منتخب ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٥
٢٧٠.امام حسن عليه السلام : آداب سفره دوازده تاست كه هر مسلمانى بايد آنها رابداند : چهارتاى آنها واجب است ، چهار تا سنّت (مستحب) و چهار تا از باب رعايت ادب مى باشد . امّا آن چهارتا كه واجبند : معرفت ، خشنودى ، نام خدا بر زبان آوردن و شكرگزارى . و آن چهار كه سنّت است : دست شستن پيش از غذا خوردن ، نشستن بر طرف چپ (بدن) ، خوردن با سه انگشت و ليسيدن انگشتها . و امّا آن چهار كه از باب رعايت ادب مى باشد : خوردن از آنچه در جلوى توست ، كوچك گرفتن لقمه ، خوب جويدن غذا و كمتر نگاه كردن به صورت مردم .
٢٧١.امام صادق عليه السلام : هر كه قبل و بعد از غذا دستهايش را بشويد ، در اول و آخر آن غذا به او بركت داده شود و تا زنده است در رفاه به سر برد و از بيمارى جسمى در امان ماند .
٢٧٢.امام صادق عليه السلام : از قـول پـدران خـود در حديث نـهـى هاى پيامبر صلى الله عليه و آلهـ : پيامبر از فوت كردن در غذا يا آشاميدنى نهى فرمود .
٢٧٣.امام صادق عليه السلام : ظرفهاى خود را بدون در پوش نگذاريد ؛ زيرا هر گاه روى ظرفها پوشيده نباشد ، شيطان در آنها آب دهان مى اندازد و هر چه بخواهد از آنها بر مى دارد .
٢٧٤.از امام كاظم عليه السلام درباره آدم فرومايه سؤال كسى كه در كوچه و بازار (چيز) مى خورد .
٢٧٥.الاختصاص : روايت شده : نشستنِ بر سر سفره را طولانى كنيد ؛ كه اين اوقات از عمر شما به حساب نمى آيد .
١٢
الفت
٦٩ الفت
«اوست كه تو را به يارى خويش و به يارى مؤمنان تأييد كرد و دلهايشان را به يكديگر الفت داد؛ اگر تو همه آنچه را كه در روى زمين است انفاق مى كردى، دلهاى ايشان را با يكديگر الفت نمى دادى، ولى خداوند دلهايشان را با يكديگر مهربان ساخت كه او پيروزمند و حكيم است» .
«و از نعمتى كه خدا به شما ارزانى داشته است ياد كنيد: آن هنگام كه دشمن يكديگر بوديد و او دلهايتان را با هم الفت داد و به لطف او برادر شديد» .
٢٧٦.امام على عليه السلام : از جاى كندن كوههاى استوار آسانتر است تا الفت دادن دلهاى از هم رميده .
٢٧٧.امام صادق عليه السلام : نيكوكاران چون با هم روبه رو شوند ـ هر چند به زبان اظهار دوستى و محبّت با هم نكنند ـ دلهايشان ، به سرعتِ در آميختن باران با آب رودخانه ها ، به هم انس گيرد . و بدكاران هر گاه با هم روبه رو شوند ـ هر چند به زبان اظهار دوستى و محبّت با هم كنند ـ دلهايشان از اُنس و الفت با يكديگر دور است ، همانند چهارپايان كه از مهر ورزى با هم بدورند ، گر چه روزگارى دراز از يك آخور علوفه خورند .
٧٠ در كسى كه با ديگران انس و الفت نمى گيرد خيرى نيست
٢٧٨.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بهترين شما خوش خوترين شماست ، آنان كه الفت مى گيرند و الفت مى پذيرند .
٢٧٩.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بهترين مؤمنان كسى است كه مؤمنان بدو الفت گيرند و در كسى كه با ديگران الفت نگيرد و ديگران نيز با او الفت نيابند ، خيرى نيست .
١٣
اللّه
٧١ اللّه
«و اگر از آنان بپرسى چه كسى آسمانها و زمين را آفريده است، بى گمان مى گويند: خدا» .
٢٨٠.امام على عليه السلام : اللّه ، معنايش آن معبودى است كه آفريدگان درباره او سرگشته و حيرانند و كسى كه بدو پناه برده مى شود . اللّه آن پوشيده از ديده ها و در پرده از وهم و خيال است .
٢٨١.امام على عليه السلام : اللّه ، بزرگترين نام از نامهاى خداوند عز و جل است ونامى كه شايسته غير خداوند نيست و هيچ مخلوقى بدان ناميده نشود .
٢٨٢.امام باقر عليه السلام : اللّه ، معنايش آن معبودى است كه خلق در فهم چيستى او و آگاهى به چگونگى اش سرگشته و حيرانند .
٢٨٣.امام رضا عليه السلام : براستى كه در نام بردن خداوند عز و جل اقرار به ربوبيت و توحيد اوست .
٢٨٤.امام عسكرى عليه السلام : اللّه ، هموست كه هر آفريده اى به هنگام نيازها و سختيها و اميد بر كندن از هر كه جز او ، بدو پناه مى برد .
ر . ك : عنوان ١٣٣ «آفريدگار» ؛ عنوان ٢٠٣ «نامهاى خدا» .
١٤
حكمرانى
٧٢ ضرورت فرمانروايى
٢٨٥.امام على عليه السلام ، در قضيه حكميت ، فرمود : اينان مى گويند فرمانروايى ضرورتى ندارد ! [١] حال آن كه وجود فرمانروا لازم است تا در حكومت او مؤمن كار خويش كند و فاجر بهره خود برد .
٢٨٦.امام على عليه السلام : مردم را درست نكند مگر فرمانروا ؛ نيكوكار باشد يا بدكار .
٢٨٧.امام على عليه السلام : بزودى معاويه بر شما چيره خواهد شد ؛ گفتند : پس ، چرا با او بجنگيم ؟ فرمود : مردم را ناگزير فرمانروايى بايد ؛ نيكوكار باشد يا بدكار .
٢٨٨.امام على عليه السلام ، در باره حروريه كه مى گفتند (بله) حُكم (واقعا) ازآنِ خداست و در زمين نيز حاكمانى هستند ، امّا آنان مى گويند : فرمانروايى لزومى ندارد ، حال آن كه مردم را از حكومت گريزى نيست ، تا مؤمن در آن حكومت كار خويش كند و تبهكار و كافر بهره خود برند و خداوند در زمان آن هر كس را به اجل مقدّر مى رساند .
[١] در نهج البلاغة عبارت «لا امرة إلاّ للّه » (فرمانروايى مخصوص خداوند است) آمده است .