ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٤٨ - *(محرمى كه ناخن خود را ميگيرد،) * *(يا موى خود را كوتاه ميكند) *
٢٧٠٠- و از امام پرسيد كه هر گاه شخص محرم از روى عادت دست بر محاسن خود بسايد، پس يك يا دو تار از موى آن بيفتد، در اين صورت تكليف او چيست؟ امام گفت: با مقدارى طعام نيازمندى را اطعام ميكند.
٢٧٠١- و در خبر ديگر آمده است كه: «مدّى از طعام يا دو مشت» ذكر شده است. و اولى اينست كه محرم سرش را جز نحوى ملايم و با اطراف انگشتان نخارد.
٢٧٠٢- و در روايت هشام بن سالم آمده است كه امام صادق ٧ گفت: چون يكى از شما در حال احرام دستش را بر سرش و بر محاسنش بگذارد، و چيزى از موى آن بيفتد، ميبايد يك مشت از كعك[١] يا از سويق[٢] صدقه بدهد.
٢٧٠٣- و أبان از ابو الجارود روايت كرده است كه گفت: مردى از امام باقر ٧ در باره مرد كه در حال احرام شپشى را كشته است سؤال كرد. امام گفت: بد كارى كرده است. گفت: پس فديه آن چيست؟ گفت: فديهاى ندارد.
[١] كعك نان گردى است كه آن را از آرد و از شير يا چيزهاى ديگر ميسازند.
[٢] سويق طعامى است كه از آرد تفت داده گندم يا جو تهيه مىكنند.