منتخب ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٢١
١٣٩١ هديّه كردن عيبها
٤٧٢٣.امام على عليه السلام : هر كه عيبت را به تو اظهار كند ، پشت سرت آبروى تو را حفظ نمايد . هر كه در گفتن عيبت به تو ملاحظه كارى كند ، پشت سرت عيب تو را بگويد .
٤٧٢٤.امام على عليه السلام : مانعى براى هيچ يك از شما در پيش رو گفتن عيب برادرش نيست جز اين كه مى ترسد او نيز عيبش را رو به رويش بگويد . شما در راه دور افكندن آخرت و دوستى دنيا با هم رفيق شده ايد .
٤٧٢٥.امام صادق عليه السلام : محبوبترين برادرانم نزد من ، كسى است كه عيبهايم را به من هديّه كند .
١٣٩٢ عيبجويى
«واى بر هر عيب جوى [١] طعنه زن» .
٤٧٢٦.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : عيبهاى مؤمنان را جستجو نكنيد؛ زيرا هركه دنبال عيبهاى مؤمنان بگردد ، خداوند عيبهاى او را دنبال كند و هر كه خداوند تعالى عيوبش را جستجو كند ، او را رسوا سازد گرچه درون خانه اش باشد .
٤٧٢٧.امام على عليه السلام : كاوش كردن در عيب (ديگران)، خود عيبى است.
٤٧٢٨.امام على عليه السلام ـ در فرمان استاندارى مصر به مالك اشترـ : بايد دورترين افراد ملت از تو و دشمن ترين آنها نزد تو ، عيبجوترين آنها از مردم باشد ؛ زيرا مردم (خواه ناخواه) عيبهايى دارند و زمامدار سزاوارترين كس به پوشاندن آنهاست . بنابراين ، درباره آن دسته از عيبهاى مردم كه بر تو پوشيده است ، پى جويى و كنجكاوى مكن .
٤٧٢٩.امام على عليه السلام : از خطاى ديگران هـرگـز شادمان مشو ؛ زيرا تو نيز براى هميشه از خطا كردن مصون نيستى .
٤٧٣٠.امام على عليه السلام : هر كه عيبجويى كند ، عيبجويى شود و هر كه دشنام دهد ، پاسخ شنود .
٤٧٣١.امام صادق عليه السلام : دورترين بنده از خدا ، آن كسى است كه با شخصى طرح دوستى افكند و لغزشهاى او را نگه دارد ، تا روزى به واسطه آنها او را سرزنش كند .
ر . ك : عنوان ٢٩٧ «سرزنش كردن» ؛ تجسّس ، باب ٣٣٢ .
١٣٩٣ عيب پوشى
٤٧٣٢.تنبيه الخواطر : روايت شده است كه عيسى عليه السلام با حواريان بر لاشه سگى گذشتند ؛ حواريان گفتند : چه بوى گندى مى دهد اين سگ ! عيسى عليه السلام فرمود : عجب دندانهاى سفيدى دارد .
٤٧٣٣.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : دانش و دارايى ، هر عيبى را مى پوشانند و نادانى و نادارى ، هر عيبى را آشكار مى كنند .
٤٧٣٤.امام على عليه السلام : تحمّل، گور عيبهاست.
٤٧٣٥.امام على عليه السلام : پرده عيبها، خرد است.
٤٧٣٦.امام على عليه السلام : هر كس كه شرم و حيا جامه خود را بر قامت او بپوشاند ، مردم عيبش را نبينند .
٤٧٣٧.امام على عليه السلام : هر كس كه دانش ، جامه خود را بر قامت او بپوشاند ، عيبش از مردم پوشيده ماند .
٤٧٣٨.امام على عليه السلام : تا بخت يار توست ، عيبت پوشيده است .
١٣٩٤ هر كه چيزى را نداند بر آن خرده گيرد
٤٧٣٩.امام على عليه السلام : هر كه از شناخت چيزى درماند، بر آن خرده گيرد.
٤٧٤٠.امام على عليه السلام : هر كه چيزى را نداند ، بر آن عيب گيرد .
ر . ك : نادانى ، باب ٣٩١ .
٢٩٧
سرزنش كردن
١٣٩٥ نكوهش سرزنش كردن
٤٧٤١.خضر عليه السلام ـ در سفارش به موسى عليه السلامـ : اى پسر عمران ! هيچ كس را به واسطه گناهىْ سرزنش مكن و بر گناه خويش گريه كن .
٤٧٤٢.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس برادر خود را براى گناهى كه از آن توبه كرده است سرزنش كند ، نميرد تا خود آن گناه را مرتكب شود .
٤٧٤٣.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هركس زشتكارى و گناهى را فاش كند، مانند كسى است كه آن را انجام داده است و هر كه مؤمنى را به چيزى سرزنش كند ، نميرد تا خود مرتكب آن شود .
٤٧٤٤.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر گاه خدمتكار يكى از شما زنا داد ، بايد او را حدّ بزند اما سرزنشش نكند .
٤٧٤٥.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اگر برادر مسلمانت عيبى از تو بداند و به آن تو را سرزنش كند ، تو به واسطه عيب و گناهى كه از او مى دانى سرزنشش مكن تا براى تو پاداش باشد و بر او گناه .
٤٧٤٦.امام باقر عليه السلام : هيچ انسانى نيست كه پيش روى مؤمنى از او بد گويد و طعنه زند ، مگر اين كه به بدترين شكل بميرد و سزاوار است كه روى خير و سعادت را نبيند .
٤٧٤٧.امام صادق عليه السلام : هر كس مؤمنى را سرزنش كند ، خداوند او را در دنيا و آخرت سرزنش كند .
٤٧٤٨.امام صادق عليه السلام : از گرفتارى برادرت اظهار شادى مكن كه خداوند به او رحم مى كند و آن گرفتارى را به تو مى رساند . همچنين فرمود : هر كس از گرفتارى و مصيبتى كه به برادرش رسيده است شاد شود ، از دنيا نرود تا خود گرفتار آن شود .
[١] در آيه شريفه «هُمَزَه» آمده است و در لغت به معناى كسى است كه به ناحقّ بر ديگران بسيار خرده مى گيرد و آنچه را كه عيب نيست از آنان عيب مى گيرد. «هَمَزَ» در اصل به معناى شكستن است؛ بنابراين، كسى كه از ديگرى عيبجويى و خرده گيرى مى كند، با اين كار خود، گويى او را مى شكند (و شخصيت او را خُرد مى كند)... «لمز» نيز به معناى عيب است. هُمزه و لُمزه به يك معنا هستند. بعضى ميان اين دو فرق گذاشته و گفته اند «همزه» كسى است كه پشت سر عيبگويى مى كند و «لمزه» كسى است كه پيش رو عيب و ايراد مى گير�� ـ مجمع البيان، ١٠/٨١٧ .