منتخب ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٣
٩٤ اگر امام نباشد زمين در هم فرورود
٣٦٠.امام صادق عليه السلام : اگر زمين بدون امام مى ماند ، به يقين در هم فرو مى ريخت .
٣٦١.امام صادق عليه السلام : در زمين هميشه حجّت هست ؛ زيرا مردم را اصلاح نكند مگر حجّت و زمين را به سامان نياورد مگر حجّت .
٩٥ فراخواندن هر امتى با امام وپيشواى آن
«روزى كه هرگروه از مردم را با پيشوايشان فرا خوانيم» .
٣٦٢.امام صادق عليه السلام : در روزقيامت ... از سوى خداى بزرگ ندا آيد كه هر كس در سراى دنيا به امامى اقتدا كرده بايد در پى او به همان جا رودكه او را مى برند . در اين هنگام «پيروى شدگان از پيروان بيزارى مى جويند ...» .
٩٦ شناخت امام
٣٦٣.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كه بميرد و امام خود را نشناخته باشد به مرگ جاهلى مرده است .
٣٦٤.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كه بدون داشتن امام بميرد به مرگ جاهلى مرده است .
٣٦٥.امام حسين عليه السلام ـ هنگامى كه درباره شناخت خدا از او سؤال شدـ : شناخت مردم هر زمان از امامى كه بايد از او فرمان برند .
٣٦٦.امام صادق عليه السلام ـ درباره آيه «و هر كه را حكمت داده شود ...» {ـ : (حكمت) فرمانبرى از خدا و شناخت امام است .
٣٦٧.امام صادق عليه السلام : امام راهنماى ميان خداوند عز و جل و آفريدگان اوست ؛ هر كه او را بشناسد مؤمن است و هر كه منكرش شود كافر .
٣٦٨.امام صادق عليه السلام : كسى كه ما را نشناسد و منكر ما هم نباشد گمراه است تا آن كه به سوى هدايتى كه خدا بر او واجب كرده ، يعنى لزوم اطاعت از ما ، برگردد . و چنانچه در حال گمراهيش بميرد خدا با او آن كند كه خواهد .
٩٧ شرايط امامت و ويژگيهاى امام
«از ميان آنها پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما به هدايت مى پردازند چون شكيبايى ورزيدند و به آيات و نشانه هاى ما يقين داشتند» .
«آيا آن كه به سوى حقّ راه مى نمايد به پيروى سزاوارتر است يا آن كه به حقّ راه نمى نمايد و خود نيز نيازمند هدايت است؟ شما را چه مى شود؟ چگونه داورى مى كنيد؟» .
«خدا او را بر شما برگزيده و به دانايى و توانايى او بيفزوده است» .
٣٦٩.امام على عليه السلام : اين امر (امامت) را به دوش نكشد مگر كسى كه اهل شكيبايى ، بينايى و آگاهى از سر رشته امور باشد .
٣٧٠.امام على عليه السلام : امام و پيشوا بايد انديشه اى خرد ورز ، زبانى گويا و دلى خروشان در راه برپايى حقّ داشته باشد .
٣٧١.امام على عليه السلام : هر كه خود را پيشواى مردم كند بايد پيش از آموزش ديگران به آموزش خويش بپردازد و پيش از آن كه (ديگران را) به گفتار ادب كند بايد به رفتار خود تربيت نمايد .
٣٧٢.امام على عليه السلام : فرمان خدا را بر پا ندارد جز كسى كه (در اجراى حكم خدا) باج نمى دهد ، كوتاه نمى آيد و در پى منافع (شخصى) نمى رود .
٣٧٣.امام على عليه السلام : مرزهاى بزرگ ولايت امامى كه اطاعتش واجب مى باشد اين است كه معلوم شود از خطا و لغزش و گناه عمدى و از همه گناهان ، كوچك و بزرگ ، مصون است ، نه مى لغزد و نه اشتباه مى كند ، به هيچ امر دين براندازى دل نمى بندد وهيچگاه عياشى و خوشگذرانى نمى كند ، داناترين مردم به حلال و حرام خدا و واجبات و مستحبات و احكام اوست ، از همه جهانيان بى نياز است و ديگران به او نيازمندند و بخشنده ترين و دليرترين افراد است .
٣٧٤.امام على عليه السلام : دانستيد كه نبايد كار نواميس ، جانها ، غنايم ، احكام و پيشوايى مسلمانان را به دست بخيل سپرد كه بر اموال آنان آزمند و حريص مى گردد و نه به دست نادان كه با نادانى خود ايشان را گمراه مى كند و نه به دست بيرحم و ستمگر كه با بيرحمى خود آنان را از نيازهايشان محروم مى سازد [١] و نه به دست بيعدالت در تقسيم مالها كه به مردمى مى بخشد و مردمى را محروم مى سازد [٢] و نه به دست كسى كه در داورى رشوه ستانَد كه حقوق مردم را پايمال مى كند و در رساندن حقّ به صاحبانش كوتاهى مى ورزد و نه به دست كسى كه فروگذار سنّت است كه امّت را به نابودى مى كشاند .
٣٧٥.امام حسين عليه السلام ـ در نامه اش به كوفيانـ : به جان خودم سوگند ، امام و پيشوا كسى نيست مگر آن كه بر اساس كتاب خدا حكومت كند ، عدل و داد را بر پا دارد ، پايبند دين حقّ باشد و در برابر خداوند ، نفسش را مهار كند .
٣٧٦.امام باقر عليه السلام ـ در توضيح نشانه امامـ : حلال زادگى ، تربيت و پرورش نيكو و نپرداختن به لهو و لعب .
٣٧٧.امام رضا عليه السلام ـ در بيان ويژگى امامـ : در امامت و پيشوايى توانمند و از سياست و كشوردارى آگاه است .
٩٨ آنچه خداوند بر پيشوايان حقّ واجب كرده
٣٧٨.امام على عليه السلام : خداوند مرا پيشواى خلق خود كرد . از اين رو ، بر من واجب كرد كه درباره خودم و خورد و خوراك و پوشاكم همانند مردمان تنگدست باشم تا نادار به نادارى من تأسى جويد و توانگر را توانگريش به طغيان و سركشى نكشاند .
٣٧٩.امام على عليه السلام : بيقين چيزى بر امام واجب نيست جز وظيفه اى كه پروردگار بر عهده اش نهاده : كوتاهى نكردن در موعظه و اندرز ، كوشش در خير خواهى ، زنده كردن سنّت ، اجراى حدود الهى بر آنان كه سزاوار آنند و رساندن سهام (بيت المال) به كسانى كه سهم مى برند .
٩٩ حقوق متقابل امام و امّت
٣٨٠.امام على عليه السلام : امام وظيفه دارد بر اساس كتاب خدا حكومت كند و امانت را ادا نمايد . چون چنين كند مردم وظيفه دارند سخنش بشنوند ، فرمانش ببرند و هرگاه آنان را فرا خواند ، اجابت كنند .
٣٨١.امام على عليه السلام : امّا بعد ، وظيفه حكمران است كه اگر به زيادتى رسيد يا به نعمتى مخصوص گشت موجب تغيير حال و دگرگونى رفتار او بر رعيتش نشود و نعمتهايى كه خدا نصيبش كرده بر نزديكى او به بندگان خدا و مهربانى او به برادرانش بيفزايد . بدانيد حقّ شماست بر من كه رازى را از شما نپوشانم مگر در جنگ و بدون رايزنى با شما كارى را نكنم مگر در حكم و حقّ شما را از موقع آن به تأخير نيفكنم (حقوق و عطاياى شما را به موقع بپردازم) و در رساندن آن درنگ نكنم و همه شما را در حقّ برابر و يكسان دانم . پس ، هرگاه چنين كردم نعمت خدا بر شما واجب شده است . و بر شماست كه از من فرمان بريد .
[١] ابن ابى الحديد در شرح اين عبارت مى نويسد : چون مردم بر اثر ترس از حكمران بيرحم و ستمگر نيازها و مشكلاتشان را پيش او نمى برند. مرحوم فيض چنين ترجمه كرده است: ... تا به ظلم وجور آنان را مستأصل و پريشان كند. ـم.[٢] مرحوم فيض اين عبارت را چنين ترجمه كرده است: و نه ترسنده از تغيير ايام تا با گروهى همراهى كرده ديگرى را خوار سازد ـم.