ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٤٠ - *(باب حمل عصا در سفر) *
است: كسى كه بسفر برآيد، بحالى كه عصائى از چوب بادام تلخ در دست داشته باشد، و اين آيه را تلاوت كند كه: وَ لَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقاءَ مَدْيَنَ قالَ عَسى رَبِّي أَنْ يَهْدِيَنِي سَواءَ السَّبِيلِ الى قول اللَّه عزّ و جلّ: وَ اللَّهُ عَلى ما نَقُولُ وَكِيلٌ. و چون (موسى) بطرف مدين روى آورد، گفت: اميد است كه پروردگار من مرا براه مستقيم رهبرى كند- تا قول خداى عزّ و جلّ-: و خدا بر هر چه ما ميگوئيم وكيل است».
خداى عزّ و جلّ او را از هر درنده آدمخوار، و دزد متجاوز، و هر حشره زهرناك نيش دار ايمن همى دارد، تا بخانوادهاش بازگردد. و هفتاد و هفت فرشته از فرشتگانى كه بنوبت مأمور حراستند، با او هستند، در حالى كه براى او طلب آمرزش ميكنند، تا زمانى كه از سفر باز آيد، و عصا را از دست بگذارد.
٢٤١٠- و گفت: رسول خدا ٦ فرمود: بدست گرفتن عصا فقر را از ميان ميبرد، و شيطان با او مجاورت نميكند. (يا بنا بر بعض از نسخهها كه «لا يحاوره» با حاء است محاوره نمىكند).
٢٤١١- و رسول خدا ٦ فرمود: كسى كه بخواهد كه زمين برايش درنورديده شود، ميبايد عصائى از چوب بادام تلخى را بدست گيرد.
٢٤١٢- و نيز آن حضرت ٦ فرمود: عصا بدست بگيريد، زيرا