منتخب ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧٥
٦٠٥ پس از كشته شدن خوارج
١٨٤٥.امام على عليه السلام ـ هـنگام گـذشتن از جنازه هاى خـوارجـ : بدا به حال شما ، آن كس كه فريبتان دادبه شما زيان رساند . عرض شد : اى اميرمؤمنان ! چه كسى فريبشان داد ؟ فرمود : شيطانِ گمراه كننده ونفسِ فرمان دهنده به بدى ؛ به آرزوهاى خام فريب شان داد و ميدان گناهان را بر آنان فراخ گردانيد و به آنان وعده پيروزى داد و آن گاه آنان را در كام آتش فرو برد .
١٨٤٦.نهج البلاغة : پـس از كشته شدن خـوارج بـه امير المؤمنين على عليه السلامعرض شد : اى اميرمؤمنان ! اين جماعت همه نابود شدند . حضرت فرمود : هرگز ، به خدا قسم كه آنها نطفه هايى در پشت مردان و زهدانهاى زنان هستند . هر گاه شاخى از آنان برويد قطع گردد تا اين كه سرانجام از آنان عدّه اى راهزن و دزد بر جاى ماند .
١٨٤٧.امام على عليه السلام : اى مردم ! من چشم فتنه را در آوردم و در زمانى كه تاريكى آن موج مى زد و هارى و سختى آن اوج گرفته بود كسى جز من جرأت دفع آن را نداشت .
٦٠٦ نهى امام از كشتن خوارج بعد از ايشان
١٨٤٨.امام على عليه السلام : بعد از من با خوارج نجنگيد (خوارج را نكشيد ـ خ ل) ؛ زيرا كسى كه طالب حقّ باشد و به آن نرسد ، همچون كسى نيست كه جوياى باطل باشد و به آن دست يابد .
١٢٦
زيانكارى
٦٠٧ زيانكاران
١٨٤٩.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : زيانكار كسى است كه از آباد كردن آخرت غافل ماند .
١٨٥٠.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : كسى كه عمر خود را در طلب دنيا صرف كند در اين معامله زيان كرده و توفيق را از دست داده است .
٦٠٨ زيانكارى در دنيا و آخرت
«و از ميان مردم كسى است كه خدا را با ترديد مى پرستد . اگر خيرى به او رسد دلش بدان آرام گيرد و اگر آزمايشى پيش آيد رخ برتابد (و دگرگون شود) . در دنيا و آخرت زيان بيند و اين همان زيان آشكار است» .
١٨٥١.امام على عليه السلام ـ در پاسخ به اين سؤال كه : چ مردى كه دنيا را به خاطر دنيا وا گذارد و بدين سبب دنيا را از دست دهد و آخرت را زيان كند و مردى كه براى خودنمايى عبادت و كوشش كند و روزه بگيرد ؛ چنين كسى به خاطر دنيا از لذتهاى دنيا محروم گشته و خود را به رنجى در افكنده است كه اگر براى خدا مى بود سزاوار پاداش او مى شد .
٦٠٩ زيانكارترينان
«بگو : آيا به شما خبر دهيم زيانكارترين مردمان كيست؟ كسانى كه كوشش آنان در زندگى اين جهان هدر رفت و مى پندارند كه كار نيك مى كنند» .
١٨٥٢.امام على عليه السلام : زيانكارترين مردم در داد و ستد و ناكامترينشان در سعى و تلاش مردى است كه تن خويش در طلب مال بفرسايد ومقدّرات با خواست او مساعدت نكند و آن گاه با دريغ و حسرت از دنيا رَود وبا وزر وبال آن به آخرت روى نهد .
١٢٧
خشوع
٦١٠ خشوع
«آيا مؤمنان را وقت آن نرسيده كه دلهايشان در برابر ياد خدا خاشع شود» .
١٨٥٣.ارشاد القلوب : در حديث معراج به نقل از خداوند متعال آمده است : هيچ بنده اى مرا نشناخت و در برابرم خاشع نشد مگر آن كه همه اشياء در برابر او خشوع كردند .
١٨٥٤.امام على عليه السلام : خشوع ، چه ياور خوبى براى دعاست .
١٨٥٥.امام سجّاد عليه السلام ـ در دعاـ : خدايا ! به تو پناه مى برم از نفسى كه قانع نمى شود و شكمى كه سير نمى گردد و دلى كه نرم و خاشع نمى شود .
٦١١ صفات خاشعان
١٨٥٦.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : نشانه خاشع چهار چيز است : حساب بردن از خدا در نهان و آشكار ، انجام كارهاى نيك ، انديشيدن براى روز قيامت و راز و نياز با خدا .
١٨٥٧.امام على عليه السلام : كسى كه دلش خاشع شد ، اندامهايش نيز خاشع شود .
ر . ك : عنوان ٤٧ «گريستن» ، دل ، باب ١٥٤٠ .
١٢٨
خطبه
٦١٢ خطبه
«فرمانرواييش را استوارى بخشيديم و او را حكمت و فصاحت در سخن عطا كرديم» .