ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٥٦٠ - باب حقوق
تسلّطى كه از جانب خداى عزّ و جلّ بر تو يافته است، در كار توبه آزمايش درآمده است. و تو را همى بايد كه خود را در معرض خشم او قرار ندهى، كه خود را بدست خود بمهلكه درافكنى، و در ستمى كه او بر تو ميراند با او شريك باشى.
و حقّ كسى كه سياست تعليم تو را بر عهده دارد اينست كه او را بزرگ شمارى، و محضرش را موقّر دارى، و با دقّت بسخنانش گوش بسپارى، و روى خود را بسوى او كنى، و صداى خود را بروى او بلند ننمائى، و چون كسى چيزى از او بپرسد، تا او جواب نگويد جواب ندهى، و در محضر او با كسى سخن نگوئى، و نزد او بغيبت كسى زبان نگشائى، و چون پيش تو از او بدگوئى كنند از او دفاع كنى، و عيوب او را بپوشانى، و صفات نيكش را پديدار سازى، و با دشمنش همنشين نشوى، و دوستى از آن او را بدشمنى نگيرى. پس چون اين وظائف را در باره او انجام دادى فرشتگان خداى عزّ و جلّ در بارهات گواهى ميدهند كه در فراگرفتن علم، طالب خشنودى خدا بودهاى، و علم آن معلم را، نه براى مردم، كه براى خدا جلّ و عزّ اسمه فرا گرفتهاى.
و امّا حقّ كسى كه سياست مملكت را بر عهده دارد، پس اينست كه او را اطاعت كنى، و نافرمانيش نكنى، جز در موردى كه موجب خشم خداى عزّ و جلّ شود،