منتخب ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨٣
٤٢٦٦.امام باقر عليه السلام ـ در حديث زيارت حسين عليه السلام در روز عاشورا ازـ : سپس ، براى حسين عليه السلام گريه و زارى كند و به كسانى كه در خانه اش هستند و از آنها تقيه نمى كند دستور دهد كه براى او بگريند ... و در سوگ حسين عليه السلام به يكديگر تسليت گويند ... عرض كردم : چگونه به همديگر تسليت بگوييم ؟ حضرت فرمود : بگوييد : خداوند اجر ما را به سبب مصيبتى كه از حسين به ما رسيده بزرگ گرداند و ما و شما را از كسانى قرار دهد كه در كنار ولىّ دم او ، امام مهدى از خاندان محمّد عليهم السلام ، به خونخواهى او بر مى خيزند .
٤٢٦٧.امام صادق عليه السلام : هر كس درباره حسين عليه السلام بيتى شعر بسرايد و خود بگريد و ده نفر را بگرياند ، براى او و آن ده نفر بهشت باشد .
٤٢٦٨.امام رضا عليه السلام : هر كه روز عاشورا ، روز سوگوارى و اندوه و گريه اش باشد ، خداوند عز و جل روز قيامت را روز شادى و سرور او قرار دهد .
٤٢٦٩.امام رضا عليه السلام : بر كسى چون حسين بايد كه گريندگان بگريند ؛ زيرا كه گريستن بر او گناهان بزرگ را مى زدايد . حضرت سپس فرمود : چون ماه محرّم مى رسيد كسى پدرم عليه السلام را خندان نمى ديد . غم و اندوه بر او چيره بود تا آن كه ده روز مى گذشت . روز دهم روز سوگوارى و اندوه و گريه او بود و مى فرمود : اين روزى است كه حسين عليه السلام در آن كشته شد .
٢٨٠
عشق
١٢٩١ نكوهش عشق
٤٢٧٠.امام على عليه السلام : هجران ، كيفر عشق است .
٤٢٧١.امام على عليه السلام : هركه شيفته چيزى شود آن چيز ديده اش را كور و دلش را بيمار گرداند ؛ چنين كسى با ديده اى ناسالم مى نگرد و با گوشى ناشنوا مى شنود ؛ شهوتها ، خرد او را از هم گسيخته و دنيا ، دلش را ميرانده است .
٤٢٧٢.امام صادق عليه السلام ـ در پاسخ به سؤال از عشقـ : دلهايى از ياد خدا تهى مى گردد و خداوند محبّت غير خود را به آنها مى چشاند .
١٢٩٢ پاداش عاشق پاكدامن
٤٢٧٣.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كه عاشق شود و عشق خويش را كتمان كند و پاكدامنى ورزد و با اين حال بميرد ، او شهيد است .
٤٢٧٤.امام على عليه السلام : كسى كه در راه خدا جهاد كند و به شهادت رسد، اجرش بيشتر از آن كسى نيست كه بتواند گناه كند ولى عفّت ورزد .
١٢٩٣ عشق به خدا
٤٢٧٥.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: خداوند عز و جل مى فرمايد : هرگاه اشتغالِ بـه مـن ، بر جان بنده غالب آيد ، خواهش و لذّت او را در ياد خودم قرار دهم و چون خواهش و لذّتش را در ياد خودم قرار دهم عاشق من گردد و من نيز عاشق او . و چون عاشق يكديگر شديم پرده ميان خود و او را بالا زنم و آن (مشاهده جلال و جمال خود) را بر جان او مسلّط گردانم ، به طورى كه وقتى مردم دچار سهو و اشتباه مى شوند ، او دستخوش سهو نمى شود .
ر . ك : محبّت ، باب ٤١٩ .
٢٨١
تعصّب
١٢٩٤ تعصّب
«آن گاه كه كافران تعصّب (آن هم) تعصّب جاهلى را در دلهاى خويش قرار دادند، خداوند نيز آرامش خود را بر دل پيامبرش و مؤمنان فرو فرستاد و ملكه تقوا را همراهشان كرد كه آنان به تقوا سزاوارتر و شايسته تر بودند و خدا بر هر چيزى داناست» .
ر . ك : مريم : آيات ٧٣ ، ٨١ و مؤمنون : آيات ٣٣ ، ٣٤ و شعرا : آيه ١١١ و زخرف : آيات ٥٢ ، ٥٣ و حجرات : آيه ١٤ .
٤٢٧٦.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : كـسى كـه تعصّب بورزد يا برايش تعصّـب بورزند ، حلقه ايمان را از گردن خويش باز كرده است .
٤٢٧٧.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس در دلش به اندازه دانه خردلى عصبيّت باشد ، خداوند در روز قيامت او را با اعراب جاهليّت برانگيزاند .
٤٢٧٨.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : از ما نيست كسى كه بــه عصبيّتى فرا خواند و از ما نيست كسى كه در راه عصبيّتى بجنگد و از ما نيست كسى كه با عصبيّت بميرد .
٤٢٧٩.امام على عليه السلام ـ در نكوهش ابليسـ : به سبب آفرينش خود (از آتش) بر آدم فخر فروخت و به خاطر اصل و گوهرش ، عليه او عصبيّت ورزيد . پس ، اين دشمن خدا پيشواى متعصّبان و سر سلسله مستكبران و خود بزرگ بينان است و همو عصبيّت را پايه گذارى كرد و بر سرِ رداى جبروتى و كبريا ، با خدا به كشمكش برخاست و جامه عزّت به تن كرد و نقاب فروتنى را به دور افكند .
٤٢٨٠.امام سجّاد عليه السلام ـ در پاسخ به پرسش از تعصّب ورزىـ : تعصّبى كه صاحبش به سبب آن گنهكار مى باشد ، اين است كه آدمى بَدانِ قوم خود را از نيكانِ قومى ديگر بهتر بداند ؛ اين از عصبيّت نيست كه كسى قوم و مردم خود را دوست داشته باشد ، بلكه كمك كردن قوم خود بر ستم ، از عصبيّت است .
١٢٩٥ تعصّب پسنديده
٤٢٨١.امام على عليه السلام ـ در خطبه قاصعهـ : پس، اگر چاره اى از داشتن تعصّب نيست ، بايد تعصّبتان به خاطر خصلتهاى والاى انسانى و كردارهاى پسنديده و امور نيكويى باشد كه خاندانهاى شرافتمند و بزرگوار و دلير عرب و بزرگان و مهتران قبايل در آنها بر يكديگر برترى مى جستند ؛ با خلقهاى پسنديده و خردهاى بزرگ و مقامهاى بلند و آثار و رفتارهاى پسنديده . بنابراين ، براى خصلتهاى پسنديده تعصّب به خرج دهيد ، خصلتهايى چون : نگاهداشت حقّ و حرمت همسايگى و پايبندى به عهد و پيمانها و فرمان بردن از نيكيها و مخالفت با تكبّر و گردن فرازى و اقدام به احسان و نيكوكارى و خويشتندارى از زورگويى و تجاوز و بزرگ شمردن قتل نفس و انصاف داشتن با مردم و فرو خوردن خشم و دورى از ايجاد تباهى در جامعه .