ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٠٩ - *(باب تلبيه) *
عمره از شهر خود خارج شدم، و در آن حال كه در مدينه بودم شترى براى قربانى خريدم. پس طى پيامى از امام صادق ٧ پرسيدم كه با آن شتر چه كنم؟ پس امام پيام فرستاد كه چرا چنين كردى؟ زيرا كافى بود كه آن را در عرفه خريدارى كنى؟ و گفت: اكنون روان شو، تا چون بمسجد شجره رسيدى، شتر را رو بقبله بخوابان و بمسجد داخل شو، و دو ركعت نماز بجاى آور، سپس بطرف آن شتر روان شو، و آن را از سمت راست اشعار كن، و آنگاه بگو:
«بسم اللَّه، اللّهمّ منك و لك، اللّهمّ تقبّل منّى»
پس چون بسطح بيابان برآمدى لبيك بگوى.
* (باب تلبيه)*
٢٥٧٨- نضر بن سويد، از عبد اللّه بن سنان از امام صادق ٧ روايت كرده است كه گفت: رسول خدا ٦ چون تلبيه آغاز كرد، گفت:
«لبّيك اللّهم لبّيك، لبّيك لا شريك لك لبّيك، انّ الحمد و النّعمة لك و الملك، لا شريك لك [لبّيك]، لبّيك ذا المعارج لبّيك»
. و ذى المعارج را بسيار تكرار ميكرد، و هر زمان كه با سوارى برخورد ميكرد، يا بر تپهاى بالا ميرفت، يا