منتخب ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢١
٢٣٩٥.امام على عليه السلام : اگر خداوند براى نافرمانى از خود بيم (آتش) هم نمى داد ، باز واجب بود كه به پاس نعمتهايش نافرمانى نشود.
٢٣٩٦.امام على عليه السلام: دورى كردن از بديها، سزاوارتر از انجام خوبيهاست.
٢٣٩٧.امام كاظم عليه السلام : همانا خردمندان زيادى دنيا را رها كردند ، تا چه رسد به گناهان ! در حالى كه ترك دنيا فضيلت و ارزش است و ترك گناهان واجب .
٢٣٩٨.امامان معصوم عليهم السلام : تلاش و كوشش كنيد و اگر عمل نمى كنيد گناه هم نكنيد ؛ زيرا كسى كه بنايى مى سازد و ويرانش نمى كند ، ساختمانش برافراشته مى شود ، هر چند كوچك باشد . امّا كسى كه مى سازد و(سپس) ويران مى كند بنايش برافراشته نمى شود .
٧٦٠ تظاهر به گناه
٢٣٩٩.امام على عليه السلام : آشكارا خداى سبحان را نافرمانى كردن ، كيفرها را شتاب مى بخشد .
٢٤٠٠.امام رضا عليه السلام : كسى كه گناه(خود) را آشكار كند ، خوار و تنها فروگذاشته شود و كسى كه گناه را مخفى و پوشيده بدارد آمرزيده شود .
٧٦١ بزرگترين گناهان
٢٤٠١.امام على عليه السلام : بدترين گناه آن است كه گنه كار آن را سبك شمارد .
٢٤٠٢.امام على عليه السلام : بزرگترين گناه نزد خداوند ، گناهى است كه مرتكبش بر آن اصرار ورزد .
٢٤٠٣.امام باقر عليه السلام : همه گناهان بدند و بدترين آنها گناهى است كه بر آن گوشت و خون برويد .
٧٦٢ گناهانى كه آمرزيده نمى شود
«هر آينه خدا اين را كه به او شرك ورزند نمى بخشايد و غير آن را براى هر كه بخواهد مى بخشايد و هر كه به خدا شرك ورزد به يقين گناهى بزرگ بربافته است» .
٢٤٠٤.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر گناهى توبه دارد مگر بداخلاقى ؛ زيرا آدم بداخلاق از هر گناهى كه درآيد (وتوبه كند) به گناهى ديگر مى افتد .
٢٤٠٥.امام على عليه السلام : از جمله حُكمهاى قطعى خدا در قرآن حكيم ... اين است كه آدمى چنانچه با يكى از اين اعمال ، خدايش را ملاقات كند و از آنها توبه نكرده باشد ـ هر چند (در انجام اعمال نيك) خود را به زحمت انداخته و عملش را خالص كرده باشد ـ سودى نمى برد : در عبادت و پرستش خدا كه بر او واجب كرده است ، شرك ورزيده باشد ، يا آتش خشم خويش را با كشتن كسى فرونشانده باشد ، يا ديگرى را به كارى كه خود كرده است سرزنش كند ، يا براى رسيدن به نياز و خواسته خود از مردم ، بدعتى در دين پديد آورد ، يا با مردم دو رو باشد و يا دو زبان باشد .
٢٤٠٦.امام باقر عليه السلام : از جمله گناهانى كه آمرزيده نمى شود اين سخن انسان است كه بگويد : كاش جز به همين گناه باز خواست نشوم .
٢٤٠٧.امام صادق عليه السلام : (اى پسر جندب) هر گناهى آمرزيده مى شود جز نارضايتى همكيشانت (ازتو) .
٧٦٣ بر حذر داشتن از گناه در خلوتگاهها
٢٤٠٨.امام على عليه السلام : از مـعـاصـى خـدا در خـلوت گاهها(ى خـود) بپرهيزيد ؛ زيرا آن (خداوندى) كه شاهد است همو داور است .
٢٤٠٩.امام باقر عليه السلام : هركه در خلوت گناه كند خداوند با او بى اعتناست.
٧٦٤ سبك و كوچك شمردن گناه
٢٤١٠.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : همانا مؤمن گناه خود را چونان تخته سنگى بزرگ مى بيند كه مى ترسد به روى او بيفتد و كافر گناه خويش را مانند مگسى مى بيند كه از جلوى بينى اش رد شود .
٢٤١١.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : همانا ابليس به گناهان كوچك شما خشنود است.
٢٤١٢.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : كوچكى گناه را نبينيد ، بلكه ببينيد كه به چه كسى گستاخى كرده ايد .
٢٤١٣.امام على عليه السلام : بزرگترين گناه نزد خداى سبحان ، گناهى است كه در چشم گنهكار كوچك شمرده شود .
٢٤١٤.امام باقر عليه السلام : مصيبتى همچون كوچك شمردن گناهت و رضايت دادن به وضعيت موجودت نيست .
٢٤١٥.امام كاظم عليه السلام : گناهان اندك را كم مشماريد ؛ زيرا همين گناهان اندك ، روى هم انباشته مى گردند و زياد مى شوند .
٢٤١٦.امام رضا عليه السلام : گناهان صغيره راهى به سوى گناهان كبيره اند و كسى كه در برابر خدا از گناه كم ترس نداشته باشد ، در (گناه) زياد نيز از او ترسى ندارد .
٧٦٥ گناهان كبيره
«اگر از گناهان بزرگى كه از آن نهى شده ايد اجتناب كنيد ، از (ديگر) بديهايتان درمى گذريم و شما را در جايگاهى ارجمند درمى آوريم» .
٢٤١٧.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : گناهان كبيره عـبارتند از : شـرك ورزيـدن به خدا ، آزردن پدر و مادر ، آدم كشى و سوگند دروغ عمدى (براى ضايع كردن حقوق ديگران و خوردن مال مردم) .
٢٤١٨.امام على عليه السلام ـ در پاسخ به پرسش از بزرگترين گناهان كبيرهـ : ايمن و غافل بودن از مكر (عذاب و مهلت) خدا ، مأيوس شدن از يارى خدا و نوميدى از رحمت خدا .
٢٤١٩.امام صادق عليه السلام : گناهان كبيره هفت تاست : كشتن عامدانه مؤمن، تهمت زدن به زن پاكدامن ، فرار از ميدان جهاد با دشمن ، تعرّب بعد از هجرت [١] ، به ناحقّ خوردن مال يتيم ، رباخوارى بعد از دانستن (حرمت آن) و هر چيزى كه خداوند به سبب آن آتش دوزخ را واجب كرده است .
٧٦٦ اصرار بر گناه
«و آن كسان كه چون كار زشتى كنند يا بر خود ستمى كنند ، خدا را ياد مى كنند و براى گناهان خويش آمرزش مى خ��اهند و كيست جز خدا كه گناهان را بيامرزد؟ و چون به زشتى گناه آگاهند در آنچه مى كردند پاى نفشارند» .
[١] در لسان العرب آمده است كه تعرّب بعد از هجرت به اين معناست كه كسانى كه از باديه به مدينه هجرت كرده بودند دوباره به باديه برگردند وبا باديه نشينان (اعراب) زندگى كنند . اين عمل به منزله ارتداد بود . مترجم و شارح اصول كافى ذيل اين عبارت نيز مى نويسد : تعرّب بعد از هجرت در صدر اسلام نسبت به كسانى بوده كه از مكّه و آباديهاى كفر نشين به مدينه و مركز اسلام مهاجرت كرده بودند . برگشتن آنها با مسلمين ديگر را به بلاد كفر، تعرّب بعد از هجرت مى گفتند ويكى از گناهان كبيره و به منزله ارتداد بوده است . ولى در اعصار ائمه عليهم السلام و دوران غيبت، تعرّب اين است كه مسلمانى در بلاد كفر بوده و در آنجا از اظهار اسلام وتعلّم احكام ممنوع و معذور باشد ، اقامت او در آنجا از گناهان كبيره است . بعضى از علما تعرّب را تعميم داده و حتّى شامل كسى دانسته اند كه مشغول تحصيل علمى شود و سپس آن را ترك كند ـم.