منتخب ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٥١
٦٠٣٢.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خودستايى نباشد ، مــن سرور فرزندان آدم هستم .
٦٠٣٣.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : قـصـدم خـودستايى نيست ، مـن جـلودار پيامبرانم ؛ خودستايى نباشد ، من خاتم پيامبرانم ؛ خودستايى نباشد ، من نخستين شفاعت كننده و نخستين كسى هستم كه شفاعتش پذيرفته مى شود .
٦٠٣٤.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : نـخستين كسى كــه روز قيامت بر خـداى عزيز جبّار وارد مى شود ، من هستم و كتاب او و اهل بيت من و سپس امّتم . آن گاه از آنان مى پرسم كه با كتاب خدا و اهل بيت من چه كردند .
٦٠٣٥.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : باتقواترين و خداشناسترين شما ، من هستم .
٦٠٣٦.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداوند هيچ مخلوقى برتر از من نيافريد كه در نزد او از من گراميتر باشد .
٦٠٣٧.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : پنج چيز به من داده شده كه بـه هـيچ يـك از پيامبران پيش از من داده نشده است : به سوى سفيد و سياه و سرخ فرستاده شده ام . زمين براى من طهور و سجده گاه قرار داده شده ، به واسطه رعب و وحشت يارى داده شده ام . غنايم براى من حلال شده ، در حالى كه پيش از من براى هيچ كس ـ يا فرمود : هيچ پيامبرى ـ حلال نبوده و جوامع الكلم (قرآن) به من عطا شده است .
١٧٠٣ محمّد از زبان على
٦٠٣٨.الطبقات الكبرى : مردى از اميرالمؤمنين عليه السلام، در حالى كه آن حضرت در مسجد كوفه حمايل شمشيرش را به خود پيچيده بود ، درباره خصوصيات (جسمى) پيامبر سؤال كرد ، امام عليه السلام فرمود : رسول خدا صلى الله عليه و آلهرخسارى سفيد و گلگون داشت و چشمانى سياه و درشت و موهايى صاف و نرم و ريشى انبوه و گونه هايى كم گوشت و استخوانى و گيسوانى كه تا نرمه گوشش مى رسيد و گردنى چون جام سيمين و از زير گلو تا نافش خط باريكى از مو مانند نى رسته بود و جز آن مويى بر سينه و شكمش نبود . دست و پايش درشت و استخوانى بود . هرگاه راه مى رفت ، مثل اين بود كه از سرازيرى به پايين مى آيد و به هنگام برخاستن چابك و سريع بود . وقتى به طرفى برمى گشت ، با تمام بدنش برمى گشت . دانه هاى عرق بر چهره اش چون مرواريد بود ، عرق بدنش خوشبوتر از مشك تند بود ، نه كوتاه قامت بود و نه بلند ، نه ناتوان بود و نه خوار . كسى را چون او نديده ام ، نه پيش از او و نه پس از او .
٦٠٣٩.امام على عليه السلام : تا آن كه خداوند محمّد صلى الله عليه و آله را به عنوان گواه و نويد دهنده و هشدار دهنده فرستاد . در كودكى بهترين مردم بود و در ميانسالى نجيب ترين خلايق . اخلاق و خصالش ، پاكتر از همه پاكان بود و جود و كرمش ، سرشارتر و مداومتر از بخشندگان .
٦٠٤٠.امام على عليه السلام : هيچ گاه دو كار براى آن حضرت پيش نيامد ، مگر اين كه سخت ترش را انتخاب كرد .
٦٠٤١.امام على عليه السلام : خداوند انسانى بهتر ازمحمّد صلى الله عليه و آله نيافريده است .
٦٠٤٢.امام على عليه السلام : طبيبى بود كه با دانش خود ميان مردم مى گرديد. مرهمهايش را درست و آماده كرده و ابزار داغ كردنش را تافته بود و آنها را بر هر جا كه لازم بود بر دل هاى كور و گوش هاى كر و زبان هاى گنگ ، مى گذاشت . با داروى خود بيمارى هاى غفلت و سرگردانى را در كسانى كه از پرتوهاى حكمت روشنايى برنگرفته بودند و با آتش زنه هاى دانش هاى درخشان شعله اى برنيفروخته بودند ، و همچون حيوانات چرنده و تخته سنگهاى سخت بودند ، درمان مى كرد .
٦٠٤٣.امام على عليه السلام : جز اين نيست كه من غلامى از غلامان محمّد صلى الله عليه و آلههستم .
١٧٠٤ جهانى بودن رسالت محمّد
«وما تو را جز (به سِمَت) بشارتگر و هشدار دهنده براى تمام مردم نفرستاديم. ليكن بيشتر مردم نمى دانند» .
٦٠٤٤.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : من پيامبر كسانى كه با من به سر مى برند و كسانى كه بعد از من به دنيا مى آيند هستم .
٦٠٤٥.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : پيش از من هر پيامبرى به زبان قوم خود به سوى امّتش فرستاده شده ، ولى خداوند مرا به زبان عربى به سوى هر سياه و سفيدى فرستاده است .
١٧٠٥ دودمان پيامبر
٦٠٤٦.امام على عليه السلام : دودمان او بهترين دودمان است و شجره اش بهترين شجره ، شاخه هايش در اعتدال است و ميوه هايش آويخته ، زادگاهش مكّه است و هجرتش به (مدينه) طيبه ، در آن جا آوازه اش بلند شد و صداى (دعوت) او از آن جا به همه رسيد .
٦٠٤٧.امام على عليه السلام : گواهى مى دهم كه محمّد بنده و فرستاده خدا و مهتر بندگان اوست . هرگاه خداوند خلق را به دو گروه تقسيم كرد ، او را در بهترين گروه آن قرار داد .
١٧٠٦ ويژگى هاى پيامبر
١ ـ برخوردار از خويى والا
«و راستى كه تو را خويى والاست» .
٦٠٤٨.امام على عليه السلام ـ در وصـف پـيامبـر صلى الله عليه و آلهـ : او بـخشنده تـريـن ، دليرترين ، راستگوترين ، خوش عهد و پيمان ترين و نرمخوترين مردم بود ورفتارش از همه بزرگوارانه تر بود . هركس بدون سابقه قبلى آن حضرت را مى ديد ، هيبتش او را مى گرفت و هركس با وى مى آميخت و او را مى شناخت ، دوستدارش مى شد . نظير او را در گذشته و حال نديده ام .
٦٠٤٩.عايشه ـ در پاسخ به اين سؤال كه اخلاق پيامبر صلى ا خوش خوترين مردمان بود . نه دشنام مى داد و نه بد زبانى مى كرد و نه در كوچه و بازار هياهو به راه مى انداخت �� نه بدى را به بدى جبران مى كرد ، بلكه مى بخشيد و گذشت مى كرد .
٦٠٥٠.عايشه : هيچ خصلتى نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله منفورتر از دروغ نبود و هرگاه مطلع مى شد يكى از اصحابش دروغى گفته است ، به او بى اعتنايى مى كرد تا آن كه مى فهميد توبه كرده است .
٦٠٥١.عايشه : رسول خـدا صلى الله عليه و آله نرمخوترين و بزرگوارترين مردم بود . او هم مردى چون مردان شما بود ، با اين تفاوت كه همواره خنده رو بود و تبسّم بر لب داشت .
٦٠٥٢.محمّد بن حنفيّه : رسول خــدا صلى الله عليه و آله تقريبا هيچ گاه به چيزى «نه» نمى گفت . هرگاه از او چيزى خواسته مى شد ، اگر مى خواست آن را انجام دهد ، مى فرمود : آرى . و اگر نمى خواست انجامش دهد سكوت مى كرد و در نتيجه ، طرف مى فهميد كه حضرت به آن كار تمايلى ندارد .
٦٠٥٣.عبد اللّه بن حارث: من كسى را نديده ام كه بيشتر از رسول خدا صلى الله عليه و آله لبخند بر لب داشته باشد .
٢ ـ امين
٦٠٥٤.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هان ! به خدا قسم كه من در آسمان امين هستم و در زمين نيز امينم .
٦٠٥٥.ابن اسحاق : پيش از آن كه به رسول خدا صلى الله عليه و آله وحى نازل شود ، قريش به آن حضرت امين مى گفتند .