ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٠٨ - باب نوادر حج
آن حضرت را، صلوات اللَّه عليه، در مستجار بحالى ديدم كه بپردههاى كعبه چنگ زده بود، و ميگفت: خدايا انتقام مرا از دشمنانت بگير.
٣١١٦- و از داود رقّى روايت شده است كه گفت: بمحضر امام صادق ٧ داخل شدم در حالى كه مالى بر ذمّه مردى داشتم كه از تباه شدن آن بيمناك بودم، پس از آن وضع شكايت به آن حضرت بردم، امام مرا فرمود: چون بمكّه رفتى طوافى از جانب عبد المطّلب انجام ده، و دو ركعت نماز از سوى او بگزار، و طوافى از جانب ابو طالب انجام ده، و دو ركعت نماز از سوى او بگزار، و طوافى از جانب عبد اللّه انجام ده، و دو ركعت نماز از سوى او بگزار، و طوافى از جانب آمنه [مادر محمّد ٦] انجام ده، و دو ركعت نماز از سوى او بگزار، و طوافى از جانب فاطمه بنت اسد انجام ده، و دو ركعت نماز از سوى او بگزار، پس آنگاه خداى عزّ و جلّ را بخوان كه مالت را بتو برگرداند. گفت: من چنين كردم و آنگاه از باب الصفا خارج شدم، و ناگهان بدهكار خود را ديدم كه در آنجا ايستاده است، و ميگويد: اى داود مرا متوقّف