ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٤ - باب فضائل حج
و علّت اينكه جايز است پوست قربانى را به سلّاخ دهيم بعنوان اجرت كشتن و پوست كندن قربانى، زيرا كه خداوند عزّ و جلّ ميفرمايد «فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا» بخوريد از آن و بخورانيد، و پوست نه خورده مىشود و نه آن را مىخورانند، و اين معنى در «هدى» جايز نيست بلكه مىبايد پوست آن را نيز بفقرا دهند.
شرح: «مراد قربانى مستحبّ است در عيد اضحى، و هدى كشتن گاو و گوسفند و شتر است در حجّ تمتّع و قرآن».
و امير مؤمنان ٧ پس از هجرت از مكّه تا پايان عمر در آن شهر شب نماند، زيرا كه او از ماندن شب در سرزمينى كه رسول خدا ٦ از آن هجرت كرده است كراهت داشت.
باب فضائل حجّ
خداوند تبارك و تعالى فرمود:
«فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ»
يعنى آهنگ حجّ بسوى خدا كنيد.
٢١٣٧- و كسى كه مركوبى را به نيّت استفاده در سفر حجّ بگيرد، بمانند كسى است كه اسبى را براى محافظت از مرزهاى وطن اسلامى و جهاد در راه خداى عزّ و جلّ بسته باشد.
و مىگويند: «حجّ فلان اى افلج» فلان شخص حجّ بجاى آورد يعنى به آنچه