منتخب ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧٩
٦١٨ نقش اخلاص در پذيرفته شدن اعمال
١٨٨٢.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هرگاه كارى كردى ، آن را تنها براى خدا انجام ده ؛ زيرا او تنها اعمال خالص بندگانش را مى پذيرد .
١٨٨٣.امام صادق عليه السلام : خداوند متعال فرموده است : من بهترين شريك هستم ؛ هر كس در عمل خود براى من شريك بياورد هرگز آن را نپذيرم ، مگر عملى را كه خالص براى من باشد .
٦١٩ دين خالص
«بگو : من مأمور شده ام كه خدا را بپرستم و براى او دين را خالص گردانم و فرمان دارم كه نخستين مسلمانان باشم» .
١٨٨٤.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : دورى كردن از حرامها كمال اخلاص است .
١٨٨٥.امام صادق عليه السلام : هركس از روى اخلاص بگويد «لا اله الا اللّه » به بهشت رود و اخلاصش به اين است كه «لا اله الا اللّه » او را از آنچه خدا حرام كرده باز دارد .
٦٢٠ حقيقت اخلاص
١٨٨٦.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر حقى را حقيقتى است و بنده به حقيقت اخلاص نرسد مگر آن گاه كه دوست نداشته باشد در برابر كارى كه براى خدا مى كند تمجيد و ستايش شود .
١٨٨٧.امام على عليه السلام : عبادت خالص اين است كه آدمى جز به پروردگار خويش اميد نبندد و جز از گناه خويش نترسد .
١٨٨٨.امام صادق عليه السلام : عمل خالص آن است كه نخواهى كسى جز خداوند عز و جل ، تو را بر انجام آن بستايد .
٦٢١ آنچه اخلاص مى آورد
١٨٨٩.امام على عليه السلام : علّت اخلاص يقين است .
١٨٩٠.امام على عليه السلام : ميوه دانايى (به مبدأ و معاد) اخلاص عمل است .
١٨٩١.امام على عليه السلام : آرزوهايت را كم كن ، اعمالت خالص مى شود .
١٨٩٢.امام على عليه السلام : ريشه اخلاص نوميد شدن از دست مردمان است .
٦٢٢ آثار اخلاص
١٨٩٣.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هيچ بنده اى چهل بامداد براى خدا اخلاص نورزيد مگر آن كه چشمه هاى حكمت از دلش به زبانش جارى شد .
١٨٩٤.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداوند عز و جل فرمايد : هرگاه دل بنده ام را بنگرم و دريابم كه از روى اخلاص و براى خشنودى من طاعتم را به جا مى آورد ، راستگردانى و تدبير او را خود به عهده گيرم .
١٨٩٥.امام على عليه السلام : هر كه نيّت را خالص گرداند از پستى دور ماند .
١٨٩٦.امام صادق عليه السلام : همه اشياء در برابر مؤمن خاشعند و از هيبت او مى هراسند . سپس فرمود : اگر براى خدا اخلاص ورزد خداوند همه چيز ، حتّى گزندگان و درندگان زمين و پرندگان هوا را از او بترساند .
١٣١
اختلاف
٦٢٣ مردم امتى واحد بودند
«مردم جز يك امّت نبودند ، ميانشان اختلاف افتاد . و اگر نه آن سخنى بود كه پيش از اين از پروردگارت صادر گشته بود در آنچه اختلاف مى كنند داورى شده بود» .
١٨٩٧.امام باقر عليه السلام : پيش از نوح مردم يك امّت بودند و بر سرشت خدايى نه رهيافته و نه گمراه . پس خداوند پيامران را برانگيخت .
٦٢٤ تشويق به دور افكندن اختلاف
«همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد و پراكنده نشويد و از نعمتى كه خدا به شما ارزانى داشته است ياد كنيد : آن گاه كه دشمن يكديگر بوديد و او دلهايتان را به هم مهربان ساخت وبه سبب اين نعمت او باهم برادر شديد» .
١٨٩٨.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هيچ امتى پس از پيامبر خود گرفتار اختلاف نشد مگر آن كه باطل گرايان آن بر حقّ خواهانش پيروز گشتند .
١٨٩٩.امام على عليه السلام : با اكثريت جامعه همراه شويد زيرا دست خدا با جماعت است . از پراكندگى بپرهيزيد كه جدا شده از مردم طعمه شيطان است ، همچنان كه گوسفند جدا شده از رمه طعمه گرگ است .
١٩٠٠.امام على عليه السلام : به خدا سوگند ، گمان مى كنم كه اين قوم بزودى بر شما چيره شوند ؛ زيرا آنان در باطل خود يكپارچه و متحدند و شما در حقّ خود دچار تفرقه و پراكندگى هستيد .
١٩٠١.امام على عليه السلام : هيچ گاه دو دعوت بر خلاف يكديگر نشد مگر اين كه يكى از آن دو (دعوت به) گمراهى بود .
٦٢٥ معناى «اختلاف امّت من رحمت است»
١٩٠٢.معاني الأخبار : عبدالمؤمن انصارى به امام صادق عليه السلام عرض كرد : عدّه اى روايت مى كنند كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : اختلاف امّت من رحمت است . امام فرمود : راست مى گويند . (عبدالمؤمن مى گويد :) عرض كردم : اگر اختلاف آنان رحمت است پس يكپارچگى ايشان عذاب است ؟ حضرت فرمود : معناى اين حديث آن گونه كه تو و آنان فهميده ايد نيست بلكه منظور پيامبر اين سخن خداوند عز و جل است كه : «چرا از هر گروهى از ايشان جماعتى كوچ نمى كنند ...» . خداوند به آنان فرمان داد كه از هر سو نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بروند و آموزش ببينند و سپس نزد مردم خود برگردند و دانسته ها را به آنها نيز بياموزند . منظور پيامبر ، اختلاف و آمد و شد آنها از شهرهايشان است ، نه اختلاف و پراكندگى در دين خدا ؛ زيرا دين يكى بيش نيست .