .
٤٩٤٤.امام على عليه السلام : بدانيد كه هر كس تقواى الهى در پيش گيرد ، خداوند براى او راه خروجى از فتنه ها و نورى در تاريكيها قرار دهد .
١٤٥٢ گوناگون
٤٩٤٥.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : پس از من فتنه هايى همچون پاره هاى شبِ تار امّتم را فرا پوشاند ، چندان كه آدمى بر اثر آنها ، شب مؤمن باشد و روز كافر ، روز مؤمن باشد و شب كافر.مردمانى دين خود را به اندك متاعى از دنيا مى فروشند.
٤٩٤٦.امام على عليه السلام : هر كس آتش فتنه را برافروزد ، خود هيزم آن شود .
٤٩٤٧.امام على عليه السلام : زمامدار ستمكار و بيرحم ، بهتر از فتنه (و هرج و مرجى) است كه دائمى باشد .
٤٩٤٨.امام على عليه السلام : به گاهِ فتنه همچون شتر نر دو ساله باش كه نه پشت و نيرويى دارد كه بر او سوار شوند و نه پستانى كه از آن شير دوشند .
٣١٤
فتوا
١٤٥٣ كسى كه براساس رأى خود فتوا دهد
٤٩٤٩.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : گستاخترين شما بر فتوا دادن ، گستاخ ترين شما در برابر آتش است .
٤٩٥٠.امام باقر عليه السلام : ما اگر براساس رأى و هوس خود به مردم فتوا مى داديم ، هر آينه از هلاك شدگان بوديم . ليكن ما بر پايه قول و سنّت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و اصول علميى كه خود داريم و از پدران بزرگوار خود به ارث مى بريم ، براى مردم فتوا مى دهيم ...
٤٩٥١.امام صادق عليه السلام : كسى كه بر اساس رأى خود به مردم فتوا دهد، از چيزى كه نمى داند پيروى كرده است و كسى كه از آنچه نمى داند پيروى كند ، با حلال و حرام كردن نادانسته ، با خدا به ضدّيت برخاسته است .
٤٩٥٢.امام صادق عليه السلام : ... از فـتوا دادن چنان بـگريز كـه از شـيـر مى گريزى و گردنت را پل مردم قرار مده .
ر . ك : رأى ، باب ٧٨٦ .
١٤٥٤ جواز فتوا دادن براى عالم
٤٩٥٣.امام على عليه السلام ـ در نامه خود به قثم بن عباسـ : در هنگام صبح و عصر با آنان بنشين و براى كسى كه از تو حكم و مسأله اى مى پرسد ، فتوا بده و نادان را بياموز و با دانا گفتگوى علمى كن .
٤٩٥٤.امام باقر عليه السلام ـ خطاب به ابان بن تغلبـ : در مسجد مدينه بنشين و براى مردم فتوا بده ؛ زيرا من دوست دارم كه در ميان شيعيان من كسانى مانند تو مشاهده شوند .
٣١٥
ناسزا
١٤٥٥ پرهيز از ناسزاگويى
٤٩٥٥.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : زشت گويى(و زشت كردارى) هرگز در چيزى نبود ، مگر اين كه آن را عيبناك گردانيد و شرم و حيا هرگز در چيزى نبود مگر اين كه آن را آراست .
٤٩٥٦.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداوند بهشت را بر هر فحّاش بد زبان بى شرمى كه باكى ندارد چه گويد و چه شنود ، حرام كرده است .
[١] فتنه، در لغت به معناى گداختن طلا براى گرفتن ناخالصيهاى آن و ناب و خالص شدن است.