منتخب ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧
٢٨٩.امام على عليه السلام : مــردم را ناچار فرمانروايى بايد ؛ نيكوكار يا تبهكار ؛ زيرا در حكومت او فرد با ايمان كار خويش (اطاعت خدا) مى كند و كافر بهره خويش مى برد و خداوند با وجود حكومت هركس را به اجل مقدّر مى رساند و به وسيله او مالياتها جمع آورى مى شود و با دشمن جنگيده مى شود و راهها ايمن مى گردد و حقّ ناتوان از زورمند ستانده مى شود و نيكوكار آسايش مى بيند و از تبهكار در امان مى مانند .
٢٩٠.امام على عليه السلام : شير درنـده بهتر اسـت از فرمانرواى ستمگر و فرمانرواى ستمگر بهتر است از فتنه هاى دير پاى .
٢٩١.ابو البخترى : مردى وارد مسجدشد و گفت: حُكم جز از آنِ خدا نباشد . ديگرى نيز گفت : حُكم جز خدا را نشايد . در اين هنگام على عليه السلام فرمود : (البته) حكم جز از آنِ خدا نيست «همانا وعده خدا راست است . مبادا آنان كه به يقين نرسيده اند تو را سبكسر گردانند» شما نمى دانيد اينها چه مى گويند ، مى گويند : وجود حكومت لازم نيست . اى مردم ! (وضع) شما را درست و اصلاح نكند مگر فرمانروا ؛ نيك باشد يا تبهكار . گفتند : سخن تو درباره فرمانرواى نيكو كردار ، درست ، امّا تبهكار چگونه ؟فرمود : مؤمن به كار خود مى پردازد و نابكار بر خوردار مى شود ، خداوند اجل مقدّر را مى رساند ، راههايتان امن مى شود ، بازارهايتان رونق مى گيرد ، خراجهايتان گردآورى مى شود ، با دشمنتان پيكار مى شود و حقّ ناتوان از زورمند گرفته مى گردد .
٧٣ فرمانروايى بدكاران
٢٩٢.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هرگاه فـرمانروايان شمـا نيكانتان باشند و توانگران شما بخشندگانتان و كارهايتان با شور و مشورت ، روى زمين براى شما بهتر است از درون آن و هرگاه فرمانروايانتان بَدان شما و ثروتمندانتان بخيلانتان باشند و كار شما به دست زنانتان افتد ، زير زمين بهتر است براى شما از روى زمين .
٧٤ ارزش حكومت
٢٩٣.امام على عليه السلام ـ وقتى كه مشغول دوختن و پينه كردن لنگه كفش خود بوـ : سوگند به خدا اين دو (لنگه كفش) را بيش از حكومت بر شما دوست مى دارم مگر آن كه حدّى را اجرا كنم يا باطلى را دور سازم .
٢٩٤.امام على عليه السلام ـ به ابن عباسـ : ارزش اين لنگه كفش چند است ؟ گفتم : ارزشى ندارد ؛ فرمود : به خدا قسم اين را از حكومت بر شما دوست تر دارم مگر آن كه حقى را بر پا دارم يا باطلى را براندازم .
٢٩٥.امام على عليه السلام ـ در نامه خود به ابن عباسـ : امّا بعد ؛ مبادا بهره تو از حكومتت به دست آوردن مالى يا فرو نشاندن خشمى باشد . بلكه بايد بهره ات ميراندن باطل باشد و زنده كردن حقّ .
ر . ك : عنوان ١٩٧ «سلطان» .
١٥
آرزو
٧٥ آرزو رحمت است
٢٩٦.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : آرزو براى امّت من رحمت است . و اگر آرزو نبود هيچ مادرى فرزند خود را شير نمى داد و هيچ باغبانى درختى بر نمى نشاند .
٢٩٧.امام على عليه السلام : آرزو ، رفيقى همدم است .
٢٩٨.تنبيه الخواطر : عيسى عليه السلام نشسته بود و پيرمردى با بيل زمين را شيار مى كرد ، عيسى عليه السلام فرمود : بار خدايا ! (اميد و) آرزو را از او برگير . آن پير در دم بيل را به كنارى انداخت و دراز كشيد . ساعتى گذشت و عيسى گفت : بار خدايا ! آرزو را به او بازگردان ؛ آن پير بيدرنگ برخاست و شروع به كار كرد .
٧٦ آرزوها را پايانى نيست
٢٩٩.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كه آرزو داشته باشد كه فردا زنده بماند به زندگى هميشگى آرزو بسته است .
٣٠٠.امام على عليه السلام : آرزو را پايانى نيست .
٣٠١.امام على عليه السلام : آرزوها پايان ناپذيرند .
٧٧ پرهيزدادن از آرزوهاى پوچ و باطل
«رهايشان كن تا بخورند و بهره ور شوند و آرزو به خود مشغولشان دارد، زودا كه خواهند دانست» .
٣٠٢.امام على عليه السلام : از آرزوى پوچ و باطل بپرهيزيد ؛ زيرا چه بسا كسى كه به اميد فردا بوده ولى آنرا پشت سر نگذاشت وچه بسا كسى كه در آغاز شب به او غبطه مى خورند ولى در پايان آن بحال او مى گريند .
٣٠٣.امام على عليه السلام : آرزو چون سراب است كه بيننده را مى فريبد و اميدوار را مأيوس مى سازد .
٣٠٤.امام على عليه السلام : آرزوها چشمان بصيرتها را كور مى كند .
٣٠٥.امام على عليه السلام : آرزو مايه چيرگى شيطانها بر دلِ بى خبران است .
٣٠٦.امام على عليه السلام : نتيجه آرزومندى تباهى كار است .
٣٠٧.امام على عليه السلام : آرزو ، دل را به فراموشى مى كشاند ، وعده دروغ مى دهد ، غفلت و بى خبرى بسيار به بار مى آورد و دريغ و حسرت بر جاى مى گذارد .
٣٠٨.امام على عليه السلام : آرزو عقل را مى برد ، وعده پوچ مى دهد ، به بى خبرى ترغيب مى كند و دريغ و حسرت بر جاى مى گذارد . پس ، آرزو را دروغ شماريد كه آرزو فريبنده است و آرزومند فريب خورده و گنهكار .
٣٠٩.امام صادق عليه السلام : بسا نعمتى كه خداوند به بنده اش دهد بى آن كه آرزويش را كرده باشد و بسا كسى كه آرزوى چيزى داشته و چيز ديگرى برايش اختيار شده است .
٧٨ آرزو و اجل
٣١٠.تنبيه الخواطر : روايت شده كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله سه قطعه چوب برداشت و يكى را در مقابل خود در زمين فرو برد و ديگرى را در كنار خود و سومى را دورتر ، آن گاه فرمود : آيا مى دانيد اينها چيست ؟ گفتند : خدا و پيامبرش بهتر مى دانند . فرمود : اين انسان است ، اين اجل و آن ديگرى آرزوست كه فرزند آدم به دنبالش مى رود ، امّا اجل در مى رسد و او به آرزو نمى رسد .