منتخب ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٤٩
٦٠٢٢.امام صادق عليه السلام : هـنگامى كـه ارمـياى نـبىّ بـه ويـرانه هاى بيت المقدس و پيرامون آن كه بخت نصّر در جنگ با يهود ويرانش كرد ، نگاهى افكند و گفت : چگونه خداوند اينها را پس از مرگشان زنده مى كند ؟ خداوند او را به مدّت صد سال ميراند و سپس زنده اش كرد و او اعضايش را ديد كه چگونه به هم مى پيوندند و چگونه گوشت بر آنها مى رويد و چگونه بندها و رگ هايش به هم وصل مى شود . پس چون راست نشست گفت : «مى دانم كه خدا بر هر كارى تواناست» .
١٦٩٩ يونس
«و يونس از فرستادگان بود. آن گاه كه به سوى كشتى پُر، بگريخت. پس (سرنشينان) با هم قرعه انداختند و (يونس) از بازندگان شد. (او را به دريا انداختند) و ماهى او را بلعيد، در حالى كه او نكوهشگر خويش بود. و اگر او از زمره تسبيح كنندگان نبود، قطعا تا روزى كه برانگيخته مى شوند، در شكم آن (ماهى) مى ماند. پس او را در حالى كه ناخوش بود به خشكى افكنديم. و بر بالاى (سر) او كدوبُنى رويانيديم. و او را به سوى صد هزار نفر يا بيشتر روانه كرديم. پس ايمان آوردند و تا چندى برخوردارشان كرديم» .
ر . ك : يونس : آيه ٩٨ و انبياء : آيات ٨٧ ، ٨٨ و قلم : آيات ٤٨ ـ ٥٠ .
٦٠٢٣.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هيچ پيامبرى را نسزد كه بگويد : من در نزد خدا ، بهتر از يونس بن متّى هستم .
٦٠٢٤.بحار الأنوار : مردى يهودى از امام على عليه السلام پرسيد : آن كدام زندان بود كه زندانى خود را در اطراف و اكناف زمين چرخاند؟ حضرت فرمود : اى مرد يهودى ، آن زندانى كه زندانىِ خود را به اطراف و اكناف زمين چرخاند ، يك ماهى وال بود كه يونس در شكم او زندانى شد .
گفتارى درباره داستان يونس : يونس عليه السلام يكى از پيامبران بوده و خداوند او را به سوى قومش كه جمعيتى بيش از صد هزار نفر بودند ، فرستاد و او آنان را دعوت كرد . امّا تنها جوابى كه به وى دادند ، تكذيب و ردّ دعوت او بود، تا آن كه عذابى كه يونس به آن تهديدشان مى كرد فرا رسيد و يونس از ميان آنان بيرون رفت . هنگامى كه در آستانه عذاب قرار گرفتند و آشكارا آن را ديدند ، همگى ايمان آوردند و به درگاه خداوند سبحان توبه نمودند و خداوند آن عذاب را كه در دنيا خوار و خفيفشان مى كرد برطرف ساخت . يونس عليه السلام از حال قوم خود جويا شد و دريافت كه عذاب از آنان برطرف شده است ـ و گويا از ايمان آوردن و توبه كردنشان اطلاع نداشت ـ با اين حال به سوى قوم خود بازنگشت و در حال خشم و عصبانيّت از دست آنان به راه خود ادامه داد . ظاهر حالش ، حال كسى بود كه از خواجه خويش خشمگين باشد و از او بگريزد و خيال كند كه بر او سخت نخواهد گرفت . او سوار بر يك كشتى پُر (از بار و جمعيّت) شد . در بين راه وال بزرگى بر سر راه كشتى ظاهر شد و چاره اى نديدند كه يكى از سرنشينان را به دريا افكنند تا وال او را بخورد و بدين ترتيب كشتى نجات يابد . براى اين منظور بين خود قرعه زدند . قرعه به نام يونس در آمد و او را به دريا انداختند و وال او را بلعيد و كشتى نجات يافت . خداوند سبحان ، چند شبانه روز يونس را زنده و سالم در شكم وال نگهداشت . يونس كه مى دانست اين بلايى است كه خداوند او را ، به سزاى كارى كه كرده ، بدان گرفتار نموده است ، در شكم ماهى ندا سر مى داد : «معبودى جز تو نيست ، منزّهى تو ، بى گمان من از ستمكاران بودم» . خداوند ، دعاى يونس را اجابت فرمود و به وال دستور داد او را بيرون افكند . وال ، يونس را در حالى كه ناخوش بود به خشكى انداخت . خداوند سبحان براى او كدوبُنى رويانيد ، تا در سايه برگهاى آن بيارامد . وقتى حالش بهبود يافت ، او را به سوى قومش فرستاد و اين بار مردم دعوت او را اجابت كردند و به وى ايمان آوردند و خداوند هم تا مدّتى ايشان را برخوردار ساخت .
٣٧٢
نبوّت (٣) «محمّد رسول خدا»
١٧٠٠ محمّد ، رسول خدا
«محمّد رسول خداست» .
«هر آينه رسولى از خودتان براى شما آمد، كه آنچه شما را رنج مى دهد بر او گران مى آيد. سخت به شما دلبسته است و نسبت به مؤمنان رئوف و مهربان است» .
«هان اى پيامبر، ما تو را گواه و نويد دهنده و هشدار دهنده و دعوت كننده به سوى خدا و به اذن خدا و چراغى روشنى بخش فرستاديم» .
٦٠٢٥.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در پاسخ به سؤال مردى يـهودى از عـلّت نامگذارى اـ : امّا محمّد ، از آن روست كه من در زمين ستوده ام . امّا احمد ، از آن روست كه من در آسمان ستوده ام . امّا ابوالقاسم ، از آن روست كه خداوند عزّ و جلّ روز قيامت قسمت آتش را جدا مى كند و هر كه ، از اولين و آخرين انسان ها ، به من كافر شده باشد جايش در آتش است و قسمت بهشت را جدا مى سازد و هركه به من ايمان آورده و به نبوّت من اقرار كرده باشد ، جايش در بهشت است . امّا داعى ، از آن روست كه من مردم را به دين پروردگارم عز و جل دعوت مى كنم . امّا نذير ، از آن روست كه هركس نافرمانيم كند او را به آتش بيم مى دهم و امّا بشير ، از آن روست كه هركس اطاعتم كند ، او را به بهشت بشارت مى دهم .
١٧٠١ خاتم پيامبران
«محمّد، پدر هيچ يك از مردان شما نيست، بلكه فرستاده خدا و خاتم پيامبران است و خدا بر همه چيز داناست» .
٦٠٢٦.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مــن عاقِب هستم ، يعنى كسى كه بعد از او پيامبرى نيست .
٦٠٢٧.امام صادق عليه السلام : خداوند، عزّ ذكره، با پيامبر شما به سلسله نبوّت خاتمه داد ، بنابراين ، بعد از او هرگز پيامبرى برانگيخته نخواهد شد و (نيز) با كتاب شما به همه كتاب ها(ى آسمانى) پايان بخشيده . پس ، بعد از كتاب شما هرگز كتابى نازل نخواهد شد .
٦٠٢٨.امام صادق عليه السلام : محمّد صلى الله عليه و آله آمد و قرآن و شريعت و طريقت خود را آورد . پس ، حلال او تا روز قيامت حلال است و حرام او تا روز قيامت حرام .
١٧٠٢ محمّد از زبان محمّد
٦٠٢٩.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : من تربيت شده خدا هستم و على تربيت شده من .
٦٠٣٠.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اى مردم ، من در حقيقت رحمتى اهدا شده (از جانب خدا) هستم .
٦٠٣١.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : من (همان) دعاى ابراهيم هستم كه هنگام ساختن پايه هاى كعبه گفت : «اى پروردگار ما ، در ميان آنان رسولى از خودشان برانگيز ...» [١]
[١] بقره ، آيه ١٢٩ .