ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٧٧ - *(نكتهها در حج انبياء و مرسلين صلوات الله عليهم اجمعين) *
و ابراهيم ٧ براى آن بناء دو درگاه قرار داد: درى كه از آن داخل ميشد، و درى كه از آن بيرون ميرفت. و كعبه- پس از آنكه ابراهيم ٧ از بناى آن بپرداخت، همچنان عريان و بدون جامه بود، تا ابراهيم ٧ از آن سرزمين عزيمت كرد، و اسماعيل ٧ همچنان در آنجا مقيم بماند، و با زنى از عمالقه ازدواج كرد، و پس از چندى او را رها ساخت. و بانوئى حميريّه را بهمسرى بگزيد. و او زنى خردمند بود، و چون آن دو درگاه بيت را با دقّت و تأمّل بنگريست، اسماعيل ٧ را گفت: آيا اجازت هست كه پردهاى بر اين دو درگاه بياويزم؟
اسماعيل ٧ گفت: آرى. پس آن بانو دو پرده آماده ساخت، كه طول آنها دوازده ذراع بود، و اسماعيل ٧ آنها را در جلو دو درگاه بياويخت، و اين منظره در نظر او جالب و شگفت آمد، پس آنگاه آن بانو گفت: آيا اجازت هست كه براى كعبه جامههائى ببافم كه سراپاى آن را بپوشد، زيرا كه اين سنگها نازيبايند؟ اسماعيل ٧ گفت: آرى.
پس هر تخته از آن قماش را كه آماده ميساخت، بقسمتى از ديوار مىآويخت.
ولى موسم حجّ فرامىرسيد، و هنوز قسمتى از ديوار كعبه بدون پوشش مانده بود.