منتخب ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥١٥
٥٧٩٩.تنبيه الخواطر : پيرزنى نـزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد . حضرت به او فرمود : پير به بهشت نمى رود . پيرزن گريست . حضرت فرمود : در آن روز تو پير نخواهى بود . خداوند متعال مى فرمايد : «ما آنان را پديد آورديم پديد آوردنى و ايشان را دوشيزه گردانيديم» [١] .
٥٨٠٠.امام باقر عليه السلام : خداوند عز و جل كسى را كه در ميان جمعى شوخى و بذله گويى كند ، دوست دارد به شرط آن كه ناسزاگويى (در آن) نباشد .
٥٨٠١.امام صادق عليه السلام : هيچ مؤمنى نيست، جز اين كه در او «دُعابه» هست . (راوى گويد :) عرض كردم : دُعا به چيست ؟ فرمود : شوخ طبعى .
٥٨٠٢.امام صادق عليه السلام ـ به يونس شيبانىـ : بـا يكديگر شوخى هم مى كنيد ؟ (يونس گويد :) عرض كردم : اندكى . فرمود : اين گونه نكنيد ؛ زيرا شوخى از خوشخويى است و تو بدان وسيله برادرت را شاد مى سازى . رسول خدا صلى الله عليه و آله براى اين كه كسى را شاد كند ، با او شوخى مى كرد .
١٦٤٣ نكوهش شوخى
٥٨٠٣.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اى على ، شوخى مكن كه ارج و احترامت از بين مى رود و دروغ مگو كه نورانيّتت از ميان مى رود .
٥٨٠٤.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : شوخى زياد ، آبرو را مى برد .
٥٨٠٥.امام على عليه السلام : هيچ كس شوخيى نكرد ، مگر اين كه پاره اى از عقل خود را دور انداخت .
٥٨٠٦.امام على عليه السلام : شوخى ، كينه بر جاى مى گذارد .
٥٨٠٧.امام على عليه السلام : هر كه شوخى كند ، سبك مى شود .
٥٨٠٨.امام على عليه السلام : بسا شوخيى كه به جدّ انجامد .
٥٨٠٩.امام صادق عليه السلام : شوخى ، دشنام كوچك است .
٥٨١٠.امام صادق عليه السلام : شوخى مكن ؛ زيرا نورانيّتت از بين مى رود .
٥٨١١.امام صادق عليه السلام : هرگاه كسى را دوست داشتى ، با او نه شوخى كن نه مجادله .
٣٦٦
فرمانروايى
١٦٤٤ فرمانروا
«بگو : اى خداى صاحب مُلك، هر آن كس را كه خواهى، فرمانروايى بخشى و از هر كه خواهى، فرمانروايى را بازستانى و هر كه را خواهى، عزّت بخشى و هر كه را خواهى، خوار گردانى. همه خوبى ها به دست توست و تو بر هر چيز توانايى» .
«و فرمانروايى آسمان ها و زمين از آنِ خداست و بازگشت (همه) به سوى خداست» .
٥٨١٢.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خشم خدا بر هر كه ادّعا كند شاه شاهان است ، سخت باشد ، در حالى كه شاهى جز خدا نيست .
٥٨١٣.امام على عليه السلام : هر مالكى غير از او (خدا) مملوك است .
١٦٤٥ آميختن با شاهان
٥٨١٤.امام على عليه السلام : مبادا كه ، زياد با شاهان آمد و شد كنى ؛ زيرا اين جماعت ، اگر با آنان مصاحبت كنى تو را ملول مى كنند و اگر با آنان يكرنگ باشى به تو نيرنگ مى زنند .
٥٨١٥.امام على عليه السلام : منزلت داشتن نزد شاهان ، كليد رنج و محنت است و تخم فتنه .
٥٨١٦.امام صادق عليه السلام : دريا را همسايه اى نيست و پادشاه را دوستى و عافيت را قيمتى .
ر . ك : سلطان ، باب ٩٥٤ .
١٦٤٦ بهترين فرمانروايان
٥٨١٧.امام على عليه السلام : ارجمندترين شهرياران كـسى اسـت كه بـر نفس خود شهريارى كند و عدالت را بگستراند .
٥٨١٨.امام على عليه السلام : بهترين پادشاهان ، آن است كه بيداد را بميراند و دادگرى را زنده سازد .
٥٨١٩.امام على عليه السلام : نكوحال ترين شاهان، كسى است كه مردم در روزگار او به نيكى زندگى كنند و عدالتش را در ميان رعيّت خود بگستراند .
٥٨٢٠.امام صادق عليه السلام : برترين شهرياران كسى است كه سه خصلت داشته باشد : مهربانى ، بخشندگى و دادگرى .
١٦٤٧ فرمانروايى (متفرقه)
٥٨٢١.پيامبرخدا صلى الله عليه و آله: بدبخت ترين مردمان ، پادشاهانند .
٥٨٢٢.امام على عليه السلام : بـر پادشاه است كـه پـيش از سپاهيانش ، بـه سياست و تربيت خودش بپردازد .
٥٨٢٣.امام على عليه السلام : هركس حكومت خود را در خدمت دينش قرار دهد ، هر سلطانى مطيع او شود ؛ هر كس دينش را در خدمت حكومتش در آورد ، هر انسانى در او طمع كند .
٥٨٢٤.امام على عليه السلام : آفتِ شاهان ، بدرفتارى است ؛ آفتِ وزيران ، بدسگالى است .
٥٨٢٥.امام على عليه السلام : هرگاه حكومت بر پايه هاى دادگرى بنا شود و با ستون هاى خرد برپا گردد ، خداوند دوستداران آن را يارى رساند و دشمنانش را تنها و بى ياور گذارد .
[١] واقعه ، آيه ٣٦ .