منتخب ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٢٧
٤ ـ روى آوردن مردم به انصاف و دادگرى
«براستى ما پيامبران خود را با دلايل آشكار روانه كرديم و با آنها كتاب و ترازو را فروفرستاديم تا مردم به عدالت و انصاف برخيزند و آهن را كه در آن براى مردم خطرى سخت و سودهايى است پديد آورديم، تا خدا معلوم بدارد چه كسى در نهان، او و پيامبرانش را يارى مى كند. آرى، خدا نيرومند پيروزمند است» .
٥ ـ از بين بردن اختلاف
«مردم امّتى يگانه بودند. پس خداوند پيامبران را نويدآور و بيم دهنده برانگيخت و با آنان كتاب (خود) را به حقّ فرو فرستاد تا ميان مردم، در آنچه با هم اختلاف داشتند داورى كند. و جز كسانى كه (كتاب) به آنان داده شد ـ پس از آن كه دلايل روشن براى آنان آمد ـ به خاطر ستم (و حسدى) كه ميانشان بود، (هيچ كس) در آن اختلاف نكرد. پس خداوند آنان را كه ايمان آورده بودند، به توفيق خويش، به حقيقت آنچه كه در آن اختلاف داشتند، هدايت كرد. و خدا هركه را بخواهد به راه راست هدايت مى كند» .
٥٩٣٢.امام على عليه السلام : بنگريد ، به نعمت هايى كه خداوند به هنگام فرستادن رسولى به سوى آنان عطايشان فرمود ، كه فرمانبردارى آنان را به آيين خود پيوند داد و آنان را برگرد دعوت خويش همدل و همداستان ساخت؛ (بنگريد كه) چگونه اين نعمت ، بالِ كرامت خويش را بر سر آنان گسترد و نهرهاى ناز و نعمتش را برايشان روان ساخت و اين آيين،با فوايد و حاصل هاى بركت خويش ، آنان را فرا گرفت و آنان را غرقه ناز و نعمت خود ساخت !.
٦ ـ اتمام حجّت
٥٩٣٣.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداوند رسولان را به سوى مردم فرستاد تا او را بر آفريدگانش حجّتى رسا باشد و فرستادگانش به سوى آنان ، گواه بر ايشان باشند و پيامبران بشارتگر و بيم دهنده را در ميان مردم برانگيخت تا اگر هلاك مى شوند، از روى دليل باشد و اگر به حيات و سعادت دست مى يابند ، آن هم از روى دليل باشد ، و براى اين كه بندگان ، آنچه را درباره پروردگارشان نمى دانسته اند ، بدانند و ربوبيت او را كه منكرش بودند بشناسند و الوهيتش را كه براى آن شريك قائل بودند ، يگانه دانند .
١٦٧٤ طبقات پيامبران
«و هيچ بشرى را نرسد كه خدا با او سخن گويد، جز (از راه) وحى يا از فراسوى حجابى يا فرستاده اى بفرستد و به اذن او هرچه بخواهد وحى نمايد. آرى اوست بلند مرتبه سنجيده كار» .
٥٩٣٤.امام صادق عليه السلام : پيامبران و رسولان چهار رتبه دارند : پيامبرى كه تنها براى خودش پيغمبر است و به ديگرى سرايت نمى كند و پيامبرى كه در خواب مى بيند و صدا (ى هاتف) را مى شنود ، ولى خود او را در بيدارى نمى بيند و بر هيچ كس مبعوث نيست و خود او امام و پيشوايى دارد ؛ چنان كه ابراهيم بر لوط عليهماالسلام امام بود و پيامبرى كه در خواب مى بيند و صدا را مى شنود و فرشته را مى بيند و به سوى گروهى كم يا زياد مبعوث است ، مانند يونس كه خدا درباره او فرموده : «ما او را به سوى صدهزار نفر يا بيشتر فرستاديم» [١] . حضرت فرمود : مراد از آن «بيشتر» سى هزار است (يعنى يكصد و سى هزار نفر) و يونس نيز خود امام و پيشوايى داشت و (سرانجام) پيامبرى كه در عالم خواب مى بيند و صدا را مى شنود و در بيدارى مشاهده مى كند و امام هم مى باشد ، مانند پيامبران اولوالعزم . إبراهيم عليه السلام (در ابتدا) فقط پيامبر بود و امام نبود تا آن كه خدا فرمود : «من تو را امام مردم قرار دادم ...» [٢] .
١٦٧٥ شمار پيامبران
٥٩٣٥.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در پاسخ به سؤال يكصد و بيست و چهار هزار پيامبر . (ابوذر مى گويد :) عرض كردم : از آنها چه تعداد رسول بودند ؟ پيامبر فرمود: خيلى زياد، سيصد و سيزده نفر. عرض كردم : نخستين پيامبر كه بود ؟ فرمود : آدم .
١٦٧٦ پيامبران اُولوالعزم
«پس، همان گونه كه رسولان اولوالعزم صبر كردند، صبركن و براى آنان شتابزدگى به خرج مده. روزى كه آنچه را وعده داده مى شوند، بنگرند گويى كه آنان جز ساعتى از روز را (در دنيا) نمانده اند. (اين) ابلاغى است. پس آيا جز مردم نافرمان هلاك خواهند شد؟»
٥٩٣٦.امام سجّاد عليه السلام ـ به برخى از اصحاب خودـ : از ميان پيامبران ، پنج تن پيامبر اولوالعزم هستند . عرض كرديم : آنها كيستند ؟ فرمود : نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و محمّد صلى اللّه عليهم . عرض كرديم : معناى اولوالعزم چيست ؟ فرمود : (يعنى) به سوى مردم شرق و غرب زمين ، از جنّ و انس ، فرستاده شده اند .
٥٩٣٧.امام صادق عليه السلام ـ در پاسخ به پرسش سماعة بن مهران از آيه «فاصبـ : (پيامبران اولوالعزم عبارتند از) نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و محمّد ، صلّى اللّه عليه و آله و عليهم . (سماعه مى گويد:) عرض كردم: اينها چرا اولوالعزم شدند؟ فرمود: چون نوح با كتاب و شريعتى مبعوث شد و هر پيغمبرى كه بعد از نوح آمد همان كتاب و شريعت و راه نوح را دنبال كرد، تا آن گاه كه إبراهيم عليه السلام با صُحُف و به عزم بر كنار گذاشتن كتاب نوح آمد ، البتّه نه از روى كفر ورزيدن به آن ... .
١٦٧٧ ويژگيهاى پيامبران
٥٩٣٨.پيامبرخدا صلى الله عليه و آله: ما، جماعت پيامبران، فرمان داريم كه با مردم به فراخور فهم و خردهايشان سخن بگوييم .
٥٩٣٩.پيامبرخدا صلى الله عليه و آله : ما گـروه پـيامبران ، چـشمانمان مى خوابد امّـا دل هايمان نمى خوابد و پشت سر خود را نيز، همچون پيش رويمان، مى بينيم.
٥٩٤٠.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : از اخلاق پيامبران و صدّيقان، خوشرويى در هنگام روبه رو شدن با ديگران و دست دادن به هنگام رسيدن به ديگران بود .
٥٩٤١.قتاده : خــداوند هرگز پيامبرى نفرستاد ، مگر اين كه او را خوش سيما و خوش آوا مبعوث كرد .
٥٩٤٢.امام على عليه السلام ـ در وصف پيامبران:ـ : گروهى مستضعف بودند و خداوند آنها را با گرسنگى آزمود و به سختى ها مبتلايشان فرمود و با ترس و هراس ها امتحانشان نمود و در بوته ناملايمات زير و روشان كرد ... موسى بن عمران به همراه برادرش هارون عليهماالسلام ، در حالى نزد فرعون رفتند كه لباس پشمين برتن و عصاى چوبين در دست داشتند ... و اگر خداوند سبحان ، آن گاه كه پيامبرانش را برانگيخت ، مى خواست گنجينه هاى طلا و معدن هاى زرناب و باغ هاى پر درخت را به رويشان بگشايد ... هر آينه اين كار را مى كرد و اگر چنين مى كرد ، آن گاه آزمايش از ميان مى رفت و پاداش منتفى مى شد ... اما خداوند سبحان فرستادگان خود را صاحب اراده هايى استوار قرار داد و از نظر حالات ظاهريشان فقير گردانيد ، امّا توأم با قناعتى كه دل ها و چشم ها را از بى نيازى مى آكند ، و نيازمندى و فقرى كه چشم ها و گوش ها را از ناراحتى لبريز مى سازد .
٥٩٤٣.امام صادق عليه السلام : خداوند هرگز پـيـامبرى را مبعوث نكرد ، مگر اين كه قبلاً او را به شبانى گوسفندان گماشت تا از اين طريق اداره مردم را به او تعليم دهد .
[١] صافّات ، آيه ١٤٧ .[٢] بقره ، آيه ١٢٤ .