ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٧٩ - *(نكتهها در حج انبياء و مرسلين صلوات الله عليهم اجمعين) *
و چنان افتاد كه آب زمزم قطع شد، پس اسماعيل از كمى آب شكايت به ابراهيم ٧ برد، و خداوند عزّ و جلّ به ابراهيم ٧ وحى فرستاد، و او را بحفر زمين فرمان داد، و او و اسماعيل و جبرئيل عليهم السّلام به حفر پرداختند، تا آب زمزم ظاهر شد.
شرح: «علامه مجلسى در مرآة العقول گويد: شايد كه نخستين مرحله ظهور آب زمزم در اثر آن بوده است كه اسماعيل ٧ پاى خود را بر روى زمين سائيده، و از آن پس آب زمزم رو بخشكى رفت، تا ابراهيم ٧ در همان جا حفّارى كرده، تا آب ظاهر شده است، و ممكن است كه اين حفر بمنظور افزايش آب مىبوده، و بنا بر اين معنى قول امام ٧ كه فرمود: «تا آنكه آب زمزم ظاهر شد» اين باشد كه آب بنحو چشمگيرى ظاهر شده، و مراد از ظهور كثرت باشد».
و ابراهيم ٧ بر چهار گوشه چاه (با كلنگ) ضربتى زد، و در هر ضربت بسم اللَّه گفت، پس چهار چشمه بجوشيد، پس جبرئيل ٧ او را گفت: بنوش أى ابراهيم و براى فرزندانت در آن آب طلب بركت كن، و از اين آب بر خود بيفشان، و گرد اين خانه طواف كن، زيرا اين سرچشمهاى است كه خداوند تعالى آن را براى اسماعيل و فرزندانش روان ساخته است.
و امّا در خصوص قول خداوند عزّ و جلّ كه فرموده است: «در آن بيت آيات بيّناتى هست كه از جمله مقام ابراهيم براى نماز است» پس يكى از آن آيات اينست كه