منتخب ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٩٣
٤٠٠
ترازو
١٨١٣ ترازوى سنجش اعمال
«و در آن روز سنجش (اعمال) درست صورت گيرد. پس كسانى كه ترازوهاى (عمل) آنان سنگين باشد، هم آنان رستگارانند. و كسانى كه ترازوهاى (اعمال) آنها سبك باشد، پس آنانند كه به خود زيان زده اند، چرا كه به آيات ما ستم مى كردند» .
ر . ك : كهف : آيه ١٠٥ و مؤمنون : آيات ١٠٢ ، ١٠٣ و قارعه : آيات ٦ ـ ١١ .
٦٤٩٨.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : در روز قـيامت خـداوند بـه (حـضرت) آدم مى فرمايد : نزد ترازو بايست و به آنچه از اعمال آنها به سوى تو بالا مى آيد بنگر ، پس هريك از آنها خوبى هايش به وزن ذرّه اى بر بدى هايش بچربد ، بهشت از آن او خواهد بود ، تا بدانى كه من هيچ كدام آنان را به ناحقّ و از روى ستم به دوزخ نمى برم .
٦٤٩٩.امام باقر عليه السلام : خـداوند كار نيك را بر مردم دنيا سنگين ساخته است ؛ چنان كه در ترازوهاى روز قيامت آنان سنگين است و خداوند عز و جل بدى را بر مردم دنيا سبك ساخته است؛ چنان كه در ترازوهاى روز قيامت ايشان سبك است.
٦٥٠٠.امام صادق عليه السلام ـ در پاسخ به سؤال زنديقى كه پرسيد : آيا نه اين كهـ : نه اعمال ، جسم نيستند ، بلكه در حقيقت صفت كارى است كه مردم انجام مى دهند. وانگهى كسى محتاج وزن كردن چيزى است كه شمار اشياء و سنگينى و سبكى آنها را نداند ، ولى براى خداوند هيچ چيز پوشيده نيست . زنديق گفت : پس معناى ميزان چيست ؟ حضرت فرمود : عدل . زنديق گفت : پس ، اين كه در كتاب خود گفته است : «و كسى كه ترازوهايش سنگين باشد» . به چه معناست ؟ حضرت فرمود : يعنى كسى كه عملش بچربد [١] .
٤٠١
وسوسه
١٨١٤ وسوسه در عقايد
«بگو: پناه مى برم به پروردگار مردم، پادشاه مردم، معبود مردم. از بدى وسوسه گر خنّاس. كه در سينه هاى مردم وسوسه مى كند. از جنّ و انس» .
ر . ك : اعراف : آيه ٢٠ و طه : آيه ١٢٠ .
٦٥٠١.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در پاسخ به اين س اين ، ايمان محض است ، يا ايمان ناب است .
٦٥٠٢.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداوند از وسوسه ها و تشكيكات ذهنى امّت من تا زمانى كه آنها را به زبان يا به مرحله عمل درنياورند ، گذشت كرده است .
١٨١٥ پرهيز از وسواس در وضو و نماز
٦٥٠٣.امام صادق عليه السلام ـ چون عبد اللّه بن سنان از مردى ياد كرد كه در وضوـ : چه عقلى دارد كه فرمانبرى شيطان مى كند ؟ (راوى مى گويد :) عرض كردم : چگونه فرمانبرى شيطان مى كند ؟ فرمود : از او بپرس وسوسه اى كه به وى دست مى دهد از چيست ؟ قطعا به تو خواهد گفت : كار شيطان است .
٦٥٠٤.امام صادق عليه السلام ـ در پاسخ به سؤال از تكليف كسى كه در تعداد ركعاتـ : بايد نمازش را اعاده كند . (زراره و ابوبصير مى گويند :) عرض كرديم : زياد شكّ مى كند ، به طورى كه هرچه هم اعاده كند باز شكّ مى كند . فرمود : به شكّ خود اعتنايى نكند (و به نمازش ادامه دهد) . سپس فرمود : با شكستن نماز ، شيطان پليد را به خودتان عادت ندهيد كه با اين كار او را به طمع اندازيد (كه هر لحظه به سر وقت شما بيايد و وسوسه تان كند) زيرا شيطانْ خبيث است و به آنچه عادتش دهند ، عادت مى كند. پس ، هر يك از شما (كه كثيرالشكّ باشد) به شكّ خود اعتنا نكند و نمازش را زياد نشكند ؛ چون اگر چند مرتبه به شكّ خود اعتنا نكرد ، ديگر دچار شكّ نخواهد شد . زراره مى گويد : حضرت سپس فرمود : شيطان پليد مى خواهد فرمانش را ببرند ، لذا اگر نافرمانى شود ديگر به طرف هيچ يك از شما نمى آيد .
١٨١٦ علاج وسواس
«و بگو: پروردگارا، از وسوسه هاى شياطين به تو پناه مى برم. و پروردگارا، به تو پناه مى برم از اين كه (شيطان ها) نزد من حاضر شوند» .
٦٥٠٥.امام على عليه السلام : روزه گرفتن در سه روز از هر ماه ـ پنجشنبه اوّل و آخر ماه و چهار شنبه وسط آن و روزه ماه شعبان ـ وسواس سينه و پريشانى هاى دل را از بين مى برد .
٦٥٠٦.امام على عليه السلام : ياد ما اهل بيت، شفابخش هر ناخوشى و بيمارى و وسوسه ترديدآور است .
٦٥٠٧.امام صادق عليه السلام ـ در پاسخ به سؤال از وسوسه گرچه زياد باشد زيادـ : اشكالى ندارد ؛ بگو : لا اله الا اللّه .
٤٠٢
همدردى
١٨١٧ همدردى
٦٥٠٨.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كه دو پيراهن داشته باشد ، يكى از آنها را بپوشد و ديگرى را به برادرش دهد .
٦٥٠٩.امام على عليه السلام : بهترين احسان ، همدردى با برادران است .
٦٥١٠.امام على عليه السلام : كسى را كه با مال خود (به تو) يارى نمى رساند ، دوست مشمار .
[١] . اين روايت تأييدى است بر آنچه در تفسير وزن گفتيم. يكى از لطيف ترين نكاتى كه در اين روايت وجود دارد، اين فرموده امام است كه : «اعمال، در حقيقت، صفت كارى است كه مردم انجام مى دهند». امام عليه السلام در اين جمله اشاره مى فرمايد كه مراد از اعمال در اين موارد، حركات طبيعى اى كه از انسان سر مى زند نيست؛ زيرا اين حركات در طاعت و گناه، هر دو ، صورت مى گيرد. بلكه مراد از اعمال صفاتى هستند كه بر كردارها عارض مى شوند و سنن و قوانين دينى يا اجتماعى آنها را براى اعمال معتبر مى داند. مثلاً در حالت جماع، حركاتى صورت مى گيرد كه اگر مطابق با سنّت اجتماعى يا اجازه شرعى باشند «نكاح» ناميده مى شوند و اگر مطابق بااينها نباشند «زنا» به شمار مى آ��ند، در صورتى كه طبيعت و ماهيت حركاتى كه سر مى زند در هر دو حالت يكى است. امام عليه السلام براى فرمايش خود از دو راه استدلال كرده است: اول اين كه اعمال، صفت هستند و وزن ندارند. دوم اين كه، خداوند متعال احتياج به وزن كردن اشيا ندارد، چون متّصف به صفت جهل نمى باشد (تفسير الميزان ، ج ٨ ، ص١٦) .