منتخب ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣٩
٢٦٠٦.امام على عليه السلام : بنگريد كه چه كسى فـرزنـدان شما را شـير مى دهد ؛ زيرا كودك با (سرشت صاحب) شير رشد مى كند .
٢٦٠٧.امام باقر عليه السلام : براى شير دادن كودك خود دايه خوش اخلاق استخدام كن و از دايه هاى بد اخلاق كن ؛ زيرا شير (ويژگيها را) سرايت مى دهد .
٨١٩ دايه هاى ناشايسته
٢٦٠٨.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : زنان كم خرد و زنان مبتلا به ضعف و آبريزش چشم را به دايگى مگيريد ؛ زيرا شير اثر مى گذارد .
٢٦٠٩.امام على عليه السلام : كودكان خود را از شير زنان بدكاره و ديوانه ، دور نگه داريد ؛ زيرا شير اثر مى گذارد .
٢٦١٠.امام صادق عليه السلام : شير دايه يهودى و مسيحى بهتر از شير دايه ناصبى (دشمن اهل بيت عليهم السلام) است .
١٦٤
خشنودى (١) «خشنودى به قضاى الهى»
٨٢٠ خشنودى
٢٦١١.امام على عليه السلام : رضايت ، چه نيكو همنشينى است .
٢٦١٢.امام حسن عليه السلام : هركه به حُســن انتخاب خداوند تكيه كند ، جز آن وضعى را كه خدا برايش برگزيده است ، آرزوى داشتن وضعى ديگر نكند .
٢٦١٣.امام حسن عليه السلام : مؤمن چگونه مى تواند مؤمن باشد در حالى كه از قسمت خود ناخشنود باشد و منزلت و وضعيت خود را ناچيز شمارد با آن كه كه حاكم بر او (و تعيين كننده سرنوشتش) خداست ؟.
٢٦١٤.امام سجّاد عليه السلام : بالاترين درجه زهد پايين ترين درجه ورع است و بالاترين مرتبه ورع كمترين درجه يقين است و بالاترين درجه يقين پايين ترين درجه خرسندى (از خدا) است .
٢٦١٥.امام سجّاد عليه السلام : راضى بودن به قضاى ناخوشايندِ (خدا) ، از بالاترين درجات يقين است .
٢٦١٦.امام صادق عليه السلام : رسول خدا صلى الله عليه و آله درباره هيچ رخداد و پيشامدى نمى گفت : «كاش جز اين اتفاق مى افتاد» .
٢٦١٧.امام صادق عليه السلام : سرآمد فرمانبرى از خدا ، خرسندى به كار خداست ، چه خوشايند بنده باشد چه ناخوشايند او .
٨٢١ آنچه خشنودى مى آورد
٢٦١٨.امام على عليه السلام : ريشه خرسندى ، حُسن اعتماد به خداست .
٢٦١٩.امام صادق عليه السلام : خداشناسترين مردم ، خشنودترين آنان به قضاى خداست .
٨٢٢ آثار خشنودى
٢٦٢٠.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هرگاه خدا بنده اى را دوست بدارد مبتلايش گرداند ؛ اگر صبر كرد او را انتخاب مى كند و اگر خرسند بود او را براى خود بر مى گزيند .
٢٦٢١.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : به قسمت خدا راضى باش ، بى نيازترين مردم خواهى بود .
٢٦٢٢.امام على عليه السلام : خرسندى اندوه را مى برد .
٢٦٢٣.امام على عليه السلام : گواراترين زندگى را كسى دارد كه به آنچه خدا قسمت او كرده خرسند باشد .
٢٦٢٤.امام حسن عليه السلام : من براى كسى كه جز خشنودى (از خدا) در دلش خطور نكند ، ضمانت مى كنم كه خدا را بخواند و دعايش مستجاب شود .
٢٦٢٥.امام صادق عليه السلام : خوشى و آسايش در خشنودى و يقين است و غم و اندوه در شكّ و ناخشنودى .
٨٢٣ ثمره ناخشنودى
٢٦٢٦.امام صادق عليه السلام : هركه به آنچه خداوند عز و جل قـسـمت كـرده خرسند نباشد ، (در واقع) خداوند متعال را در قضايش متهم كرده است .
٢٦٢٧.امام صادق عليه السلام : قضاى خداوند در هر حال جارى مى شود ؛ بنابراين ، كسى كه به آن خرسند باشد اجر مى برد و كسى كه از آن ناخرسند باشد . خداوند اجرش را از بين مى برد .
ر . ك : قضا و قدر ، باب ١٥٢٠ .
١٦٥
خشنودى (٢) «خشنودى خداى سبحان»
٨٢٤ موجبات خشنودى خدا
«آيا كسى كه به راه خشنودى خدا مى رود ، همانند كسى است كه سزاوار خشم او شده و سرا و سرانجامش جهنّم است و چه بد سرانجامى است» .
ر . ك : آل عمران : آيه ١٥ و توبه : آيات ٢١ ، ١٠٩ و حديد : آيات ٢٠ ، ٢٧ و مائده : آيات ٢ ، ١٦ و فتح : آيه ٢٩ و حشر : آيه ٨ و محمّد : آيه ٢٨ .
٢٦٢٨.بحار الأنوار : روايت شده است كه موسى عليه السلام گفت : پروردگارا ! مرا به كارى راهنمايى كن كه هرگاه به آن عمل كنم ، خشنودى تورا به دست آورم . پس ، خداوند به او وحى فرمود كه : اى پور عمران ! همانا خشنودى من در ناخشنودى توست و تو طاقت اين را ندارى ... پس موسى عليه السلام گريه كنان به سجده افتاد و عرض كرد : پروردگارا ! تو مرا به افتخار سخن گفتن (با خودت) سرافراز كردى و پيش از من با هيچ بشرى سخن نگفتى و حالا مرا به كارى كه بدان سبب به خشنودى تو نايل آيم رهنمون نمى شوى ؟ پس ، خداوند به او وحى فرمود : همانا خشنودى من در خرسندى تو به قضاى من است .
٢٦٢٩.امام على عليه السلام : سه چيز است كه بنده را به خشنودى خدا مى رساند : استغفار زياد ، فروتنى و صدقه دادن زياد .
٢٦٣٠.امام على عليه السلام : هركه بدن خود را به زحمت (عبادت) اندازد ، پروردگارش را خشنود سازد و هركه بدن خود را به زحمت نيندازد پروردگارش را نافرمانى كرده باشد .