ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٠٢ - *(باب بستن احرام و شرط آن) * *(و نقض آن و نماز براى آن) *
هر كجا كه ناتوانم از اجراى فرمانت، و مناسك حجّم را بسلامت بپايان برى در كمال آسانى و عافيتت، و مرا از واردين، آنان كه از ايشان خشنودى و براى حجّ برگزيدهاى و آنان كه نامشان را برده و ثبت كردهاى، قرار دهى، پروردگارا من از راه بسيار دور بسوى تو آمده و مخارجى را متحمّل گشتهام، براى تحصيل رضا و خشنودى تو پس بار الها حجّ مرا بپايان برسان، خدايا من اكنون سر آن دارم كه به آئين كتاب و سنّت پيامبرت (صلواتك عليه) عمره تمتّع بسوى حجّى را انجام دهم (كه تو به انجام آن فرمان دادهاى) پس اگر حادثهاى براى من رخ دهد كه مرا بازدارد و از انجام آن مانعم شود در همان جا كه مرا بازداشتهاى محل ساز بعلّت تقديرى كه بر من مقدّر فرمودهاى، پروردگارا اگر حجّى دست ندهد پس عمرهاى را نصيبم فرماى، اكنون مويم و پوستم و گوشتم و خونم و استخوانهايم و مغز سرم و عصبم را براى تو از زنان و لباس و عطر محرم ميسازم، در حالى كه از اين راه ذات پاك تو و سراى آخرت را ميطلبم).
زمانى كه عقد احرام ببندى كافى است كه يك بار اين دعا را بخوانى، آنگاه چون از خواندن آن فراغت يافتى، بپا خيز، و چند لحظه گام بسپار، تا چون وارد جادّه مكّه شدى (چه پياده باشى و چه سواره). گفتن لبّيك مأثور را آغاز كن.
٢٥٥٩- و حلبى از امام صادق ٧ پرسيد كه: آيا رسول خدا ٦ شبانه محرم شد يا بهنگام روز؟ امام فرمود: بهنگام روز. پس گفتم: در چه ساعتى؟ فرمود: وقت نماز ظهر. پس پرسيدم كه رأى شما در باره وقت محرم شدن ما چيست؟ گفت: براى شما مساوى است. و رسول خدا ٦ از آن جهت بهنگام نماز ظهر محرم گشت كه آب كم بود، چنان كه در قلّه كوهها جاى داشت و از